روضه

مرکز نشر و دانلود متن روضه ، صوت روضه، کلیپ روضه، کتاب های مقتل ،شعر، مداحی و غیره

روضه

مرکز نشر و دانلود متن روضه ، صوت روضه، کلیپ روضه، کتاب های مقتل ،شعر، مداحی و غیره

روضه

بسم الله الرحمن الرحیم

بوی عطرش به مشامم چو نسیم است خدا میداند

اهل عالم بدانید حسین شاه کریم است خدا میداند

ای دلم گرد یتیمی به من و تو به چه کار ؟

هر که ارباب ندارد یتیم است خدا میداند

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

۲۶۱ مطلب در آبان ۱۳۹۳ ثبت شده است

۳۰
آبان
۹۳
آقا جان ممنونم که باز امشب من روسیاه رو به مجلس روضه ی مادرت راه دادی، ممنونم با این بار گناه که هیچ کجا راهم نمیدن شما منو به مجلس عزای مادرت، برای اینکه پاکم کنی راهم دادی ،آقا جان تو این ایام فاطمیه شما کجا برای برای مادر پهلو شکسته ات مجلس عزا بر پا کردی ؟اقا جان امشب بیا با  هم سری بزنیم به مدینه ،مدینه بعد از رحلت یه خبرایی هست !توی ایامی که امیر المومنین در پی مراسم کفن و دفن بدن رسول اکرم است یه عده نامرد توی سقیفه جمع شدن و برای غضب خلافت برنامه ریزی کردن، آقا جان سرت سلامت یا صاحب الزمان !آجرک الله فی مصیبت امک فاطمه الزهرا سیده نساءالعالمین...
  • سید محمد علوی زاده
۲۰
آبان
۹۳

کیفیت : mp3  ۱۲۸

حجم : ۶Mb

down

  • سید محمد علوی زاده
۲۰
آبان
۹۳
به قلم : ابوالفضل هادى منش

فهرست مطالب
 سر آغاز
 به جاى مقدمه ...
 گفتار پیشین
 فلسفه عزادارى
 اولین مداحان
 اهمیت مراسم عزادارى از زبان ولایت
 اصول و مبانى مداحى از دیدگاه رهبر
 ویژگى هاى روحى و رفتارى یک مداح واقعى
 نقش مداح
 صدا سازى
 شروع کار مداحى
 مجلس عزادارى
 مجالس دعا و زیارات
 مولودى خوانى
 عوامل مؤ ثر در معنویت و آمادگى مجلس
 فنون مداحى
 آداب و ادب مداحى
 آسیب شناسى تحریف در عزادارى
 وظایف یک مداح از نگاه یک پیش کسوت

  • سید محمد علوی زاده
۱۵
آبان
۹۳
برنامه آموزش مداحی نوین برای موبایل های اندروید

نرم افزار آموزش مداحی نوین

این نرم افزار اولین دوره صوت محور برای آموزش از راه دور بوده و با توجه به دوره های آموزشی حجت الاسلام طباطبایی فر اقتباس و طراحی شده است. برای دریافت این نرم افزار می توانید به سایت بازار (برنامه های اندرویدی ) مراجعه نمایید.

مزیت های نرم افزار :
بیان نکات بسیار کلیدی در مورد مداحی در عین کوتاهی دوره
عدم مطالب حاشیه ای ضبط شده در کلاس ها و نرم افزار های موجود
وجود صوت و متن برای درک بهتر آواها و فهم بهتر مطالب  
حجم پایین نرم افزار با توجه به وجود فایل های صوتی
وجود خبر نامه برای اطلاع از کتاب ها و نرم افزاهای مفید مداحی

  • سید محمد علوی زاده
۱۵
آبان
۹۳

down

  • علی حسنوند
۱۵
آبان
۹۳

کتاب «کامل الزیارات» اثر ارزشمند شیخ ابو القاسم، جعفر بن محمد بن جعفر بن موسى بن مسرور بن قولویه قمى (متوفاى 367 هجرى) می باشد که شامل 755 حدیث است که در 108 باب آمده ‏اند.

کتاب «کامل الزیارات» مجموعه روایاتى از ائمه علیهم السلام درباره شیوه زیارت حضرت رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) و دیگر امامان و امامزادگان (علیهم السلام) و ثواب و فضل آن مى‏باشد.

برای دانلود این کتاب در دو فرمت html و pdf به ادامه مطلب مراجعه کنید!

  • سید محمد علوی زاده
۱۵
آبان
۹۳

1. حاج محمود کریمی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 از ماه سراغ تو گرفتم که کجایی (مناجات،جدید سال 92) 4,698 0:06:34
2 اموال تو غارت شده (روضه،جدید سال 92) 4,123 0:05:45
3 ارث جا مانده زهرا گریه (روضه،جدید سال 92) 11,618 0:16:24
4 شبیه عاشورا هنوز دلم خونه (زمینه،جدید سال 92) 9,136 0:12:52
5 دائم الغربت دنیا جگرت را سوزاند (واحد،جدید سال 92) 3,417 0:04:44
6 با سوز قلب پاره پاره (واحد،جدید سال 92) 2,158 0:02:57
7 دریا به دیده تر من گریه میکند (واحد،جدید سال 92) 2,697 0:03:43
8 ای یارا یارا جانا جانا (شور،جدید سال 92) 3,878 0:05:24
9 حسین حسین وای (شور،جدید سال 92) 2,407 0:03:18

2. حاج سید مهدی میرداماد

  • علی حسنوند
۱۵
آبان
۹۳

وقتی پیامبر از کوچه های مکه رد میشد از بالای پشت بام روی سرمبارکش خاکروبه و خاکستر میریختند.  پیامبر (ص) در نهایت غربت ، خاکروبه ها و خاکستر ها را پاک میکرد...وارد خانه هم که میشد ام ابیها بود. با دستان کوچکش برای پیامبر مادری میکرد و لباسهای خاکی او را میتکاند اما دلها بسوزد برای اسرای اهل بیت (ع). ان هنگامی که وارد شهر شام شدند ، زن های شامی  از بالای بام ها خاکستر و خاک روبه و سنگ و چوب بر سر خاندان اهل بیت ریختند . خاکستر اتشی روی عمامه امام سجاد افتاد و عمامه را سوراخ کرد. دست های حضرت سجاد (ع)به گردن مبارکشان بسته بود ؛ لذا نتوانست ان را خاموش کند .اتش اهسته اهسته به سر مبارکشان رسید و سر را سوزانید.

باز اسم کوفه در میان و نام شام

اه اه از صبح کوفه وای وای از شام شام

چون نسوزم زاتش این غم که بر سر ریختند

اتش اندر فرق عابد خلق خون آشام  شام  

 اه از ان ساعت که زینب بر سر بازارها

می زدندش سنگ برسر از در و از بام شام

بی حیایی رابین که با یکدیگر از قتل حسین

می نمایندی مبارک باد ،خاص و عام و شام  

                   شاعر: جودی

منبع:کتاب گریزهای مداحی،

نویسنده: محمد هادی میهن دوست

انتشارات: صبح امید 
  • سید محمد علوی زاده
۱۵
آبان
۹۳

دو جا امام چهارم داشت جان می داد یک جا در مجلس شام آن موقعی که حضرت سخنرانی کردند، یزید ملعون خواست امام را بکشد، زینب (سلام الله علیها) خود را سپر قرار داد، گفت: اول من را باید بکشید ... .

یکی جایی هم وقتی آقا را از کنار کشته ها عبور می دادند، زینب نهیب زد به حضرت، ای بقیه الماضی ! چرا چنین می کنید، شما تنها جا مانده اید ... . امام فرمود مگر این بدن، بدن بقیه الله نیست، پاره پاره است ... .

شاید هم یک جای دیگر هم آقا همین حال شدند، وقتی دستاشون را باز کردند، به بدن رقیه نماز بخوانند از بس بدن سبک شده، آقا چطور جان دادن خواهر را دید؟ .. . .

