روضه

مرکز نشر و دانلود متن روضه ، صوت روضه، کلیپ روضه، کتاب های مقتل ،شعر، مداحی و غیره

روضه

مرکز نشر و دانلود متن روضه ، صوت روضه، کلیپ روضه، کتاب های مقتل ،شعر، مداحی و غیره

روضه

بسم الله الرحمن الرحیم

بوی عطرش به مشامم چو نسیم است خدا میداند

اهل عالم بدانید حسین شاه کریم است خدا میداند

ای دلم گرد یتیمی به من و تو به چه کار ؟

هر که ارباب ندارد یتیم است خدا میداند

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

۲۱ مطلب در فروردين ۱۳۹۳ ثبت شده است

۲۶
فروردين
۹۳

معتبرترین کتابها، احادیث و روایات معجزه هایی را از سالار شهیدان کربلا منعکس کرده اند تا حجت بر آنانیکه راه انکار را بر واقعه کربلا پیش گرفته اند به یقین تاریخی ترین حادثه عالم خلقت پی ببرند. معجزاتی که حتی در کتاب اهل سنت هم به آن اشاره شده است.

  • سید محمد علوی زاده
۲۶
فروردين
۹۳

ای وای که باز اربعین آمده است     هنگام عزای مومنین آمده است

زینب ز ره شام به دیدارحسین     باقافله غم آفرین آمده است

روضه مکتوب اربعین اباعبدالله الحسین
(علیه السلام)
  • سید محمد علوی زاده
۲۶
فروردين
۹۳

یارب امام مجتبی مسموم کین شد     قلب شریفش پاره اندرراه دین شد

آمدبه بالینش حسین باچشم گریان      زینب ازاین ماتم شده زارپریشان

اندرجنان زهراسیه پوش غمین است     بهرحسن افسرده وزاروحزین است

روضه مکتوب امام حسن مجتبی (علیه السلام)
  • سید محمد علوی زاده
۲۶
فروردين
۹۳
شده وقت هجران حلالم کنید     یتیمان یتیمان حلالم کنید
شدم راحت امشب زدست عدو
     زنم بوسه برهردودست عمو
دهم شرح سوزعطش موبه مو
    خرابه نشینان حلام کنید


روضه مکتوب حضرت رقیه (سلام الله علیها)
  • سید محمد علوی زاده
۲۶
فروردين
۹۳
اگر قبول داریم که حضرت سیدالشهداء (علیه­السلام)  با شهادت خویش به مقام فنا که بالاترین مرحله سلوک است- رسیده‏‎اند، دیگر اشک ریختن براى او چه معنا دارد؟
  • سید محمد علوی زاده
۲۶
فروردين
۹۳
گزارشگر بی بی سی رسومی مانند بر سر و سینه زدن، گریه کردن، مداحی، نمایش تعزیه و سخنرانی پیرامون اهداف کربلا را ”رسم های دولتی و حکومتی" خوانده ولی قمه زنی را سنتی دیرپا و مردم پسند عنوان می کند و مدعی می شود حتی بسیاری از علمای شیعه پیشتر آن را انجام می داده اند اما پس از رسیدن به قدرت، برای حفظ قدرت خویش ناچار آن را کنار گذاشته اند!
  • سید محمد علوی زاده
۲۶
فروردين
۹۳
چرا پیش از روز عاشورا لباس مشکی می پوشیم و قبل از شهادت امام حسین (علیه السلام) عزاداری می کنیم؟
alt

پاسخ این است اولا تا امام زمان (عج) به این دهه اول و این مجالس عنایت ویژه نداشته باشد میلیونها نفر در این دهه شور حسینی به سرشان نمی افتد این نشان دهنده این است که رازی در این دهه است .

آن راز این است که تا روز عاشورا باید معلوم شود حسینی هستیم یا یزیدی و روز عاشورا بر این سرنوشت مهر تأیید می خورد.

