روضه

مرکز نشر و دانلود متن روضه ، صوت روضه، کلیپ روضه، کتاب های مقتل ،شعر، مداحی و غیره

روضه

مرکز نشر و دانلود متن روضه ، صوت روضه، کلیپ روضه، کتاب های مقتل ،شعر، مداحی و غیره

روضه

بسم الله الرحمن الرحیم

بوی عطرش به مشامم چو نسیم است خدا میداند

اهل عالم بدانید حسین شاه کریم است خدا میداند

ای دلم گرد یتیمی به من و تو به چه کار ؟

هر که ارباب ندارد یتیم است خدا میداند

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی

۱۹ مطلب با موضوع «حدیث» ثبت شده است

۰۱
آذر
۹۴

شیخ جعفر شوشتری:

از عظمت بلکه معجزه قرآن ، آن است که برخلاف دیگر کتابها تکرارش ملال آور نیست ، بلکه لطفش بیشتر می گردد ، مصیبت امام حسین (ع) هم همینطور است . هرچه خوانده یا شنیده شود باز تازه است . دیگر آنکه نگاه کردن به خط قرآن عبادتست ، تلاوت و گوش دادن به آن عبادتست ، مرثیه امام حسین (ع) ، هم چنین است ، خواندنش و گوش دادنش عبادتست ، گریاندنش و گریه کردنش نیز عبادتست.

" مَنْ بَکی اَوْ بَکی اَوْ تَباکی وَجَبَتْ لَهُ الْجَنةِ " از جمله آنکه قرآن مجید به جمیع شئون معجزه است و ... و حسین (ع) هم به سربریده اش ، به اعضایش ، به بدنش همه معجزه است . "

منبع:

فرهنگ عاشورا/حجة الاسلام والمسلمین جوادمحدثی

  • سید محمد علوی زاده
۱۲
آبان
۹۴
  • سید محمد علوی زاده
۰۸
تیر
۹۴

وقتی صحبت از اشک و گریه بر حسین علیه السلام است، باید چگونگی اشک حجج الهی و مدت عزاداریشان را که تا چه حد بوده بررسی نمود

ائمۀ معصوم علیهم السلام به گونه ای اشک می ریختندکه هر که ایشان را مشاهده می نموده به حالشان ترحم نموده و از گریۀ ایشان می گریسته

و در روایات دیگر چون زنان جوانمرده ضجه می زدند و می نالیدند و مانند قطرات باران اشک از محاسنشان می ریخته است و از شدت گریه نفَس هایشان بند می آمده و بارها ازهوش می رفتند.

امام صادق علیه السلام می فرمایند:
۱« یا زراره!..کان جدی إذا ذکره بکی حتّی تملأ عیناه لحیته و حتّی یبکی لبکائه من رآه »
ای زراره! عادت جدم این بود که هرگاه یاد آن حضرت می نمود محاسنش از اشک »خیس می گشت به گونه ای که هرکس آن جناب را می دید، به حالش ترحم نموده ازگریه اش به گریه می افتاد

حضرت در بیانی دیگر چنین می فرمایند:
إنّ زین العابدین علیه السلام بکی علی أبیه أربعین سنۀ، صائماً نهاره، قائماً لیله، فإذا »حضر الإفطار جاء غلامه بطعامه و شرابه فیضعه بین یدیه فیقول: کل یا مولای، فیقول

قتل ابن رسول الله جائعاً، قتل ابن رسول الله عطشانا فلا یزال یکرّر ذلک و یبکی حتّی
۲« یبل طعامه من دموعه ثم یمزج شرابه بدموعه فلم یزل کذلک حتّی لحق بالله تعالی
امام زین العابدین علیه السلام بر پدرش چهل سال گریست۳٫

 در این مدت روزها روزه می داشت و شب ها به عبادت می گذرانید. هنگام افطار می رسید خدمتگزارش غذا وآب می آورد و در مقابلش می گذاشت و عرض می کرد: آقا بفرمائید میل کنید.

میفرمود: فرزند رسول خدا گرسنه کشته شد، فرزند رسول خدا تشنه کشته شد.آنقدر اینجمله ها را تکرار می فرمود ومی گریست تا غذایش ازآب دیدگانش تر می شد. حال حضرت چنین بود تا به خدای عزّوجلّ پیوست

در روایتی دیگر وارد شده است که هرگاه غذا برای افطار حضرت می آوردند از شهدای
به خون خفتۀ کربلا یاد می کرد و می فرمود: واکربلا! آه از غم و اندوه کربلا! و این جمله را
تکرار می کرد و می فرمود: قتل ابن رسول الله جائعاً، قتل ابن رسول الله عطشاناً! و آنقدر اشک
می ریخت که لباس حضرت از اشک، تر می شد.۴

نکته! امام زمان و حجت خدا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف صدها سال است که هر صبح و شام، خون گریه می کند و آیا نباید شیعه با مولای خویش همراهی کند و او را در این غم یاری؟! شیعه ای که بالاترین و شدیدترین نوع حب را باید با مولای خود داشته باشد