و سیعلمون الذین ظلموا ایَّ منقلب ینقلبون

از خرابه می گذشتم، منزلم آمد بیاد

                                              دست و پا گم کرده ای دیدم دلم آمد به یاد

منبع:کتاب گلواژه های روضه

  • سید محمد علوی زاده
۱۵
آبان
۹۳

امام سجاد (علیه السّلام) به نعمان بن منذر مدائنی فرمودند: در شام، هفت مصیبت بر ما وارد آوردند که از آغاز اسیری تا آخر، چنین مصیبتی بر ما وارد نشده بود.

1- ستمگران در شام، اطراف ما را با شمشیرهای برهنه و نیزه ها احاطه کردند و بر ما حمله نمودند و کعب نیزه به ما می زدند.

2- سرهای شهدا را در میان هودج های زن های ما قرار دادند، سر پدرم و سر عمویم عباس (علیه السّلام) را در برابر چشم عمه هایم زینب (سلام الله علیها) و ام کلثوم (سلام الله علیها) نگه داشتند و سر برادرم علی اکبر (علیه السّلام) و پسر عمویم قاسم (علیه السّلام) را در برابر چشم سکینه و فاطمه (سلام الله علیها) (خواهرانم) می آوردند و با سرها بازی می کردند و گاهی سرها به زمین می افتاد و زیر سم ستوران قرار می گرفت.

  • سید محمد علوی زاده
۱۵
آبان
۹۳
روزی که پیکرم را بر روی ناقه بستند                        در یک لحظه جدایی قلب مرا شکستند

آنجا غریب و تنها بودم میان اعدا                               دیدم که عمه ام را به تازیانه بستند

من اینچنین جدایی هرگز ندیده بودم                        همه نعش و عزدار هر دو به خون نشستند

امام سجاد طفل صغیر می دید گریه می کرد ، آب می آوردند وضو بگیرد گریه می کرد ، اگر اسیری می دید احترامش می کرد ، اگر می دید گوسفندی را ذبح  می کنند گریه می کرد ، می فرمود : آبش دادید یا نه ؟ آری آقا ، ما مسلمانیم با گریه می فرمود :عده ای هم در کربلا می گفتند ما مسلمانیم ولی بابای من لب تشنه کشتند .

هر وقت یاد شهر شام می افتاد گریه می کرد . آقا چرا اینقدر گریه می کنی ؟ ( آقا شرح می داد ) می فرمود : اول صبح بود وارد شهر شام شدیم ما را عصر رساندند به مجلس یزید ، آقا خیلی راه نیست چرا اینطور ؟

فرمود : ما را  سر هر کوچه و بازار نگ می داشتند تا این مردم ما را نظاره کنند ما را از محله یهودیان بردند آن ها به ما سنگ می زدند عزیزان پیغمبر را وارد مجلس نا محرم کردند ، ما را خرابه های شام جای دادند

تو این خرابه یکی از خواهران من آنقدر گریه کرد ، سراغ بابا را گرفت خواهر چشم انتظار من با لبان تشنه و شکم گرسنه جان داد  .

  • سید محمد علوی زاده
۱۵
آبان
۹۳

لاله سرخ شهادت تن تب دار من است                       چشمه فیض خدا چشم گهر بار من است

حافظ خون و پیام شهدای ره دین                                   لب گویای من و دیده خونبار من است

داغ یک دشت شهید و غم یک خیل اسیر                     این همه بار گران بر تن تب دار من است

دشمنم بسته به زنجیر و ولی غافل از آن                           که بر انداختن ریشه او کار من است

پای در سلسله و دست به دامان وصال                         دشمن از بی خردی در پی آزار من است

پرچم نهضت خونین شهیدان امروز                               گر چه بر دوش من و عمه افکار من است

صبر را بین که در این مرحله از وادی عشق                      سخت بیمارم وا  و باز پرستار من است

خواهر کوچک من همچو گلی پرپر شد                   اشک طفلان ز غمش شمع شب تار من است

                                                    ازغم اکبر و اصغر جگرم می سوزد

                                                  آه از این غم که خداوند خبر دار من است

بدن امام چهارم را آوردند بقیع بخاک سپردند ، امام باقر وقتی که بدن بابا را غسل می داد اصحاب دیدند گردن مبارک امام چهارم کبود است سؤال کردند یابن رسول الله اثر کبودی گردن مبارک پدر بزرگوارتان چه است ؟

  • سید محمد علوی زاده
۱۵
آبان
۹۳

در جسم جهان فیض بهارانم من                                         عالم چو زمین تشنه بارانم من

در زهد دلیل پارسایان جهان                                                در عشق امام جان نثارانم من

فرزند حسین و زینت عبّادم                                                 شایسته ترین سجده گذارانم من

با این همه منزلت ز سوز دل و جان                                             روشنگر بزم سوگوارانم من

چون لاله همیشه از جگر می سوزم                                    چون شمع همیشه اشکبارانم من

دردا که چه آورد قضا بر سر من                                                ای کاش نمی زاد مرا مادر من

سهل ساعی  گفت: دیدم مردم شام کف می زنند به یکدیگر می رسند تبریک می گویند ، شهر زینت کردند
پرسیدم چه خبر است؟ گفتند اسیران خارجی می آورند . از کدام دروازه ؟ از دروازه ی ساعات .

سهل ساعدی می گوید : وقتی طرف دروازه ساعات، دیدم جمعیت زیادی شادی می کنند ، کف می زنند تا نگاه کردم دیدم چند سر بریده روی نیزه ها ست  یکی از سرها دارد قرآن می خواند ، سر ها که گذشت دیدم آقای بزرگواری را سوار بر شتر برهنه کردند آثار بزرگی از صورتش نمایان است ، جلو رفتم سلام کردم ، آقا فرمودند : خدا رحمتت کند کی هستی ؟ که مرا در این شهر سلام می کنی ( یعنی اینجا به ما سنگ زدند زخم زبان می زنند ) .

  • سید محمد علوی زاده
۱۵
آبان
۹۳

سوگنامه آل محمد صلی الله علیه و آله : امام سجاد ( علیه السلام )
عنوان و نام پدیدآور : سوگنامه آل محمد(ص) "در ذکر مصائب جانسوز چهارده معصوم علیهم السلام و شهداء و اسراء کربلا"/ محمد محمدی اشتهاردی.
عناوین اصلی کتاب شامل:
ذکر مصیبت معصوم ششم امام سجاد علیه السلام؛ مسموم شدن امام سجاد علیه السلام؛ مرگ جان سوز شتر امام سجاد علیه السلام؛ خراش های بدن امام سجاد علیه السلام؛ پاورقی

  • سید محمد علوی زاده
۱۵
آبان
۹۳
  • سید محمد علوی زاده
۱۵
آبان
۹۳

سحاب رحمت : تاریخ و سوگنامه حضرت سیدالشهداء علیه السلام
عنوان و نام پدیدآور : سحاب رحمت : تاریخ و سوگنامه حضرت سیدالشهداء علیه السلام

تحقیق و نگارش عباس اسماعیلی یزدی.

عناوین اصلی کتاب شامل:
پیشگفتار؛ مقدمه ی مؤلف ؛ ولادت حضرت امام حسین علیه السلام؛ گزیده ای از فضائل و معجزات حضرت امام حسین علیه السلام؛ خصائص حضرت سیدالشهداء؛ فضیلت گریستن بر حضرت سیدالشهداء؛ فواید گریه بر سیدالشهداء؛ فضیلت زیارت حضرت سیدالشهداء؛ فواید زیارت حضرت سیدالشهداء؛ حضرت امام حسین و قبول شهادت؛ رسول خدا امام حسین را می بوسید؛ فضیلت یاد کردن سیدالشهداء هنگام نوشیدن آب؛ انبیاء بر مصائب و شهادت امام حسین گریسته اند؛ فضیلت زمین کربلا و تربت سیدالشهداء؛ انبیاء و زمین کربلا؛