  • سید محمد علوی زاده
۲۶
فروردين
۹۳

فرمتهای مختلف برای استفاده در انواع موبایل ، تبلت و کامپیوتر


تالیف ملا حسین کاشفی سبزواری
  • سید محمد علوی زاده
۲۶
فروردين
۹۳
قلب منو پر شراره کردی
وقتی که ز من کناره کردی
والله که مُردم از خجالت
وقتی که به در اشاره کردی
ای سرو خمیده ، با رنگ پریده
می روی ز پیشم ، ای خوشی ندیده
  • سید محمد علوی زاده
۲۶
فروردين
۹۳

کربلا برای دیدنت چشم انتظارم

همه لحظه لحظه ها رو می شمارم

به خدا خسته شدم بسته جدایی

کی میشه سر روی شش گوشت بذارم

برای عضویت در خبرنامه و اطلاع از آخرین بروزرسانی وبلاگ ایمیل خود را در کادر ذیل وارد نموده و دکمه ارسال به خبرنامه  را بزنید!

پس از تکمیل مراحل ثبت نام و دریافت اولین ایمیل از خبرنامه، روی لینک فعال سازی کلیک نمائید!

ایمیل خود را وارد کنید:

FeedBurner

 

  • سید محمد علوی زاده
۲۵
فروردين
۹۳
حماسه کربلا، بزرگترین و دلخراش ترین واقعه تاریخ است که پس از 1400 سال هنوز هم زنده مانده و پس از چهارده قرن به یاد آن واقعه اشکها ریخته می شود و ناله و فریاد به پا است. در این مقاله قصد داریم که سیر تاریخی عزاداری شهدای کربلا را مورد بررسی قرار دهیم.

مراسم عزادارى امام حسین(علیه اسلام) نخستین بار در روز یازدهم محرم سال 61 هجرى در کنار اجساد مطهر شهیدان توسط اهل بیت‏ علیه السلام برگزار گردید.

پس از آن هنگام ورود کاروان اسیران به کوفه، امام زین ‏العابدین و حضرت زینب و ام‏ کلثوم علیهم السلام براى مردم کوفه که براى تماشا آمده بودند، سخنرانى کردند. در پى این سخنرانیها صداى ضجه و گریه از خانه‏ها و مردم کوفه بلند شد. که به نوعی عزاداری برای شهدا و افشاگری امویان بود.
  • سید محمد علوی زاده
۲۵
فروردين
۹۳
بسم الله

بوی کربلا داره روضه های ما        مگه یادمون میره خاطرات جبهه ها

دریا دل، با صفا، عاشق، بی ادعا         یک به یک تا خدا  پر میکشیدن

غرق شور نوا محو نور خدا         تا عرش کربلا پر میکشیدن

(از اینجا دانلود کنید)بوی کربلا

  • علی حسنوند
۲۵
فروردين
۹۳
دخترم فاطمه با شوق دامنی را که عمه مژگان برایش فرستاده بود پوشید.دامن کوچک چین چین به اندازه یک دختر بچه پنج ساله.


چرخی زد و گفت باید جوراب شلواری هم بپوشم!

من و مادرش نگاهش می کردیم و اصلا حواسمان به زهرا نبود.زهرا خواهر کوچک فاطمه سه ساله است.

  • علی حسنوند
۲۵
فروردين
۹۳
مشکل ازدواج دارید؟

شهوت بهتون فشار آورده؟
نمیخواهید به گناه بیفتید؟
یا خدای ناکرده آلوده شدید! ولی دوست ندارید ادامه بدید!؟
می خواهید نجات پیدا کنید!؟
مورد مناسب پیدا نمیشه!؟
سنتون بالا رفته! و نگرانید!؟
پس با ما همراه شوید! تا  شما را جائی بفرستیم که دست خالی برنگردید

  • سید محمد علوی زاده
۲۵
فروردين
۹۳

امام رضا
(علیه السلام):

«یاابن الشبیب ان کنت باکیا فابک للحسین»

ای پسر شبیب خواستی گریه کنی برای حسین گریه کن!!