فریاد در مصیبت آن مظلومی که اندوه ما را ابدی کرده و حرارت مصائبش ما را بی تاب کرده. ای وای بر زخم های کهنه ای که جای جای قلوب اولیاء را نشانه گرفته و آنان را در غم جانکاه حسین علیه السلام مظلوم به عزای ابدی نشانده

اللهم عجل لمنتقم الحسین الفرج*

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

. (۱٫عن محمد بن عبدالله الحمیری عن أبیه عن علی بن محمد بن سالم عن محمد بن خالد عن عبدالله بن حماد
البصری عن عبدالله بن عبدالرحمن الأصم عن أبی یعقوب عن أبان بن عثمان عن زراره قال قال ابوعبدالله علیه
.۲۰۶/ ۳۱۳ ؛ بحارالأنوار: ۴۵ / السلام)؛ کامل الزیارات: ۸۱ ؛ مستدرک الوسائل: ۱۰
.۳۷۸/ ۲۷۸ ؛ أسرارالشّهادات: ۲ / ۲۸۲ و ۲۵ / ۲٫ الملهوف: ۲۰۹ ؛ وسائل الشیعه: ۳
۳٫ با توجه به اینکه عمر شریف حضرت بعد از واقعه کربلا ۳۴ یا ۳۵ سال بوده است، احتمالاً عدد چهل تقریبی می
باشد. بدین معنا که حضرت تا پایان عمرگریستند همانطور که در پایان حدیث ذکر شده است۴٫مثیرالاحزان.۱
  • سید محمد علوی زاده
۲۸
آذر
۹۳

از ابن عباس روایت شده رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم هنگام بیماری لحظه ای بهوش گردید در آن هنگام در خانه فاطمه کوبیده شد فاطمه فرمود: کیستی؟ کوبنده در گفت: مرد غریبی هستم از رسول خدا پرسشی دارم. فاطمه گفت:برگرد اکنون پدرم بیمار است. آن شخص غریب رفت و پس از آن لحظه ای باز آمد و در خانه را کوبید و همان کلمات را تکرار کرد.
در آن هنگام پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به هوش آمد و فرمود: فاطمه جانم، آیا می دانی این شخص کیست؟ این کسی است که جمعیت ها را پراکنده می کند لذت ها را در هم می شکند، این فرشته مرگ عزرائیل است. به خدا سوگند قبل از من از کسی اجازه نگرفته و پس از من از کسی اجازه نمی گیرد، به او اجازه ورود بده.
فاطمه علیها السلام بی تابی می کرد. فرمود زهرا جانم جلو بیا جلو آمد، گوش ات را نزدیک دهانم بیاور، آورد، دیدند زهرا با آن حالی که داشت تبسم نمود، پیامبر چه فرموده که زهرا این چنین خوشحال است؟ گویا پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به فاطمه فرموده است: گریه نکن (مدت فراغ اندک است( تو بعد ازمن چند روز بیشتر در دنیا نیستی، اولین کسی هستی که به من ملحق میشوی.
دختر من اینهمه در ماتم من گریه مکن        آتش از اشک مزن بر جگرم زهرا جان
بعد من عمر تو کم باشد و از عترت من         زودتر از همه آیی به برم زهرا جان
ناگزیرم که در این امت بی مهر تو را      می گذارم و خود می گذرم زهرا جان

