روضه

مرکز نشر و دانلود متن روضه ، صوت روضه، کلیپ روضه، کتاب های مقتل ،شعر، مداحی و غیره

روضه

مرکز نشر و دانلود متن روضه ، صوت روضه، کلیپ روضه، کتاب های مقتل ،شعر، مداحی و غیره

روضه

بسم الله الرحمن الرحیم

بوی عطرش به مشامم چو نسیم است خدا میداند

اهل عالم بدانید حسین شاه کریم است خدا میداند

ای دلم گرد یتیمی به من و تو به چه کار ؟

هر که ارباب ندارد یتیم است خدا میداند

طبقه بندی موضوعی

۲۸ مطلب در مهر ۱۳۹۳ ثبت شده است

۳۰
مهر
۹۳

استاد انصاریان

دریافت

  • سید محمد علوی زاده
۳۰
مهر
۹۳

 استاد فرحزاد

دریافت

  • سید محمد علوی زاده
۳۰
مهر
۹۳

مرحوم محمد تقی فلسفی ره

دریافت

  • سید محمد علوی زاده
۳۰
مهر
۹۳
  • سید محمد علوی زاده
۳۰
مهر
۹۳
 

افسران - شفا گرفتن حضرت آیت الله شیخ میرزا احمد سیبویه (ره)

پدر و مادر مرحوم سیبویه در یک روز از دنیا رفتند و زمانی که آنها فوت کردند ، مرحوم سیبویه در بستر بیماری بود و پزشکان از بهبودش قطع امید کرده بودند . مرحوم سیبویه 20 روز بعد از فوت والدینش زمانی که کمی بهبود یافته بود ، متوجه فوت آنها می شود .

بعد از اینکه میرزا احمد سیبویه بهبود یافت، گفت: «در بستر بیماری در عالم مکاشفه بودم، همراه پدرم در حرم امام حسین (ع) ایستاده بودیم؛ پدرم از امام حسین (ع) شفای مرا خواست. حضرت اباعبدالله (ع) فرمودند: «اجلش رسیده است» و پدرم امام حسین (ع) را به مادرش حضرت زهرا (س) قسم می‌دهد و می‌گوید: اگر شما بخواهید، می‌شود.

  • سید محمد علوی زاده
۳۰
مهر
۹۳

دو تا آقا زاده اند برای بیداری عقل خیلی مهمه ،یکی اسمش محمد یکی دیگه اسمش ابراهیم اینا دو تا آقا زاده های مسلم بن عقیلند وقتی که امام حسین علیه السلام اومد و مسلم اومد به سمت کوفه وقتی درا رو می خواستند ببندند به سمت مسلم این دو تا بچه تو دست بابا مونده بودند چه کار کنند مسلم اومد در خانه شریح قاضی ،شریح میای گفت:مسلم برو درد سر برا من درست نکن گفت : من کاریت ندارم نمیام تو فقط ازت خواهش می کنم این دو تا بچه های من و دستشون بگیر بذار تو دست حسین.مسلم به شهادت رسید کربلا به وقوع پیوست شنید کاروان داره می ره به سمت کوفه دو تا بچه های مسلم داد دست پسرش گفت:اینا رو برسون به قافله .داشت می اومد تو راه گفت:اون قافله است داره می ره خودتون رو برسونید به کاروان هر چه دویدند بچه ها نرسیدند
  • سید محمد علوی زاده
۳۰
مهر
۹۳
منابع :بحار الانوار ، العوالم الامام حسین ع و...

عبد الله بن حسن علیه السلام در سن یازده سالگی بود بعد از آنکه امام حسین علیه السلام را محاصره نمودند و حضرت دقایقی قبل از شهادت را سپری می نمود عبد الله پسر امام حسن علیه السلام که بچه ای نابالغ بود از خیمه زنان خارج شد امام حسین علیه السلام به حضرت زینب سلام الله علیها فرمود: (اِحبِسیه یا اُختَ) او را نگه دار ای خواهر. حضرت زینب خواست مانع او شود اما او اصرار می نمود و می گفت: (لا وَالله لا اُفارِقُ عَمّی) بخدا قسم از عمویم جدا نخواهم شد. و با عجله خود را به امام حسین  علیه السلام رساندابجر بن کلب و طبق روایتی حرملة بن کاهل جلو آمد و قصد زدن شمشیر بر سر امام علیه السلام را داشت که عبد الله فریاد زد: (وَیلَکَ یَابنَ الخَبیثَة آَتَقتُلُ عَمّی؟) وای بر تو ای پسر مادر خبیث(کنایه از حرام زاده بودن) آیا می خواهی عموی مرا بکشی؟


وقتی آن ملعون شمشیر را فرود آورد، عبد الله دست خود را سپر امام حسین علیه السلام قرار داد و دستش چنان قطع گردید که به پوستی آویزان شد عبد الله فریاد زد: عمو جان.