این فیلم رو ببینید!! من نموتونم توضیح بدم!!

دریافت
مدت زمان: 3 دقیقه 32 ثانیه

  • سید محمد علوی زاده
۲۵
فروردين
۹۳

حدود 200 جلد کتاب مفید در مورد ذکر مصائب، مرثیه و مدایح، احادیث،  زندگانی و سیره حضرت و...+ کتابخانه های دیجیتالی

دانلود و مطالعه فرمتهای مختلف برای استفاده در انواع موبایل ، تبلت و کامپیوتر



برای مشاهده و دانلود تصویر با اندازه واقعی روی تصویر کلیک کنید
 
  • سید محمد علوی زاده
۲۵
فروردين
۹۳
 

بسم الله الرحمن الرحیم

وقتی درختی پیر و بی‌بار شدم، مرا نیز از آسمان به زیر کشیدند تا ستون خانه‌ای یا هیزم خانواده‌ای گردم.
بریدند و تراشیدند و کوبیدند تا آن که از من دری ساختند ساده، اما محکم!
مرا بُردند و در مسجد پیامبرِ خدا استوار کردند.

دری شدم از درهای بهشت. درِ خانه‌ی زهرا و علی! درِ علم، درِ رحمت، درِ مغفرت.

دوباره حس تازگی، روح جوانی، میل جوانه زدن، در من شکفت.

همیشه به تخته‌ای که کشتی نوح شد، به چوبی که عصای موسی گشت، به ستونی که تکیه گاه محمد ص بود، غِبطه می‌خوردم. اما اکنون، خداوند سعادتی نصیبم کرده بود که همه‌ی درختان عالَم در حسرت داشتنش بودند.

رسول خدا چندین مرتبه در روز مقابلم می‌ایستاد و با گفتن
"السلام علیکم یا اهل بیت النبوه"
از اهل خانه اذن دخول می‌گرفت.

و من آن لحظاتی را که هر پنج نفرشان با هم بودند، چه دوست می‌داشتم.

همه جا پر می‌شد از عِطر بهشت، نور خدا.
نه من، که خدا هم آن لحظات را دوست داشت.
چه روزهایی زیبایی!

چه دری از من خوشبخت تر است؟

اما روزهایی رسید که از بودنم پشیمان شدم.

هیزم آوردند و فاطمه را تهدید کردند که اگر در را نگشاید و علی را به ایشان تحویل ندهد، خانه را به آتش خواهند کشاند.

فاطمه به من چسبید و رَساتر از پیش گفت: "به خدا سوگند دست از یاریِ امامم بر نخواهم داشت".
هیزم‌ها را آتش زدند تا مرا در آتش بسوزانند و به اهل خانه برسند.

"فاطمه جان! ای جان پیامبر! کمی از من فاصله بگیر. نکند خدای ناکرده آتشی که به جانم زده اند تو و آن طفلک معصوم را که در شکم داری آزار دهد.

فاطمه جان! ای جان پیامبر! اینگونه به من نچسب. از جانت هراسانم.

فاطمه جان! ای جان پیامبر! جان پیامبر کمی عقب تر برو ...  "

کاش همان روزی که مرا از نخلستان جدا کردند، هیزم تنوری می‌شدم و این روز را نمی‌دیدم. کاش دانه‌ای که از آن ریشه دواندم، پوسیده بود و به بار نمی‌نشست. کاش ...