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
آبان
۹۳

قَالَ الرَّاوِی وَ لَمَّا رَجَعَ نِسَاءُ الْحُسَیْنِ ع وَ عِیَالُهُ مِنَ الشَّامِ وَ بَلَغُوا الْعِرَاقَ قَالُوا لِلدَّلِیلِ مُرَّ بِنَا عَلَى طَرِیقِ کَرْبَلَاءَ فَوَصَلُوا إِلَى مَوْضِعِ الْمَصْرَعِ فَوَجَدُوا جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیَّ رَحِمَهُ اللَّهُ وَ جَمَاعَةً مِنْ بَنِی هَاشِمٍ وَ رِجَالًا مِنْ آلِ رَسُولِ اللَّهِ ص قَدْ وَرَدُوا لِزِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَوَافَوْا فِی وَقْتٍ وَاحِدٍ وَ تَلَاقَوْا بِالْبُکَاءِ وَ الْحُزْنِ وَ اللَّطْمِ وَ أَقَامُوا الْمَآتِمَ الْمُقْرِحَةَ لِلْأَکْبَادِ وَ اجْتَمَعَ إِلَیْهِمْ نِسَاءُ ذَلِکَ السَّوَادِ فَأَقَامُوا عَلَى ذَلِکَ أَیَّاماً فَرُوِیَ عَنْ أَبِی حُبَابٍ الْکَلْبِیِّ قَالَ حَدَّثَنَا الْجَصَّاصُونَ قَالُوا کُنَّا نَخْرُجُ إِلَى الْجَبَّانَةِ فِی اللَّیْلِ‏ عِنْدَ مَقْتَلِ الْحُسَیْنِ ع فَنَسْمَعُ الْجِنَّ یَنُوحُونَ عَلَیْهِ فَیَقُولُونَ:
مسح الرّسول جبینه‏             فله بریق فی الخدود
ابواه من علیا قریش                   جدّه خیر الجدود

چون اهل البیت به مرقد مطهّر حسین علیه السّلام رسیدند جابر بن عبد اللَّه انصارى و جمعى از بنى هاشم و مردانى از آنها را یافتند که براى زیارت قبر حسین علیه السّلام فرا رسیده بودند، همگان در یک زمان به عزادارى و نوحه سرایى پرداختند و سوگوارى جگرسوزى بر پا نمودند، و زنان آن آبادى نیز با ایشان به عزادارى پرداختند و چند روز در کربلا اقامت کردند.

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
آبان
۹۳

قَالَ الرَّاوِی وَ لَمَّا رَجَعَ نِسَاءُ الْحُسَیْنِ ع وَ عِیَالُهُ مِنَ الشَّامِ وَ بَلَغُوا الْعِرَاقَ قَالُوا لِلدَّلِیلِ مُرَّ بِنَا عَلَى طَرِیقِ کَرْبَلَاءَ فَوَصَلُوا إِلَى مَوْضِعِ الْمَصْرَعِ فَوَجَدُوا جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیَّ رَحِمَهُ اللَّهُ وَ جَمَاعَةً مِنْ بَنِی هَاشِمٍ وَ رِجَالًا مِنْ آلِ رَسُولِ اللَّهِ ص قَدْ وَرَدُوا لِزِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَوَافَوْا فِی وَقْتٍ وَاحِدٍ وَ تَلَاقَوْا بِالْبُکَاءِ وَ الْحُزْنِ وَ اللَّطْمِ وَ أَقَامُوا الْمَآتِمَ الْمُقْرِحَةَ لِلْأَکْبَادِ وَ اجْتَمَعَ إِلَیْهِمْ نِسَاءُ ذَلِکَ السَّوَادِ فَأَقَامُوا عَلَى ذَلِکَ أَیَّاماً فَرُوِیَ عَنْ أَبِی حُبَابٍ الْکَلْبِیِّ قَالَ حَدَّثَنَا الْجَصَّاصُونَ قَالُوا کُنَّا نَخْرُجُ إِلَى الْجَبَّانَةِ فِی اللَّیْلِ‏ عِنْدَ مَقْتَلِ الْحُسَیْنِ ع فَنَسْمَعُ الْجِنَّ یَنُوحُونَ عَلَیْهِ فَیَقُولُونَ:
مسح الرّسول جبینه‏             فله بریق فی الخدود
ابواه من علیا قریش                   جدّه خیر الجدود

چون اهل البیت به مرقد مطهّر حسین علیه السّلام رسیدند جابر بن عبد اللَّه انصارى و جمعى از بنى هاشم و مردانى از آنها را یافتند که براى زیارت قبر حسین علیه السّلام فرا رسیده بودند، همگان در یک زمان به عزادارى و نوحه سرایى پرداختند و سوگوارى جگرسوزى بر پا نمودند، و زنان آن آبادى نیز با ایشان به عزادارى پرداختند و چند روز در کربلا اقامت کردند.

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
آبان
۹۳

و روى عن ابى محمد الحسن العسکرى(ع) انه قال: علامات المؤمن خمس:
صلاة الخمسین، و زیارة الاربعین، و الختم فى الیمین، و تعفیر الجبین، و الجهر ببسم اللّه الرحمن الرحیم.

امام حسن عسکری(ع) فرمودند:   نشانه های مومن پنج چیز است:
1. نماز پنجاه رکعت یا پنجاه و یک رکعت (چنانچه احادیث صحیحه کثیره بر آن دلالت دارد)
2. زیارت اربعین
3. انگشتر را به دست راست کردن.
4. پیشانى را به خاک مالیدن.
5. بسم اللّه الرحمن الرحیم را بلند گفتن.


منبع: تهذیب، ج 6، باب 16، ص 52، ط نجف، 1380 ق.

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
آبان
۹۳

من دل زینبُ به شما معرفی کنم. وقتی کاروان برگشت به سمت مدینه، یزید از بس نابود شده بود در اثر فشاری که به اهل بیت آورده بود، گفت دیگه این کاروانُ اذیت نکنید.

به ساربان گفت دیگه اذیت نکنید با احترام ببرید. می خواست دیگه اینجوری برا خودش آبرو درست بکنه. که ما به اهل بیت احترام گذاشتیم.

چقدر بچه های حسین مقاومت کردن تا کار به اینجا رسید. چقدر زجر کشیدن تا کار به اینجا رسید.

خب این کاروان رو آوردن، خسته، کوفته، بی حسین. زینب می خواد برسه، وارد شهر مدینه بشه. نزدیکی های شهر مدینه اطراق کردن، خیمه زدن.

دیگه فردا روز بشه وارد مدینه بشن. مردم به استقبال می خوان بیان. حالا زینب چه دلی داره؟ تو بگو؟ به خدا مرگبارترین لحظه ها اونجاست.

از همون جا زینب مریض شد. کربلا مریض نشد. شام مریض نشد. برگرده خانه ی خالی حسینشو ببینه. می دونید یعنی چی؟

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
آبان
۹۳

سال 93

 

1. حاج محمود کریمی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1

روزها را با توسل کردنم (روضه) (شام وفات سال 93)

4,088 00:11:24
2

من نگاهم نگاه بر راهم (روضه) (شام وفات سال 93)

5,834 00:16:22
3

رو قلبم داغ تن بی کفنت مونده (زمینه) (شام وفات سال 93)

4,106 00:11:27
4

آنانکه که گفته اند نگارم (واحد) (شام وفات سال 93)

1,967 00:05:22
5

مونده چشم به راه تو چشمام (واحد) (شام وفات سال 93)

1,108 00:02:55

2. حاج سید مجید بنی فاطمه

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
آبان
۹۳

گریز اول :

 امام صادق فرمود: جد غریبم حسین به صورت سه طایفه نگاه مى‏کند؛اول به صورت کسى که مجلس روضه برایش به پا مى‏کند،دوم به صورت زوار کربلایش مى‏نگرد،سوم به صورت گریه کنانش نگاه مى‏کند. الان که دارى گریه مى‏کنى ابى‏عبداللّه نگاه مى‏کند، به خودش قسم اگرنگاهت نکند نمى‏توانى گریه کنى.

ابى‏عبداللّه رو به درگاه الهى مى‏کند و مى‏گوید:خدا این گریه کن حسین پرونده‏اش سیاه ‏است،این آلوده را به حسین ببخش.

بعد رو مى‏کند به بابایش على و به مادرش فاطمه،عرض مى‏کند:ببینید دارد براى حسین گریه مى‏کند، مادر تو دعا کن خدا گناهانش را بیامرزد، بابا تو دعا کن خدا عفوش کند. کجا بریم بهتر از روضه ابى‏عبداللّه که حسین نگاهمان کند وزهرا دعایمان کند.