  • سید محمد علوی زاده
۳۰
مهر
۹۳

شتافتن برادرزاده برای یاری عمویش حسین علیه السلام

وَ قَدْ ضَعُفَ عَنِ الْقِتَالِ …. .فَقَالَ ع بِسْمِ اللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ إِلَهِی تَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقْتُلُونَ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّهِمْ.ثُمَّ ضَعُفَ مِنْ کَثْرَةِ انْبِعَاثِ الدَّمِ… فَلَبِثُوا قَلِیلًا ثُمَّ کَرُّوا عَلَیْهِ.
فَخَرَجَ إِلَیْهِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْحَسَنِ وَ هُوَ غُلَامٌ لَمْ یُرَاهِقْ مِنْ عِنْدِ النِّسَاءِ یَشْتَدُّ حَتَّى وَقَفَ إِلَى جَنْبِ الْحُسَیْنِ ع فَلَحِقَتْهُ زَیْنَبُ بِنْتُ عَلِیٍّ ع لِتَحْبِسَهُ فَامْتَنَعَ امْتِنَاعاً شَدِیداً وَ قَالَ لَا أُفَارِقُ عَمِّی فَأَهْوَى بَحْرُ بْنُ کَعْبٍ إِلَى الْحُسَیْنِ  فَقَالَ لَهُ الْغُلَامُ وَیْلَکَ یَا ابْنَ الْخَبِیثَةِ أَ تَقْتُلُ عَمِّی فَضَرَبَهُ بِالسَّیْفِ فَاتَّقَاهَا بِیَدِهِ فَبَقِیَتْ عَلَى الْجِلْدِ مُعَلَّقَةً فَنَادَى یَا عَمَّاهُ فَأَخَذَهُ وَ ضَمَّهُ إِلَیْهِ وَ قَالَ یَا ابْنَ أَخِی اصْبِرْ عَلَى مَا نَزَلَ بِکَ وَ احْتَسِبْ فِی ذَلِکَ الْخَیْرَ فَإِنَّ اللَّهَ یُلْحِقُکَ بِآبَائِکَ الصَّالِحِینَ. فَرَمَاهُ حَرْمَلَةُ فَذَبَحَهُ. فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع اللَّهُمَّ إِنْ مَتَّعْتَهُمْ إِلَى حِینٍ فَفَرِّقْهُمْ فِرَقاً وَ اجْعَلْهُمْ طَرائِقَ قِدَداً وَ لَا تَرْضَ عَنْهُمْ أَبَداً.

سالار شایستگان دیگر توان ایستادن نداشت که از جنگ باز ایستاد….. نداى امام حسین علیه السّلام به آسمان برخاست و سر به جانب آسمان بلند کرد و نیایشگرانه گفت: خدایا، تو خود مى دانى که اینان فرزند دخت فرزانه پیامبرشان را مى کشند….آن تبهکاران سنگدل اندکى درنگ کردند و دگر باره بر آن آموزگار والاییها هجوم بردند. در همان لحظاتى که حسین علیه السّلام بر شهادتگاه، خود با لب تشنه و غرق در خون در انتظار شهادت بود، یادگار ارجمند برادرش، «عبد اللَّه»، فرزند امام حسن که کودکى هوشمند بود، از سراپرده بانوان بیرون آمد و شتابان خود را به عموى گرانمایه اش حسین علیه السّلام رسانید تا عمو را یارى کند.

  • سید محمد علوی زاده
۳۰
مهر
۹۳
السَّلامُ عَلَی أبى الفَضلِ العَبّاسِ بنِ أمیرِ المُؤمِنینَ، المُواسى أخاهُ بِنَفسِهِ، الآخِذِ لِغَدِهِ مِن أمسِهِ، الفادى لَهُ الواقى، السّاعى إلَیهِ بِمائِهِ، المَقطوعَةِ یَداهُ، لَعَنَ اللّه ُ قاتِلَیهِ یَزیدَ بنَ الرُّقادِ الحیتى وحَکیمَ بنَ الطُّفیلِ الطّائِىَّ .


سلام بر ابوالفضل عبّاس ، فرزند امیر مؤمنان ؛ از خود در گذرنده با جان برای برادر، برگیرنده از دیروزش برای فردایش، فداییِ او، نگهدارنده، کوشنده برای رساندن آب به او، وکسی که دست هایش بُریده شد! خداوند قاتلانش یزید بن رُقاد حیتی وحَکیم بن طُفَیل طایی را لعنت کند!


منابع:

الاقبال سید بن طاووس، ج۳ ص ۷۳ .

المزار الکبیر مشهدی، ص ۴۸۶.