 

برگرفته از نوشته خانم زهرا مرادی از سایت

http://www.mohammadivu.org

 

 

  • علی حسنوند
۲۵
فروردين
۹۳




یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ

 صَابِرَةً وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَکِ أَوْلِیَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِکُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ

أَبُوکِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ


وَ أَتَى (أَتَانَا) بِهِ وَصِیُّهُ‏ فَإِنَّا نَسْأَلُکِ إِنْ کُنَّا صَدَّقْنَاکِ إِلاَّ أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِیقِنَا

 لَهُمَا لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلاَیَتِکِ‏

اَلسَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ نَبِیِّ اللَّهِ‏ السَّلاَمُ عَلَیْکِ

 یَا بِنْتَ حَبِیبِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَلِیلِ اللَّهِ‏

 السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ صَفِیِّ اللَّهِ



السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَمِینِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ خَلْقِ اللَّهِ‏ السَّلاَمُ

عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَفْضَلِ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلاَئِکَتِهِ‏

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ الْبَرِیَّةِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا سَیِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ

الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ‏ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا زَوْجَةَ وَلِیِّ اللَّهِ

وَ خَیْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ‏

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْفَاضِلَةُ الزَّکِیَّةُ
 
السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّةُ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا التَّقِیَّةُ النَّقِیَّةُ السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِیمَةُ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَةُ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ

صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکِ وَ عَلَى رُوحِکِ وَ بَدَنِکِ‏

أَشْهَدُ أَنَّکِ مَضَیْتِ عَلَى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّکِ وَ أَنَّ مَنْ سَرَّکِ فَقَدْ سَرَّ رَسُولَ اللَّهِ

صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

وَ مَنْ جَفَاکِ فَقَدْ جَفَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

وَ مَنْ آذَاکِ فَقَدْ آذَى رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

وَ مَنْ وَصَلَکِ فَقَدْ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

وَ مَنْ قَطَعَکِ فَقَدْ قَطَعَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

لِأَنَّکِ بَضْعَةٌ مِنْهُ وَ رُوحُهُ الَّذِی بَیْنَ جَنْبَیْهِ کَمَا قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

أُشْهِدُ اللَّهَ وَ رُسُلَهُ وَ مَلاَئِکَتَهُ أَنِّی رَاضٍ عَمَّنْ رَضِیتِ عَنْهُ سَاخِطٌ عَلَى مَنْ

 سَخِطْتِ عَلَیْهِ‏

مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ مُوَالٍ لِمَنْ وَالَیْتِ مُعَادٍ لِمَنْ عَادَیْتِ‏ مُبْغِضٌ لِمَنْ

أَبْغَضْتِ مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتِ وَ کَفَى بِاللَّهِ شَهِیداً وَ حَسِیباً وَ جَازِیاً وَ مُثِیباً

 
ترجمه
 
زیارت حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها



اى آن که خدایى که تو را خلق کرد پیش از خلقت بیازمود و در آن آزمایش بر هر گونه بلا و مصیبت تو را شکیبا و بردبار گردانید

و ما چنین پنداریم که دوستان شما هستیم و مقام بزرگى شما را تصدیق مى‏کنیم و بر هر دستور و تعلیمات الهى که پدر شما و وصیّش که درود حق بر او

و آلش باد براى ما آورد صبور و مطیع خواهیم بود

پس ما درخواست مى‏کنیم هرگاه که مصدق و مؤمن به شما هستیم که ما را بواسطه این تصدیق به رسول و وصیش خدا به شما ملحق فرماید

تا به ما مژده رسد که بواسطه دوستى شما ما را از گناهان پاک سازد

سلام بر تو اى دختر رسول خدا سلام بر تو اى دختر پیغمبر خدا

سلام بر تو اى دختر حبیب خدا سلام بر تو اى دختر دوست خاص خدا

سلام بر تو اى دختر بنده خالص خدا سلام بر تو اى دختر امین خدا سلام بر تو اى دختر بهترین خلق خدا