گریز دوم:

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
آبان
۹۳

کجا دیده ای؛ یک مادر هیجده ساله ای  از بچه هایش سیر بشود و بگوید الهی عجل وفاتی سریعا؛ خدا مرگم را برسان.احقاق الحق ج 19 ص160

بین دیوار و درِ خانه به زهراچه گذشت        ‏کز خدا مرگ به صد ناله تمنا مى‏کرد

کجا دیده ای؛ کسی روز وفات کند اما جنازه اش را نگه دارند وشب او را تشیع کنند و به خاک بسپارند؟ معمولا رسم است که اگر کسی شب فوت کند جنازه اش نگه میدارند و روز تشیع اش می کنند.

کجا دیده ای؛ مردم بریزند و بانویی را کتک بزنند؟ (پیامبر سفارش کرد در جنگها زنان مشرکه را حتی اگه به شمافحش دادند نزنید.امیر المومنین فرمود:اگر در جنگی کسی زن مشرکه ای را با تازیانه می زد،مردم به فرزندان آن شخص می گفتند: این مرداز نسل کسی است که زنان را با تازیانه زده است. ) زهرا که مشرکه نبود بلکه نور چشم پیغمبر بود قرةالعینی و ثمره فؤادی.

«شهرستانى» در کتاب «الملل و النحل» به نقل از «ابراهیم بن سیار بصرى»معروف به نظام مى نویسد:«ان عمر ضرب بطن فاطمة ذلک الیوم، حتى ألقت المحسن من بطنها». عمر در آن روز به پهلوى فاطمه(علیها السلام) ضربت زد، که در اثر آن فرزند درون رحمش(محسن) سقط شد. الملل و النحل، محمد بن عبدالکریم شهرستانى، ج1، ص71.

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
آبان
۹۳

۱- هنگامی که رسول الله صلّی الله علیه و اله و سلّم حضرت زینب را در آغوش کشید و صورت به صورت او نهاد، یک مرتبه به جای خنده و خوشحالی گریه کرد. این منظره به شدت فاطمه زهرا علیهاسلام را نگران ساخت و هراسان علت گریه پدر را پرسید؟
حضرت فرمود: این دختر در آینده به مشکلات و مصائب دشواری گرفتار خواهد شد؛ آنگاه فرمود: یا بَضعتی و قُرة عینی من بکی علی مصاب هذه البنت، کان کمن بکی علی أخویها الحسن والحسین؛  ای پاره تنم! ای نور دیده ام! هر کس بر او و بر مصائب او گریه کند، پاداش و مزد او مانند ثواب کسی است که بر برادرش حسن و حسین گریه کند».   سحاب رحمت ،ص815. 

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
آبان
۹۳

   دانلود روضه

چشم انتظارم مهدی بیاید قبر تو را پیدا نماید

شبی که زهرا سلام الله علیها رو به خانه امیرالمؤمنین علیه اسلام آوردند،زوجات رسول الله همه بدرقه کردند،یه وقت گفتند:خود رسول الله صلوات الله علیه دارند،تشریف می آورند،آمدند فرمودند: زن ها دیگه متفرق بشوند،آمد دست زهرا شو گرفت،گذاشت،میان دست مولا صدا زد یا علی،هذه ودیعةالله،و ودیعة رسوله،این امانت خدا و پیغمبر و بهت می سپارم،آه،آن امانت آن شب و امشب پس داد.

افسوس که شد خاموش از ظلم چراغ دین

شد کشته زضرب در، یکتا ثمر یاسین

آقایان دیده اید اگه زنی از دنیا برود،کنار قبر می گن محرماش بیان،کمک بکنند این بدن و بگیرندو میان قبر بگذارند،کی بود محرم زهرا ،سلمان و ابوذر که محرم نبودند،بچه هاشم کوچک بودند،خود مولا گرفت آن بدن را،

پرپر شدن گلم  به چشمم دیدن

با دست خودم کفن بر او پیچیدم

با دست خودم لحد بر او می چیدم

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
آبان
۹۳

 

 

دانلود

 

شب تاریکه،دستور اینه که عزیزان من،صداتون به گریه بلند نشه،عزیزان من هیچ همهمه و زمزمه نداشته باشید،از بقیع برگشتند آقا امیر المؤمنین علیه السلام،جنازه ی اصلی توی اون تابوتی است که خود خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها دستور دادند،توی حجره، قبر فاطمه زهرا آماده،جنازه رو بغل کردند امیر المؤمنین علیه السلام،فقدسترجعة الودیعه،رفتن پایین،گذاشتن تو قبر،همه ی این ها حرف داره سخن داره،فقط یک کلامه،وقتی آقا امیرالمؤمنین علیه السلام خواستند از قبر بیاند بالا،زانوهای حضرت لرزید دیگه توان نداره،همه ی زمین خورده های عالم یا علی می گن،حرکت می کنند،علی علیه السلام اونجا زمین خورد،هیچ کی نبود،یه نگاهی کرد به بچه ها،نگاه عمیق به حسن،نگاه کرد،چشماشو برگردوند،به حسین نگاه کرد،چشاشو برگردوند،به ام کلثوم نگاه کرد چشاشو برگردوند،به زینب نگاه کرد،صدا زد زینب جان بیا زیر بغلم و بگیر

 

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
آبان
۹۳

 

دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم

اینهایی که از دنیا می خوان برن،معمولاً اون روز آخر حالشون جا می آد،تجربه شده،یه دو سه ساعتی،حالشون خوبه،با بستگانشون صحبت می کنن،حرف می زنن،یهو دوباره  حالشون بهم می خوره از دنیا می رن،معموله ،نمی دونم دیدید یا نه،حضرت زهرا سلام الله علیها،پاشدند،بنا کردند به کار کردن،لباس بچه هاشونو شستند،امیر المومنین یه موقعی وارد منزل شد،این و حاج واعظ قزوینی،نود سالش بود خونه ی حاج سید جواد صدیقی چهل سال،پنجاه سال پیش رو منبر گفته یادمه،گفت:وقتی امیرالمومنین وقتی سر زده وارد شد،دید که حضرت زهرا جارو دستشه،اما وقتی داره حیاط و جارو می کنه،یه دستشم به کمرشه،از درد پهلو خیلی رنج برد،این منظره،با دل مولا چه کرد،این همه غزوات،این همه جنگ ها، هیچی امیرالمؤمنین رو به زانو در نیاورد،ولی شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها امیرالمؤمنین رو به زانو آورد،دو رکعت نماز خوند،دستشو بلند کرد،
  • سید محمد علوی زاده
۱۴
آبان
۹۳

تو خرابه بی بی تب داشت، از روز عاشورا رقیه تب کرد،خدا رو شکر رقیه یا خواب بوده یابی هوش بوده یا مریض بود،خدا رو شکر رقیه نیومد بالای تل زینبیه،اگه یه دختر بیاد بالای تل و ببینه، دور باباشو دوره کردند،بارک الله صداتو خرج کن،اصلاًنذار من روضه بخونم،خوابید تو خرابه،یه داغی به جگر رقیه نشسته می دونی، از کجاست،مرحوم مقرم  می گه تب کردن رقیه از این جا شروع شد،رقیه کجا تب کرد،یه نامردی عرق خورده بود، سر حسین علیه السلام رو جلوش گذاشته بود،به خاطر اینکه جیگر بچه هارو آتیش بزنه،با چوب هی به لب های حسین می زد، رقیه دید و تب کرد،دید دارن به لب های باباش می زنن.نانجیب خواب بود،طاهر نامی می گه نانجیب رو پای من خواب بود، یه وقت صدای گریه از تو خرابه بلند شد،از خواب نحسش پرید،گفت:ببینید تو خرابه چه خبره،خبر آوردند امیر دختر سه ساله و صغیر حسین ،یاد بابا کرده،گفت:بابا می خواد؟تو رو خدا جمله ی اول و می گم،با نالتون نذارید جمله ی دوم و ترجمه کنم،ترجمه کنم خودم اول متلاشی می شم، بی حیا گفت:ارفعو راس الحسین،وتره راس الحسین بحجره ها. ببرید،رقیه سر بابا رو گرفت:همه دیدند لب هاشو رو لب های بابا گذاشت،هی گفت:اَبَ،بابا
  • سید محمد علوی زاده
۱۴
آبان
۹۳