  • سید محمد علوی زاده
۳۰
مهر
۹۳

منبع:اعیان الشیعه،مقتل الحسین ابو مخنف ازدی و...

حضرت ام البنین علیها سلام هر روز به اتفاق عبید الله فرزند قمر بنی هاشم به قبرستان بقیع می رفت و برای آن حضرت نوحه سرایی می کرد و مردم مدینه برای شنیدن نوحه سرایی آن بانو گرد می آمدند و از سوز و گداز نوحه سرایی آن بانو می گریستند که او چنین نوحه سرایی می نمود : ( ترجمه اشعاری که آن بانو می خواند چنین است)

ای کسانی که عباس را دیده اید که بر گله گوسفندان ( دشمنان ) حمله می نمود

  • سید محمد علوی زاده
۳۰
مهر
۹۳

آقا امام زمان (ع) یک تبسم به روی آدم بکند آدم چه می‌شود؟ مجسم کنید که شما امام زمان (ع) را نگاه کنید و حضرت بخندد فقط، هیچی دیگر. تمام نسلت خوشبخت می‌شود.

آن وقت می‌دانید امام زمانِ قمر بنی‌ هاشم به او چه گفت؟ گفت: «بنفسی أنت» [1]؛ جان من به قربانت.

در مقاتل معتبر داریم. حالا فضایل آقا چقدر است؟ این یک فضیلت را ما نمی‌ توانیم هضم کنیم که این همه شهید در اسلام بودند. روایات معتبر می‌ گوید: «یَغبِطُه جَمیعُ الشُّهدا» [2] اگر این {جمیع} را نداشت می‌ گفتیم شاید بعضی از شهدا را می‌ گوید اما می‌ گوید: مقام حضرت عباس(ع) مقامی است که همه شهدا غبطه آن را می‌ خورند. پدر، امیرالمؤمنین (ع) است.

در بهشت، همه آرزوی مقامش را می‌ برند. امام صادق (ع) فرمود: عموی ما عباس بصیرتش پرده‌ ها را می‌ شکافت. این هم خیلی حرف است.

  • سید محمد علوی زاده
۳۰
مهر
۹۳

روضه مرحوم کافی ره

یک روز آقا امیرالؤمنین در مسجد بود؛ امام حسن و امام حسین علیه السلام نشسته بودند، عباس 4،5 ساله هم بود. امام حسین صدا زد: بابا علی من تشنه ام به غلاممان قنبر بگو برایم آب بیاورد، تا آقا گفت: قنبر بلند شو برای حسینم آب بیاور،یه وقت دیدند عباس علیه السلام بلند شد دوان دوان آمد طرف خانه، صدا زد مادرم ام البنین آقایم حسین تشنه است، بابایم به قنبر گفت برایش آب ببرد، من دلم می خواهد تا قنبر آب نبرده من آب ببرم. مادر یک ظرفی را پر از آب کرد و روی سر بچه گذاشت؛ این بچه از بس با عجله آمد طرف مسجد کمی از آبها روی شانه هایش ریخته بود، همین که وارد مسجد شد، صدای ناله حضرت علی بلند شد. گفتند: چرا گریه می کنید؟ فرمود: مردم نگاه کنید عباسم رفته برای حسینم آب آورده، گفتند: اینها با هم برادرند باید به درد هم بخورند، رفت آب آورد اینکه گریه ندارد. فرمود: نمی دانید عباس به من چه می گوید، من می دانم چه می گوید... 

  • سید محمد علوی زاده
۳۰
مهر
۹۳
منبع: مقتل مقرم، ریاض المصائب و...

السّلام علیک ایها العبدُالصّالح، السّلام علیک یاابالفضلِ العباسَ ابنَ امیرِالمومنین، السلام علیک یابن سیدالوصیین

بیاازخاک برداروبه دامانت سرم بگذار                  به پیش چشم دشمن پای برچشم ترم بگذار
پیامبر اکرم رو کرد به مردم ، فرمود: ای مردم، من شهرعلمم اما این شهر دری دارد که علی بن ابی طالب است. «انا مدینه العلمِ وعلیّ بابها» هرکس بخواهد درب خانه پیغمبرخدا برود، باید اول درب خانه ی علی را بزند.
مرحوم آیه الله قاضی هم فرمود: درعالم مکاشفه بر من ثابت شد که آقا اباعبدالله الحسین (ع) مظهر دریای رحمت الهی هستند اما این دریا درب ورودی دارد که آن وجود نازنین قمر منیر بنی هاشم آقا اباالفضل العباس است.
  ازهمینجا کاروان دلها را ببریم کنارضریح مطهر آقا قمر بنی هاشم
  • سید محمد علوی زاده
۲۹
مهر
۹۳