سلام بر تو اى دختر بهترین پیغمبران و رسولان و فرشتگان خدا

سلام بر تو اى دختر بهترین خلق سلام بر تو اى سیده زنان عالم از اولین و آخرین

سلام بر تو اى زوجه ولى خدا (امیر المؤمنین) و بهترین تمام خلق بعد از رسول خدا

سلام بر تو اى مادر حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشت


سلام بر تو اى صدیقه طاهره که به راه دین شهید گردیدى

سلام بر تو اى آنکه خدا از تو خوشنود و تو از خدا خوشنودى

سلام بر تو اى صاحب فضیلت‏و پاکیزه صفات سلام بر تو اى انسیه حوراء

سلام بر تو اى ذات متقى پاک گوهر سلام بر تو اى آنکه به الهام خدا دانا بودى

سلام بر تو اى مظلوم (و داراى عصمت) که حق تو را غصب کردند

سلام بر تو اى ستم کشیده و مقهور دشمنان دین

سلام بر تو اى فاطمه دختر رسول خدا و رحمت و برکات حق بر تو باد

درود خدا بر تو و بر جسم و جان تو باد


گواهى مى‏دهم که چون تو از جهان رفتى با مقام یقین و دلیل روشن از جانب پروردگار بودى و هر که تو را مسرور و شاد ساخته

رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد را شاد ساخته

و هر که در حق تو جفا و ظلم کرد به رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد ظلم و جفا کرده

و هر که تو را آزرده کرد رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد را آزرده است

و هر که به تو پیوست به رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد پیوسته

و هر که از تو بریده از رسول خدا که درود خدا بر او و آلش باد بریده است

زیرا تو پاره تن پیغمبر و روح مقدس آن بزرگوارى

خدا را گواه مى‏گیرم و رسول او و فرشتگان را که من از آن کس راضیم که شما از او راضى هستید و خشمگینم از هر که شما از او خشمگین هستید

بیزارم از آنکه شما از او بیزارید دوستم با آن که شما با او دوستید و دشمنم با هر که شما با او دشمنید

ناراضیم از هر که شما از او ناراضى هستید و محبوب من است هر که محبوب شماست و بر صدق گواهى من خدا کافى است

که گواه و محاسب و جزا دهنده و ثواب بخشنده است.

خدا را گواه مى‏گیرم و پیغمبران و فرشتگان را خدا را گواه مى‏گیرم و فرشتگان را که من دوستم با دوستان شما

و دشمنم با دشمنان شما و با هر که محاربه کند با شما محاربم

من اى مولاى من به مقام عصمت و عظمت تو و پدر بزرگوارت و شوهر و فرزندانت که پیشوایان دین منند یقین دارم

و به ولایت و امامت شما ایمان دارم و ملتزم اطاعت شما هستم

گواهى مى‏دهم که دین همان است که آنها راست و حکم خدا همان حکم است که آنها کنند و آنها حکم خدا را البته به خلق رسانیدند

و امت را به راه خدا به طریق حکمت و برهان و پند و اندرز نیکو دعوت کردند و از ملامت لائمان نیندیشیدند

و درود بر تو و بر پدر بزرگوار و شوهر و ذریه و فرزندانت که امامان پاک گوهرند اى پروردگار درود فرست بر محمد (ص) و اهل بیتش

و درود فرست بر بتول طاهره و صدیقه معصومه باتقواى پاکیزه روح

که از خدا راضى است و خدا از او راضى است پاک گوهر با رشد و هدایت و مظلوم و مقهور امت که حقش را غصب

و ارثش را منع کردند و استخوان پهلویش را شکستند و به شوهرش ستم نمودند و فرزندش را شهید کردند

اى خدا فاطمه دخت رسول توست و پاره تن و باطن قلب و جگر گوشه پیغمبر توست

تحیت و درود از توبر او باد و او تحفه گرانبهاى توست که خاصه به وصى رسولت اعطا فرمودى و حبیب حضرت مصطفى و قرین حضرت مرتضى

و بزرگ زنان عالم و بشارت دهنده اولیاء و ملازم ورع و زهد

و سیب باغ فردوس و بهشت خلد تو مولدش را به شرف زنان بهشتى شرافت دادى

و انوار ائمه طاهرین را از نسل پاک او مقرر داشتى و در برابرش پرده نبوت را بیاویختى