السلام علی المهدی و علی آبائه الطاهرین

در چرخ ولایت است کوکب، زینب
علّامه نارفته به مکتب، زینب
گفتم به خرد: یگانه دوران کیست؟
بی پرده دوبار گفت: زینب، زینب

زینب که از خدا صلوات مکررش
زینب که بعد فاطمه خوانند کوثرش

آن شیردخت شیر الهی که گفته اند
در خاندان شیرخدا شیر دیگرش

این است آن سلاله زهرا که انبیا
گلبوسه می نهند به قبر مطهرش

شب نیمه ماه رجب امشب شب زیارتی ایاعبدالله الحسین، خیلی دلت آماده است امشب،برا زینب بلند بلند گریه کنید،منم امشب همراه دل تو میام تا تل زینبیه،

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
آبان
۹۳
جایی از بدنت شکسته شده؟اگر استخوان انگشت بشکنه، چه حالی داری؟ حالا اگر استخوان سینه بشکنه،وقتی استخوان سینه بشکنه،نفس نمیشه کشید،نود و پنج روز ،سه روز بعد از پیغمبر استخوان سینه شکست،نود روز هر نفسی که می کشید جان داد،نه یک مردن،در هر نفسی جان داد.
  • سید محمد علوی زاده
۱۴
آبان
۹۳

عزیزان!فاطمیه باید بیش از این ها تجلیل شود،زیرا سند مظلومیت شیعه است.

فاطمیه،فصل تجدید غم است

بر لب شیعه سرود ماتم است

فاطمیه،اعتقاد شیعه است

حُبّ زهرا در نهاد شیعه است

فاطمیه،حرمت حیدر شکست

فاطمیه،پهلوی کوثر شکست

در فاطمیه یک دنیا اندوه وجود دارد،عاشورا و شهادت امیرالمؤمنین جای خود،اما مصیبت فاطمیه آغاز مصیبت های شیعه است،اول شهیدی که در راه امامت و ولایت فدا شد در این ایام بود.نمی دانم فاطمه در این شب ها چه حالتی داشت،اما نوشته اند«کَالشَّبَهِ»به قدری لاغر شده بود،مثل شبهی می ماند در رختخواب،دیگر فاطمه بعد از پدر«ناحِلَةَ الجِسمِ،مُنهَدَّةَالرُّکن ِ،بَاکِیَّةَ العَین ِ،مُحتَرِقَةَالقَلبِ»1.اشک چشمش خشک نشد،سوز قلبش آرام نگرفت و روز به روز لاغرتر می شد،اگر کسی پیش او می رفت،میدید که امروزش با دیروزش به کلی فرق کرده است،بعضی از زن ها می آمدند سئوال می کردند:خانم!بیماری شما چیست؟

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
آبان
۹۳
بنابر نقل روایت اول،مثل امشبی لحظات آخر عمر دختر پیامبر گرامی اسلام بود«السلام علیکِ یا فاطمة الزهرا یا بنت رسول الله یا قرة عین النبی المصطفی!»در چنین روزهایی امیرالمؤمنین کنار یستر فاطمه ی زهرا سلام الله علیها نشست،به امام حسن و امام حسین،زینب و امّ الکلثوم فرمود:از اتاق بیرون بروید.مظلوم و مظلومه کنار هم نشستند،چرا؟چون زهرا می خواهد وصیت کند.امیرالمؤمنین علیه السلام وصی اوست،می خواهد سفارش هایش را بنماید،لذا بچه ها از اتاق بیرون رفتند.امیرالمؤمنین کنار بستر زهرای مرضیه سلام الله علیها نشست: 1 « و ضمَُ راسَها عَلی صدره»اشک از گونه های فاطمه زهرا سلام الله علیها جاری شد،آقا هم اشک می ریخت و می گفت:فاطمه جان! من در فقدان تو گریه می کنم،برای نبود تو  و غربت خودم اشک می ریزم«أبکِی مَخافَةَ أن تَطُولَ حَیاتی» 2 چگونه بعد از این خانه و چهار یتیم و این سختی ها را تحمل کنم؟
  • سید محمد علوی زاده
۱۴
آبان
۹۳
ای تیر، خطا کن! هدفت قلب رباب است
یا حنجره سوختهٔ تشنهٔ‌ آب است؟

کوتاه بیا تیر سه شعبه، کمی آرام
هو هو نکن این شاپرک تب‌زده خواب است

او آب طلب کرده فقط، چیز زیادی است؟
گیرم که ندادند ولی این چه جواب است؟

رنگش که پریده، دو لبش مثل دو چوب است
نه، تیر! تو نه، چارهٔ کارش فقط آب است
سید محمد بابا میری

تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد
هیچ کس حدس نمی زد که چنین سر برسد

پدرش چیز زیادی که نمی خواست فرات
یک دو قطره ضرری داشت به اصغر برسد

خوب شد عرش همه خون گلو را برداشت
حیف خون نیست بر این خاک ستمگر برسد

خون حیدر به رگش در تب و تاب است ولی
بگذارید به سن علی اکبر برسد

شعله ور می شود این داغ دوباره وقتی
شیر در سینه بی کودک مادر برسد

زیر خورشید نشسته به خودش می گوید
تیر نگذاست که یک جمله به آخر برسد

علیرضا لک

منبع:http://shia-patogh.blogfa.com/post/889

  • علی حسنوند
۱۴
آبان
۹۳
داری از قصد می زنی یکریز
با سر انگشت خود به شیشۀ من!
قطره قطره نمک بپاش امشب
روی زخم دل همیشه ی من

تو که در کوچه راه افتادی
همه جا غیر کربلا بودی!
با توام! آییی حضرت باران!
ظهر روز دهم کجا بودی؟!

  

روز آخر که جنگ راه افتاد
سایه ی تشنگی به ماه افتاد
هر طرف یک سراب پیدا شد
چشمهامان به اشتباه افتاد

مِهر زهرا مگر نبودی تو؟!
تو که با مادر آشنا بودی!
با توام! آییی حضرت باران!
ظهر روز دهم کجا بودی؟!
    ---------------------
مادری در کنار گهواره
لب گشود و نگفت هیچ از شیر
تو نباریدی و به جات آن روز
از کمان ها گرفت «بارشِ تیر»!

تو که حال رباب را دیدی
تو به درد دلش دوا بودی
با توام! آییی حضرت باران!
ظهر روز دهم کجا بودی؟!
    ---------------------
وقتی آنروز رفت سمت فرات
در دلش غصه های دنیا بود
تو اگر در میان مان بودی
شاید الآن عمویم اینجا بود

رحمت و عشق از تو می بارید
قبل تر ها چه باوفا بودی
با توام! آییی حضرت باران!
ظهر روز دهم کجا بودی؟!

   (حسین زحمتکش)
  • علی حسنوند
۱۴
آبان
۹۳
طبق محاسبه مرحوم دکتر احمد بیرشک در «گاهشماری ایرانی» واقعه کربلا به حساب گاهشماری شمسی 21 مهر سال 59 شمسی رخ داده است.
5:47 اذان صبح

امام (ع) بعد از نماز صبح برای اصحابش سخنرانی کرد. آنها را به صبر و جهاد دعوت کرد. و بعد دعا خواند: «اللهم انت ثقتی فی کل کرب... خدایا تو پشتیبان من هستی در هر پیشامد ناگواری»آن طرف نماز را به امامت عمر سعد خواند و بعد از نماز صبح به آرایش سپاه و استقرار نیرو مشغول شدند.

حدود 6

امام حسین(ع) دستور داد تا اطراف خیمه ها خندق بکنند و آن را با خاربوته ها پر کنند تا بعد آن را آتش بزنند و مانع از حمله سپاه از پشت سر بشوند.