آیت الله سیبویه ره

دریافت

  • سید محمد علوی زاده
۲۹
مهر
۹۳
  • سید محمد علوی زاده
۲۹
مهر
۹۳
  • سید محمد علوی زاده
۲۷
مهر
۹۳

خرم آن روز کز این منزل بروم بابا          به هوای سر کویت  بزنم بال و پری  بابا

آنقدر حلقه  زنم بر در  درگاه  خدا              تا  بروی   دلم از غیب  گشایند دری

در آن نیمه شب زین العابدین بغلش می گرفت و او را می گرداند ولی فقط می گفت: بابایم را می خواهم، آرام و قرار نداشت؛ ام کلثوم می آمد، از بغل زین العابدین پر می کشید می رفت بغل عمه ولی می گفت: بابایم را می خواهم؛ رباب داغ دیده او را بغل می گرفت، سر بچه را روی شانه اش می گذاشت و می گرداند، می گفت: بابایم را می خواهم؛ خواهر سیزده ساله اش، سکینه بغلش می گرفت، هر چه می گفت: خواهرم گریه نکن، ناله نزن، می گفت: بابایم را می خواهم.

  • سید محمد علوی زاده
۲۷
مهر
۹۳

مرحوم محمد تقی فلسفی ره

دریافت

  • سید محمد علوی زاده
۲۷
مهر
۹۳

استاد میرباقری

دریافت

  • سید محمد علوی زاده
۲۵
مهر
۹۳

 استاد رفیعی

دریافت

  • سید محمد علوی زاده
۲۵
مهر
۹۳

مرحوم کافی ره

دریافت

  • سید محمد علوی زاده
۲۴
مهر
۹۳

استاد پناهیان

دریافت

  • سید محمد علوی زاده
۲۳
مهر
۹۳

دریافت

  • سید محمد علوی زاده
۲۳
مهر
۹۳

ز بام کوفه می کنم تو را نظاره یا حسین!
تو هم مرا نظاره کن به یک اشاره یا حسین!


سرو به خون نشسته ام، زائر دست بسته ام
سلام می فرستمت از لب پاره یا حسین!


لحظه به لحظه دم به دم، مرگ دوباره دیده ام
بس که رسیده بر تنم، زخم دوباره یا حسین!


میان خندة عدو بهر تو گریه می کنم
بلکه به اشک دیده ام کنی نظاره یا حسین!


تیر به چلة کمان، کمان به دست حرمله
میا به کوفه رحم کن به شیرخواره یا حسین!


پرده کنار رفته و می نگرم به دخترت
نه معجرش بود به سر، نه گوشواره یا حسین!


هدیة حاجیان بود به مسلخ ولا یکی
مرا بود در این منا دو ماه پاره یا حسین!


به آسمان دیده ام، نظاره کن که دم به دم
در آفتاب ریختم بر تو ستاره یا حسین!


نگه به مکه دوختم چو شمع بر تو سوختم
درون سینه ام شده نفس شراره یا حسین!


کرم کن و به یک نظر به نظم "میثمت" نگر
که کرده سوز او اثر به سنگ خاره یا حسین!

  • علی حسنوند
۲۳
مهر
۹۳

آماده ام؛ برای دلم غم بیاورید

داغی به وسعت همه عالم بیاورید


با روضه های باز، مرا خون جگر کنید

یا چند صفحه از کتاب مُقرّم بیاورید


شکر خدا دوباره سیه پوش ماتمم

اشک مرا دوباره فراهم بیاورید


در سینه ام حسینیه ای دست و پا کنید

تا فرصت است بیرق و پرچم بیاورید


باز این چه شورش است که در خلق عالم است

کم کم خبر ز ماه محرم بیاورید


چادر نماز فاطمه تا خیمه گاه شد

زحمت اگر نبود، مرا هم بیاورید



رضا باقریان



  • علی حسنوند
۰۸
مهر
۹۳

سقای تشنه لب

  • علی حسنوند
۰۳
مهر
۹۳

. حاج حسن خلج

ردیف

موضوع

پخش دانلود

حجم
(KB)

زمان
1
چشمامو بستم آروم شکستم
  13,226 00:14:02
2
جارو زدم بابا خونه رو - زمینه
  12,566 00:13:19
3
بوی پیراهن یوسف پیچیده - واحد
  14,695 00:15:36
4
از درد بی حساب سرم را گرفته ام - سنگین
  8,056 00:08:31
5

مادر بیا عقده گلوگیر شد

  6,125 00:06:27
6
بابا حسین - شور
  7,632 00:08:04

 

لینک مربوط به سایر مداحان در ادامه مطلب آمده است

  • علی حسنوند
۰۲
مهر
۹۳

دانلود روضه جواد الائمه علیه السلام- حاج محمود کریمی

  • علی حسنوند