پروردگارا درود فرست بر او درودى که مقامش نزد تو بیفزاید و نزد تو شرافت یابد و از مقام رضا و خشنودیت منزلت گیرد از ما تحیت و سلام به روح پاک آن بزرگوار برسان

و بواسطه دوستى و محبت او ما را فضل و احسان و رحمت و مغفرت کرامت فرما که تو اى خدا داراى مقام عفو با لطف و کرامتى
  • علی حسنوند
۲۵
فروردين
۹۳

بسم الله الرحمن الرحیم

وصیت کرده بود: على جان! مرا که دفن کردى و روى قبرم را پوشاندى، زود از کنار قبر من نرو، مدتى بایست، این لحظه‏ اى است که من به تو نیاز دارم.

على به دست خودش زهرا را دفن مى‏ کند، با دست خود قبر محبوب را مى‏ پوشاند، خاکها را مى‏ ریزد و زمین را هموار و صاف مى‏کند. لباسهایش همه غبارآلود شده است. گرد و غبارها را از لباسش مى‏پ راکند.

حالا نوبت این است که یک مدتى همین جور بایستد.

فَلَمّا نَفَضَ یَدَهُ مِنْ تُرابِ الْقَبْرِ هاجَ بِهِ الْحُزْنُ ؛

یعنى از کارهایش که فارغ شد یکمرتبه غم و اندوه‏ ها بر قلب على رو آورد.

چه بکند؟ با که حرف بزند؟ درد دل خودش را به که بگوید؟

قبر پیغمبر نزدیک است. کسى بهتر از پیغمبر نیست. رو مى‏کند به قبر مقدس پیغمبر:

السَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسولَ اللَّهِ عَنّى وَ عَنِ ابْنَتِکَ النّازِلَةِ فى جِوارِکَ وَ السَّریعَةِ اللِّحاقِ بِکَ، قَلَّ یا رَسولَ اللَّهِ عَنْ صَفِیَّتِکَ صَبْرى

یا رسول اللَّه! هم از طرف خودم و هم از طرف دخترت زهرا به شما سلام عرض مى‏کنم، حال على را اگر مى‏پرسید صبر على بسیار اندک شده است.

وَ سَتُنَبِّئُکَ ابْنَتُکَ بِتَضافُرِ امَّتِکَ عَلى‏ هَضْمِها

یا رسول اللَّه! عن قریب دخترت به تو خواهد گفت که امت تو بعد از تو با او چه رفتارى کردند.

(مجموعه ‏آثاراستادشهیدمطهرى ج‏22 468- 467)


یا امیرالمومنین روحی فداک             آسمان را دفن کردی زیر خاک

آه را در دل نهان کردی چرا                  ماه را در گل نهان کردی چرا

یا علی جان تربت زهرا کجاست؟               یادگار غربت زهراکجاست


  • علی حسنوند
۱۶
فروردين
۹۳


دانلود آهنگ حب الحسین با صدای سینا پارسیان


دانلود ابتهال حب الحسین با صدای محمد جواد عاطفی


دانلود ابتهال حب الحسین با صدای حامد شاکر نژاد


دانلود ابتهال حب الحسین با صدای طه الفشنی


دانلود مداحی حب الحسین اجننی محمود کریمی

  • علی حسنوند
۰۸
فروردين
۹۳
 

بسم الله الرحمن الرحیم

مى گویى هیچ کس جرأت نداشت به خانه على (ع) حمله کند، زیرا اگر کسى مى خواست این کار را بکند، قبیله قریش به یارى على (ع) مى آمدند و او را یارى مى کردند، این سخن توست:

«قریش بزرگ ترین و قوى ترین قبیله در عربستان به حساب مى آمد و در درون قریش، بنى هاشم قوى ترین قوم بشمار مى آمد، به طورى که همه، برترى آن را پذیرفته بودند. عموزاده هاى این تیره، بنى امیه بودند که بعضى اوقات با بنى هاشم رقابت مى نمودند، امّا اگر پاى کسى دیگر به میان مى آمد این دو فوراً با هم یکى مى شدند».