7:06 طلوع آفتاب

کمی بعد از طلوع آفتاب. امام سوار بر شتری شد تا بهتر دیده شود. روبه روی سپاه کوفه رفت و با صدای بلند برای آنها خطبه ای خواند. صفات و فضایل خودش و پدر و برادرش را یادآوری کرد و اینکه کوفیان به امام (ع) نامه نوشته اند. حتی چند نفر از سران سپاه کوفه را مخاطب قرار داد و از حجارین ابجر و شبث ربعی پرسید که مگر آنها او را دعوت نکرده اند؟ آنها انکار کردند. امام نامه هایشان را به طرف آنها پر تاب و خدا را شکر کرد که حجت را بر آنها تمام کرده است. یکی از سران جبهه مقابل از امام (ع) پرسید چرا حکم این زیاد را نمی پریرد و آنها را از ننگ مقابله با پسر پیامبر نمی رهاند؟ اینجا امام آن جمله معروفشان را فرمودند: «الا و ان الدعی بن الدعی»، قد رکز بین اثنین: بین السله و الذله و هیهات منا الذله ... فرد پستی که پسر فرد پست دیگری است. من را بین کشته شدن و قبول شدن و قبول ذلت مجبور کرده. ذلت از ما درو است.» سخنرانی امام (ع) حدوداً نیم ساعت طول کشده است.

حدود 8

بعد از سخنرانی امام (ع) چند نفر از اصحاب آن حضرت
  • علی حسنوند
۱۳
آبان
۹۳
دانلود
سؤال و جواب نوکر

نقل می کنند: محضر آقا سیدحمزه موسوی بودیم تعریف کردند: که یکی از بزرگان از شب اول قبر خیلی می ترسیدند یه شب در عالم خواب رسید به محضر ابی عبدالله و گفت: آقای یه عمره برات روضه می خوانم، برات روضه گرفتم، ولی از شب اول قبر می ترسم، امام حسین (علیه السّلام) فرمود: از کجای آن می ترسی؟ گفت از آن موقعی که دو تا ملک می آیند و سؤال و جواب می کنند و زبانم بند می آید، فرمودند: کدام ملک جرأت دارد که از نوکر من سؤال کند، سؤال و جواب آنها با ماست ....

منبع:کتاب گلواژه های روضه



نود حج و عمره

 پیامبر به عادت همیشه خود اظهار محبت به سیدالشهدا می نمود و با ایشان بازی می کردند، عایشه به پیامبر گفت: چقدر تو این کودک را دوست داری؟

حضرت فرمودند: وای بر تو .

چگونه دوستش نداشته باشم و از او خوشم نیاید و حال آنکه او میوه ی دل من و روشنی چشم من است.

بعد فرمودند: امت من بعد از من او را می کشند، هر کس بعد از وفاتش به زیارت او برود، خداوند در نامه ی عملش یک حج از حج و عمره های مرا می نویسد.

عایشه تعجب کرد و عرض کرد: یا رسول الله حجی از حج های شما ؟!

  • سید محمد علوی زاده
۱۳
آبان
۹۳
ز غم دلها پریشان است امروز                                             حسین تا ظهر مهمان است امروز

به قربانگاه میدان شهادت                                                      روان جمع شهیدان است امروز

حسین تشنه لب سلطان خوبان                                                   بریز تیغ عدوان است امروز

علی اکبر جوان مه لقایش                                                 به خون خویش غلطان است امروز

دو دست از پیکر عباس محزون                                                      فتاده در بیابان است امروز

آمد جلوی خیمه بچه ها را صدا زد ، سکینه را صدا زد ، هشتادو چهار زن و بچه ، همه از خیمه بیرون آمدند دور امام حسین را گرفتند . سکینه دارد حال بابا را می بیند زینب دارد حال برادر را می بیند ، گریه می کند ، فرمود : خواهرم ، جدم ، پدرم ، مادرم ، برادرم از دنیا رفتند تو در مصیبت آنها صبر کردی ، دوست دارم که در مصیبت من هم صبر کنی ، صدا زد حسینم همه رفتند ولی دلم به تو خوش بود ، همه را امر به صبر کرد ، خواهر را آرام کرد ، سکینه را آرام کرد .

آمد خیمه امام سجاد ، سر مبارک امام چهارم را به دامن گرفت تا چشمش به رخسار پدر افتاد از اصحاب سؤال کردند ، بابا ، اَینَ بَریر ؟ اَین َ رهیر ؟ فرمود : پسرم شهید شدند بابا عمویم عباس چه شد ؟ فرمود :«قَد قُتِلَ» کشته شد .

  • سید محمد علوی زاده
۱۳
آبان
۹۳

این دل تنگم هوای کربلا دارد حسین                                 مرغ جانم میل دیدار ترا دارد حسین

سالها دم از تو و کربلایت می زنم                             گر شود قسمت مرا صد بار جادارد حسین

گر که هستم رو سیاه اما بود مویم سپید                    این سپیدی با تو بودن را ندا دارد حسین

گر چه هنگام نماز کعبه باشد پیش رو                         قبله ای جز کربلا دل در کجا دارد حسین

هر چه بشکست از بها افتاد غیر از دل که دل        چون شکست  از داغ تو قدر و بها دارد حسین

می شود آیا که مژگانم کند جارو کشی                    خاک پاک زائرت را چون شفا دارد حسین

                                    کی شود گوشه قبرت را ببرگیرم چو جان

                                   در میان قتلگاه مردن صفا دارد حسین

روز یازدهم محرم است ، روز عزا ست ، امروز امام زمان عزادار است برای عمه اش زینب گریه می کند

همه زن و بچه ها را سوار کرد ، اما کسی نیست زینب را سوار کند یک وقت دیدند زینب سرش را برگرداند ، طرف گودال قتلگاه صدا زد : حسین جان پاشو زینبت را سوار کن ، خودش را انداخت روی بدن پاره پاره برادر،(یاد امام ، شهدا ، اموات ) . صدا زد : حسینم

  • سید محمد علوی زاده
۱۳
آبان
۹۳
اینک که ظهر روز عاشورا رسیده                                          وقت وداع دختر و بابا رسیده

فرزند زهرا سوی میدان شد روانه                                              بهر ملاقات خداوند یگانه

نا گه سکینه گفت بابا راز دارم                                         راز دلی با تو بسوز و ساز دارم

دیشب که راز دل به یاران باز گفتی                            سرّ سخن را تشنه لب اینگونه گفتی

من گفته هایت را پدر جان گوش کردم                                  جام بلا را تا به آخر نوش کردم

از مر کبت یک لحظه شو بابا پیاده                                        از رفتنت دل در شماره افتاده

بابا تو خود گفتی از جور زمانه                                                دشمن کشد ناز مرا با تازیانه

روز عاشورا عزیز فاطمه دید ذوالجناح حرکت نمی کند نگاه کند ببیند ، دخترش آمده ( آی آنهایی که دختر دارید مجسم کنید منظره را وقتی می خواهید سفر بروید ) پیاده شد امام حسین، سکینه را بغل کرد،

دخترم برگرد ، با این اشکهایت  قلب مرا آتش مزن ، سکینه برگشت در خیمه منتظر بود یک وقت صدای ذوالجناح به اهل خیام رسید سکینه از خیمه بیرون آمد ، دید ذوالجناح تنها برگشته ، صدای گریه این دختر بلند شد : وا محمّداه ،واغریباه ، واحسیناه ، وا جّداه ، ذوالجناح بابایم چه شد ؟ صدا زد :