تو از قبیله قریش سخن گفتى، اکنون من از تو سؤال مى کنم آیا تو از کینه عرب جاهلى چیزى شنیده اى؟ آیا مى دانى که قبیله قریش، کینه على(ع) به دل داشتند؟

حتماً شنیده اى که جنگ بدر و اُحد و احزاب را همین قریش به راه انداختند. در این جنگ ها، این شمشیر على(ع) بود که به یارى اسلام آمد. اگر شجاعت و فداکارى او نبود، کفّارِ قریش، اسلام را از بین برده بودند.

آرى! در آن جنگ ها، على (ع) بدون هیچ واهمه اى، به جنگ کفّار قریش مى رفت و آنان را به خاک و خون مى انداخت. بسیارى از خانواده هاى قریش، یکى از افرادشان به دست على (ع) کشته شده بود!

آیا قریش مى توانست کینه على (ع) را به دل نگیرد؟ آنان چگونه مى توانستند خون عزیزان خود را فراموش کنند؟

در سال هشتم هجرى مکّه فتح شد و کفّار قبیله قریش، مسلمان شدند، امّا آنان کینه على (ع) را از یاد نبردند.

وقتى پیامبر از دنیا رفت، کینه هایى که در دل ها بود، بار دیگر زنده شد، آن ها وقتى دیدند ابوبکر به خلافت رسید، خوشحال شدند و بعضى از آنان حتّى عُمَر را در هجوم به خانه فاطمه (س) یارى کردند.

خالد بن ولید از خاندان قریش بود، پدرِ او به دست على (ع) کشته شده بود. خالد بن ولید در روز هجوم به خانه فاطمه (س)، همراه عُمَر بود و او را یارى کرد.[1] (کتاب سلیم بن قیس، ص 387)

                                                                                                                                                   * * *

 من از سخن تو تعجّب مى کنم، تو مى گویى اگر کسى مى خواست به خانه فاطمه (س) هجوم برد، قریش به میدان مى آمد و مانع این کار مى شد، گویا تو کتاب هاى خودتان را هم نخوانده اى. این سخن على(ع) را علامه دِینَوَرى و دانشمندان دیگر نقل کرده اند، ببین که على (ع) چگونه با خداى خود سخن مى گوید:

«بار خدایا! براى پیروزى بر قریش از تو یارى مى خواهم که امروز آنان پیوند خویشاوندى خود با من را بریده اند و کار مرا دگرگون ساخته اند. خدایا! امروز قریش علیه من متحّد شده اند، من به اطراف خود نگاه مى کنم، هیچ کس جز خانواده ام همراه من نیست، هیچ یار و یاورى ندارم که مرا یارى کند».[2] (الإمامة والسیاسة، ج 1، ص 134، و راجع الغارات، ج 1، ص 308؛ و  نهج البلاغة، ج 2، ص 85؛ و التعجّب للکراجکی، ص 69، مناقب آل أبی طالب، ج 2، ص 48، بحار الأنوار ج 29، ص 605 و 607، شرح نهج البلاغة، ج 4، ص 104)

این سخن على(ع) است که از دل تاریخ به گوش مى رسد، على(ع) از بى وفایى قریش سخن مى گوید!

کاش قریش فقط بى وفا بود و فقط سکوت مى کرد، افسوس که قبیله قریش علیه على متحّد شدند، آنان دشمن على (ع) را یارى کردند.