  • سید محمد علوی زاده
۱۳
آبان
۹۳

حبیب بن مظاهر دو مرتبه جانش را فدای امام حسین (علیه السّلام) کرد و دو مرتبه هم او را زیارت می کنند، چون قبرش جلوی درب حرم است، یک مرتبه موقع رفتن و یک مرتبه موقع بیرون آمدن از حرم، یکی از علمای بزرگ در خواب، حبیب بن مظاهر را دید و طبق آیه ی شریفه ی (و هم فی الغرفات امنون)، آنان در بهترین جای جنت آسوده اند و به مصداق، (یطوف علیهم ولدان مخلدون) یعنی بهشتیان بهره مند می شوند از دست غلامانی که به انواع تمتعات بساط نشاط را گسترانده اند.
  • سید محمد علوی زاده
۱۳
آبان
۹۳
امشب روضه ها خیلی است،باید پای روضه های بی بی بشینی،خانم برات روضه بخونه،تو ناله بزنی،همه اتمام حجت ها رو کرد،مثل امشبی هم دستور داد،مشعل های خیمه ها رو خاموش کردند،هر کی می خواد بره،بره.این ها فردا با من کار دارند،خیلی ها هم همین امشب،تو روایت هست،همان طور که از سپاه دشمن اومدند،یه عده بی لیاقت و بی سعادت هم امشب رفتند،اربابشون رو ترک کردند،همچین که خیالش راحت شد،دیگه این ها موندنی اند،ما بین دو انگشتش رو باز کرد،یک به یک جایگاه اصحاب رو فردا در بهشت،نشونشون داد،رسید به حبیب بن مظاهر،آقا فرمود:حبیب تو هم بیا، جایگاهت رو ببین،دست روی انگشتای نازنین حسین گذاشت،انگشت ها رو بست،گفت:آقا جان بهشت من، تویی،نمی خوام ببینم نعمات الهی رو،همه ی نعمت خدا،برای من تویی،حسین..
نافع بن هلال با اون هلال بن نافعی که اگه فردا روضه اش خونده بشه فرق داره،اون تو سپاه دشمنه،این نافع بن هلال،از اصحاب باوفای اربابه،میگه دیدم نیمه های شب،ابی عبدالله از خیمه بیرون اومد،پشت خیمه ها،منم آروم پشت سر این آقا حرکت کردم،دیدم همه ی مواضع جنگی رو داره حساب شده نگاه میکنه ابی عبدالله،بزرگترین فرمانده ی جنگه حسین،گاهی هم دیدم خم میشه،روی زمین،از روی زمین خارها رو جمع میکنه،متوجه من شد ارباب،فرمود:تو برا چی بیرون اومدی،  گفتم آقاجان،تنهایید،ترسیدم،دشمن نانجیب بلایی سر شما بیاره،وظیفه خود دونستم،یک به یک آقا مواضع رو فرمود،من سئوال کردم آقاجان این خارها رو برا چی می کنی،فرمود:فردا وقتی خیمه هارو آتیش می زنند،بچه های من باپای برهنه،می دوند،می خوام قدری از این خارها رو کم کنم،کمتر به پاهای بچه هام بره، نشانم داد،مابین دو کوه رو،فرمود:نافع از این فرصت استفاده کن،تو هم برو،قصدش بوده یه عده رو بهشتی کنه،اما اینقدر مهربانه آقا،فرمودند:اینها با من کار دارند شما برید،کاری باهاتون ندارند،میگه تا این حرف رو آقام گفت،پاهام سست شد نشستم،گفتم:آقا جان،شمشیر رو هزار درهم دادم خریدم،این اسب رو تهیه کردم،فقط به عشق اینکه،فردا تو رکابت باشم،تا وقتی این شمشیر کُند نشه،تا وقتی این اسب از نفس نیوفته،تا وقتی که خون تو تن منه،آقا محاله تنهات بذارم،کجا برم،جواب مادرت رو چی بدم،حسین...امشب روضه ها زیاده،بشینیم پا سفره ی روضه ی زینب سلام الله علیها

بگذار با تو این شب آخر به سر شود

ای وای اگر که امشب زینب سحر شود

  • سید محمد علوی زاده
۱۳
آبان
۹۳

                                       

به سوز و اشک و مناجات سر کنید امشب

به شوق مرگ شب خود سحر کنید امشب

تصور کن آقا همه یارانش رو جمع کرده،شب عاشورا داره باهاشون حرف میزنه

کمالتان پر و بال عروجتان گشته

به قله ی ابدیت سفر کنید امشب

شما به مکتب توحید زندگی دادید

یه نگاه به یارانش کرد،فرمود:ندیدم باوفاتر از اینها،استوارتر از اینها،ندیدم،بهتر و برتر از این یارها،اینها دست چین شده ها و گلچین شده های روزگارند.

شما به مکتب توحید زندگی دادید

مباد آنکه زمردن حذر کنید امشب

چه خبره کربلا؟

کنون که آب روان را به رویتان بستند

زاشک شوق لب خویش تر کنید امشب

ارباب و مولاشون مقابلشون ایستاده،داره فردارو براشون توضیح میده،آمادشون میکنه

  • سید محمد علوی زاده
۱۳
آبان
۹۳
   ....دعای عرفه را رها کنیم و بگذریم.امروز بیایید فقط به امام حسین(ع) نگاه کنیم و فقط محو جمال او باشیم.به مناجات کردن او نگاه کنیم و لذت ببریم؛ مثل وقتی که زیارت ال یاسین را میخوانیم و سلام به ارکان نماز امام زمان(عج) میدهیم و ومیگوییم:(السلام و علیک حین تصلی و تقنت السلام و علیک حین ترکع و تسجد...)امروز هم به ارکان مناجات او خیره شویم و سلام دهیم سلام به ان دندان قشنگ حسین(ع) چقدر زیبا دعا می خوانی و مناجات میکنی ! چقدر زیبا با خدا حرف میزنی!...نمی دانم ان نامرد چطور دلش امد با چوب خیزران به این لب و دندان بکوبد؟لب و دندانی که تلاوت قران میکند بوسیدنی است،یزید ! چطور به این لب و دندان اهانت میکنی؟

ظالما بر قلب من اذر مزن

چوب کین بر این لب انور مزن

گرزنی پنهان بزن ای بی حیا 

پیش چشم نازنین دختر مزن

رحم کن بر حال زار مادرش

بر دل زهرا دگر نشتر مزن

بوسه کرده فاطمه بر این لبان

اتش کین بر لب مادر مزن

شرم کن از روی جدش مصطفی

اتش اندر قلب پیغمبر مزن

باب زارش کرده بوسه این لبان 

اتش کین بر دل حیدر مزن

  • سید محمد علوی زاده
۱۳
آبان
۹۳

                                        

خیلی امام حسن علیه السلام مظلومه، خیلی آقا غریبه،مظلومانه زندگی کرد، اَشْهَدُ اَنََّکَ عِشْتُ مَظْلوما،خیلی ها مظلومانه به شهادت رسیدند،اما این آقا،نه توی خونه آرامش داشت و نه بیرون خونه، مرد بیرون خونه اذیتش کنند ،میگه میرم توی خونه شریک زندگیم یارمه،می رفت توی خونه اذیتش می کردند، می اُمد توی کوچه و بازار (سادات ببخشند یه جمله بگم زود رد شم)، می اُمد توی کوچه و بازار، می دید قاتلای مادرش زهرا دارن راه می رن،نمی تونست حرف بزنه،می رفت توی مسجد دو رکعت نماز بخونه،می دید بالای منبر دارن به باباش ناسزا می گن،چکار کنه،به کی دلش رو خوش کنه، به یار دلش رو خوش کنه،کدوم یار، یار نزدیکش سجاده از زیر پاش کشید،یار می خوای برو کربلا، پیرمرد جلوی امام ایستاد ، گفت: حسین،اگر هزار تیکه مون کنن ، هر تیکه مون می گه حسین،ببین زهیر چی گفته بُریر چی گفته، ببین سعید بن عبدالله چی گفته، دلش و به چی خوش کنه، یارش قاتلش شد،دل آدم می سوزه ، یکی میشه اُون زن نانجیب،یه زنم می شه رباب،می گن تا آخر عمرش تو آفتاب رفت،هیچ وقت ندیدن رباب تو سایه بره،گفتن داری از بین می ری،دیگه بسه بیا تو سایه،میگه خودم دیدم بدن حسین علیه السلام زیر آفتاب داغ کربلا،ناله بزن حسین....ببین به این میگن کریم، داریم روضه امام حسن علیه السلام می خونیم ،اما بی اختیار همه می گن حسین، قربون غربتت برم، خودتم می خوای همه بگن حسین،آی گرفتارا ، مریض دارا، اونایی که گره کور تو کارشون افتاده،