                                                                                                                                                   * * *

وقتى مردم با ابوبکر بیعت کردند، ابوسفیان نزد على(ع) آمد و چنین گفت:

«اى على! دستت را بده تا با تو بیعت کنم».[3] (الامامة و السیاسة، ج 1، ص 30؛ و راجع الاحتجاج، ج 1، ص 207، ح 38؛ و کنز العمّال، ج 5، ص 654؛ و تاریخ طبری، ج 2، ص 450)

این کار ابوسفیان خیلى عجیب بود، ابوسفیان کسى بود که براى کشتن پیامبر، جنگ بدر و اُحد را به راه انداخت. على(ع) مى دانست که ابوسفیان به دنبال بهانه اى است تا میان مسلمانان اختلاف بیاندازد.

على(ع) به ابوسفیان گفت:

«اى ابوسفیان! تو از این سخنان خود قصدى جز مکر و حیله ندارى».[4] (بحار الانوار، ج 22، ص 520)

ابوسفیان وقتى این سخن را شنید از آنجا دور شد. آرى! ابوسفیان پیش خود نقشه کشیده بود تا آن روز انتقام خود را از اسلام بگیرد، او که شمشیر زدن و شجاعت على(ع) در جنگ ها را دیده بود، خیال مى کرد که على(ع) شمشیر به دست خواهد گرفت و به جنگ این مردم خواهد رفت و جنگ داخلى در مدینه روى خواهد داد، امّا ابوسفیان نمى دانست که على(ع)، این گونه امید او را نا امید خواهد کرد.[5]

مى گویى که ابوسفیان آن روز مى خواست على (ع) را یارى کند و با على متحّد شود، تو خیال کرده اى که بنى امیّه واقعاً مى خواستند با بنى هاشم، متحّد شوند، امّا اگر واقعاً هدف ابوسفیان کمک به على (ع) بود، پس چرا ساعتى بعد با ابوبکر بیعت کرد، البتّه وقتى به او وعده اى بزرگ دادند!

وقتى ابوبکر را به مسجد پیامبر بردند تا به عنوان خلیفه نماز بخواند، عُمَر نگاه کرد دید که ابوسفیان با عدّه اى از بنى امیّه در گوشه اى نشسته اند. یک نفر این پیام را براى ابوسفیان برد: «به تو قول مى دهیم که فرزندت، معاویه را در حکومت خود شریک کنیم».

ابوسفیان لبخند زد و گفت: «آرى!، ابوبکر چه خوب خلیفه اى است که صله رحم نمود و حقّ ما را ادا کرد». بعد از آن، ابوسفیان و بنى اُمیّه با خلیفه بیعت کردند. با بیعت ابوسفیان و بنى امیه دیگر خلافت ابوبکر محکم تر مى شود.[6] (تاریخ طبری، ج 2، ص 449؛ و اعیان الشیعة، ج 1، ص 430)

فراموش نکن که ماجراى هجوم به خانه فاطمه (ع)، یک هفته بعد از بیعت ابوسفیان با ابوبکر روى داد. عُمَر و ابوبکر مطمئن شدند قریش (و مخصوصاً بنى امیّه که شاخه مهمّى از قریش بودند) از آنان حمایت مى کند. آن ها بعد از آن براى هجوم به خانه فاطمه (س) برنامه ریزى کردند.

ابوسفیان به همه برنامه هاى ابوبکر راضى بود و هیچ اعتراضى نکرد، زیرا مى دانست در مقابل این سکوت، پسرش معاویه در این حکومت سهم خواهد داشت. آرى! عُمَر هم به قول خود وفا کرد و وقتى به خلافت رسید، حکومت شام را دربست به معاویه بخشید!

بنى امیه در مقابل هجوم حکومت به خانه فاطمه (ع) سکوت کرد تا بتواند سهم بزرگى از این حکومت را از آن خود نماید. عُمَر به خانه فاطمه (س) هجوم برد، امّا قبل از آن، حقّ سکوت خوبى به قبیله قریش و خصوصاً بنى امیّه داد. این راز عدم اعتراض قریش است.


برگرفته از کتاب "روشنی  مهتاب"

  • علی حسنوند