  • سید محمد علوی زاده
۱۳
آبان
۹۳

ای شیعیان امشب شام غریبان است            جسم حسین عریان اندر بیابان است

شام غریبان است                                      زینب پریشان است                      

در کربلا امشب نور دل حیدر                          با نوجوانانش افتاده اند بی سر

در خاک و خون غلطان عباس نام آور               عریان به دشت کین جسم شهیدان است

شام غریبان است                                      زینب پریشان است          

اطفال شه امشب در دشت ویلانند                آن بی کسان امشب چون مرغ بی بالند

بی خانمان امشب از جور کین نالند               بر نیزه ها امشب رأس شهیدان است

شام غریبان است                                      زینب پریشان است          

امشب عزیز فاطمه بی بال و پر گشته            از جور کین اطفال شه بین بی پدر گشته

اندر حریم شاه دین پرشور وشر گشته            در خیمه گه سجاد دین چون بید لرزان است

شام غریبان است                                      زینب پریشان است                                  

امشب میان قتلگه آن به جدل کافر                 سازد جدا دست حسین از بهر انگشتر

سازد جدا دست حسین از ضربت خنجر           زین بار غم ارض وسما گریان و نالان است

شام غریبان است                                      زینب پریشان است 

  • سید محمد علوی زاده
۱۳
آبان
۹۳

خدایا ، خدایا ، شده شام غریبان (2)                               بسوزد ، بسوزد ، چرا خیمه طفلان (2)

امان از دل زینب – که خون شد دل زینب

عزیز دل زهرا حسین جان کجایی (2)                                      ز رگهی بریده ، مرا کن تو صدا (2)

امان از دل زینب – که خون شد دل زینب

ز تیر و خنجر ، سراغ تو بگیرم (2)                                     گل بی سر زینب دعا کن که بمیرم (2)

امان از دل زینب – که خون شد دل زینب

بخواند نشسته ، نماز شب خود را (2)                                    بیا یاری زینب ، فتادم دگر از پا (2)

امان از دل زینب – که خون شد دل زینب

  • سید محمد علوی زاده
۱۳
آبان
۹۳

امشب که شب شام غریبان حسین است

با فاطمه هم ناله یتیمان حسین است

از خیمه رود سوی شما شعله آتش

سوزان دل طفلان پریشان حسین است

یا رب به سر سید سجاد چه آمد

در خیمه سرا آن گل بوستان حسین است

گلها شده پرپر زدم نیزه و خنجر

بر روی زمین پیکر عریان حسین است

در آن صحرا چه کند زینب کبری

بی یار و معین خواهر گریان حسین است

ای کرببلا اهل حرم را تو خبر کن

زهرا ز جنان آمده میهمان حسین است

عزاداران ، سینه زنان ، شب شام غریبان حسین است ، امشب امام زمان عزادار است برای مصائب عمه اش گریه می کند ، برای دست های بریده عمو جانش عباس گریه می کند .آقا سرت سلامت ، آی دلهای کربلایی امشب با زینب و امام سجاد برای غریبی حسین گریه کنید . قربان دل شکسته زینب ، پرستار بچه های حسین ، بچه ها را آرام می کند یکی سراغ بابا را از عمه می گیرد (عمه جان بابا ) یکی سراغ عمو را

  • سید محمد علوی زاده
۱۳
آبان
۹۳

شام غــــــــــــــریبانِ مـــــــــــولای شهیدان است

ارض و سَما گریان بــــــــــــــر حالِ یتیمان است

زینب ز دوری برادر دل پـــــریشان می شود(2)

دخت علی فــــــــــــــــــردا در جمع اسیران است

فــــــــــــــــردا سکینه می کند در کربلا غوغا بپا

گوید کنار پیکر بـــــــــــــابش به صد شور و نوا

من آمدم بـــــــــــا تو چسان، بی تو روم از کربلا

همـــــــــــــراه من ای گُل، خار و مُـغیلان است

فــــــــــــــــردا رقیه در خرابه آه و افغان می کند

ایـــــــن بــــلبل شوریده دل، دلها پریشان می کند

ویرانه را از اشک خود، همچون گلستان می کند

از دوری بـــــــــابش، در آه و افغــــــــــان است

  • سید محمد علوی زاده
۱۳
آبان
۹۳

سر مبارک
در باز شد تو تالار یزید، دیدند زن و بچه را به طناب بستند، اصل پاکی و طهارت، سر مبارک را داخل طشت طلا گذاشتند، آن ملعون شراب می خورد، اضافه ی شراب را پایین تخت روی سر مبارک می ریزد، یکی از زنها مؤمنه سر را با گلاب شست، دوباره آوردند، شروع کرد با چوب خیزران زدن، می گفت: عجب لب و دندان قشنگی داری حسین! کجایند بزرگان من ببینند چی کردم با تو ... .

 

منبع:کتاب گلواژه های روضه



ساربان
در کتاب الوقایه الحوادث آمده خانه خدا را زیارت می کردم، دیدم یک سیاه پوست که دست ندارد، صورت را به پرده ی خانه ی خدا می زند و می گوید خدایا غلط کردم و مرا ببخش، می دانم منو نمی بخشی، دست روی شانه ی او گذاشتم، گفتم خدا ارحم الراحمین است، مگر می شود بنده ی خودش را نبخشد، گفت:
  • سید محمد علوی زاده
۱۳
آبان
۹۳

آسمان امشب از چه گریان است                   چونکه امشب شام غریبان است

آسمان امشب از چه گریان است                   چونکه امشب شام غریبان است

پر ز نور امشب خانة خولی است                   در تنور امشب رأس مهمان است

بر حسین امشب آسمان گرید                       هم زمین امشب هم زمان گرید

جبرئیل اندر لامکان گرید                               چونکه امشب شام غریبان است

                          آسمان امشب از چه گرید

                          چونکه امشب شام غریبان است

 کربلا امشب بیت الاحزان است                     بی کفن نعش نوجوان است

زینب از این غم زار و گریان است                    چونکه امشب شام غریبان است

                          آسمان امشب از چه گرید

                          چونکه امشب شام غریبان است

             

جسم شه امشب در بیابان است                  زیر تیغ و نی چاک و عریان است

پایمال از سم ستوران است                          چونکه امشب شام غریبان است

                          آسمان امشب از چه گرید

                          چونکه امشب شام غریبان است

اهل بیت امشب زار و گریانند                         بر سر اجساد شهیدانند

کودکان از غم زار و نالانند                             چونکه امشب شام غریبان است

                          آسمان امشب از چه گرید

                          چونکه امشب شام غریبان است

فاطمه امشب کربلا آید                                با همه حوران نینوا آید

دل پریشان با صد نوا آید                               چونکه امشب شام غریبان است

                          آسمان امشب از چه گرید

                          چونکه امشب شام غریبان است

با نوا گوید ای حسین من                             ای حسین نور دو. عین من

تا ببینند حزن حزین من                                چونکه امشب شام غریبان است

                          آسمان امشب از چه گرید

                          چونکه امشب شام غریبان است

یا علی بازاز سوی طفلانت                           سوی طفلان زار و عطشانت

بین دمی حال ای یتیمانت                            چونکه امشب شام غریبان است

                          آسمان امشب از چه گرید

                          چونکه امشب شام غریبان است

یا رسول الله کربلا بنگر                                 یکدمی سوی نینوا بنگر

خود نه تنها با انبیا بنگر                                چونکه امشب شام غریبان است

                          آسمان امشب از چه گرید

                          چونکه امشب شام غریبان است

بین حسینت را اندر این هامون                      با تنی صد چاک خفته اندر خون

زینب از داغش گشته چون مجنون                 چونکه امشب شام غریبان است

                          آسمان امشب از چه گرید

                          چونکه امشب شام غریبان است

یارسول الله این حسین تست                       این همان نور دو عین تست

حالیا وقت شور و شین تست                        چونکه امشب شام غریبان است

                          آسمان امشب از چه گرید

                          چونکه امشب شام غریبان است

هست محزون در نوا امشب                          نوحه گر بهر شهدا امشب

لطمه بر صورت در عزا امشب                        چونکه امشب شام غریبان است

                          آسمان امشب از چه گرید

                          چونکه امشب شام غریبان است

                                                                          (محزونی)

  • سید محمد علوی زاده