  • سید محمد علوی زاده
۲۸
آذر
۹۳

[کفایة الأثر] عَنْ جُنَادَةَ بْنِ أَبِی أُمَیَّةَ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع فِی مَرَضِهِ الَّذِی تُوُفِّیَ فِیهِ وَ بَیْنَ یَدَیْهِ طَسْتٌ یُقْذَفُ عَلَیْهِ الدَّمُ وَ یَخْرُجُ کَبِدُهُ قِطْعَةً قِطْعَةً مِنَ السَّمِّ الَّذِی أَسْقَاهُ مُعَاوِیَةُ فَقُلْتُ یَا مَوْلَایَ‏ مَا لَکَ لَا تُعَالِجُ نَفْسَکَ فَقَالَ یَا عَبْدَ اللَّهِ بِمَا ذَا أُعَالِجُ الْمَوْتَ قُلْتُ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَیَّ فَقَالَ وَ اللَّهِ لَقَدْ عَهِدَ إِلَیْنَا رَسُولُ اللَّهِ ص أَنَّ هَذَا الْأَمْرَ یَمْلِکُهُ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً مِنْ وُلْدِ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ مَا مِنَّا إِلَّا مَسْمُومٌ أَوْ مَقْتُولٌ ثُمَّ رُفِعَتِ الطَّسْتُ وَ بَکَى صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ عِظْنِی یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ نَعَمْ اسْتَعِدَّ لِسَفَرِکَ وَ حَصِّلْ زَادَکَ قَبْلَ حُلُولِ أَجَلِکَ وَ اعْلَمْ أَنَّکَ تَطْلُبُ الدُّنْیَا وَ الْمَوْتُ یَطْلُبُکَ وَ لَا تَحْمِلْ هَمَّ یَوْمِکَ الَّذِی لَمْ یَأْتِ عَلَى یَوْمِکَ الَّذِی أَنْتَ فِیهِ وَ اعْلَمْ أَنَّکَ لَا تَکْسِبُ مِنَ الْمَالِ شَیْئاً فَوْقَ قُوتِکَ إِلَّا کُنْتَ فِیهِ خَازِناً لِغَیْرِکَ وَ اعْلَمْ أَنَّ فِی حَلَالِهَا حِسَابٌ وَ فِی حَرَامِهَا عِقَابٌ وَ فِی الشُّبُهَاتِ عِتَابٌ فَأَنْزِلِ الدُّنْیَا بِمَنْزِلَةِ الْمَیْتَةِ خُذْ مِنْهَا مَا یَکْفِیکَ فَإِنْ کَانَ ذَلِکَ حَلَالًا کُنْتَ قَدْ زَهِدْتَ فِیهَا وَ إِنْ کَانَ حَرَاماً لَمْ یَکُنْ فِیهِ وِزْرٌ فَأَخَذْتَ کَمَا أَخَذْتَ مِنَ الْمَیْتَةِ وَ إِنْ کَانَ الْعِتَابُ فَإِنَّ الْعِتَابَ یَسِیرٌ وَ اعْمَلْ لِدُنْیَاکَ کَأَنَّکَ تَعِیشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لآِخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَمُوتُ غَداً وَ إِذَا أَرَدْتَ عِزّاً بِلَا عَشِیرَةٍ وَ هَیْبَةً بِلَا سُلْطَانٍ فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیَةِ اللَّهِ إِلَى عِزِّ طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِذَا نَازَعَتْکَ إِلَى صُحْبَةِ الرِّجَالِ حَاجَةٌ فَاصْحَبْ مَنْ إِذَا صَحِبْتَهُ زَانَکَ وَ إِذَا خَدَمْتَهُ صَانَکَ وَ إِذَا أَرَدْتَ مِنْهُ مَعُونَةً أَعَانَکَ وَ إِنْ قُلْتَ صَدَّقَ قَوْلَکَ وَ إِنْ صُلْتَ شَدَّ صَوْلَکَ وَ إِنْ مَدَدْتَ یَدَکَ بِفَضْلٍ مَدَّهَا وَ إِنْ بَدَتْ عَنْکَ ثُلْمَةٌ سَدَّهَا وَ إِنْ رَأَى مِنْکَ حَسَنَةً عَدَّهَا وَ إِنْ سَأَلْتَهُ أَعْطَاکَ وَ إِنْ سَکَتَّ عَنْهُ ابْتَدَأَکَ وَ إِنْ نَزَلَتْ إِحْدَى الْمُلِمَّاتِ بِهِ سَاءَکَ‏ مَنْ لَا تَأْتِیکَ مِنْهُ الْبَوَائِقُ وَ لَا یَخْتَلِفُ عَلَیْکَ مِنْهُ الطَّرَائِقُ وَ لَا یَخْذُلُکَ عِنْدَ الْحَقَائِقِ وَ إِنْ تَنَازَعْتُمَا مُنْقَسِماً آثَرَکَ قَالَ ثُمَّ انْقَطَعَ نَفَسُهُ وَ اصْفَرَّ لَوْنُهُ حَتَّى خَشِیتُ عَلَیْهِ وَ دَخَلَ الْحُسَیْنُ ع وَ الْأَسْوَدُ بْنُ أَبِی الْأَسْوَدِ فَانْکَبَّ عَلَیْهِ حَتَّى قَبَّلَ رَأْسَهُ وَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ ثُمَّ قَعَدَ عِنْدَهُ فَتَسَارَّا جَمِیعاً فَقَالَ أَبُو الْأَسْوَدِ إِنَّا لِلَّهِ إِنَّ الْحَسَنَ قَدْ نُعِیَتْ إِلَیْهِ نَفْسُهُ وَ قَدْ أَوْصَى إِلَى الْحُسَیْنِ ع وَ تُوُفِّیَ یَوْمَ الْخَمِیسِ فِی آخِرِ صَفَرٍ سَنَةَ خَمْسِینَ مِنَ الْهِجْرَةِ وَ لَهُ سَبْعٌ وَ أَرْبَعُونَ سَنَةً وَ دُفِنَ بِالْبَقِیعِ صاحب (کفایة الاثر)

  • سید محمد علوی زاده
۱۵
آبان
۹۳

کتاب «کامل الزیارات» اثر ارزشمند شیخ ابو القاسم، جعفر بن محمد بن جعفر بن موسى بن مسرور بن قولویه قمى (متوفاى 367 هجرى) می باشد که شامل 755 حدیث است که در 108 باب آمده ‏اند.

کتاب «کامل الزیارات» مجموعه روایاتى از ائمه علیهم السلام درباره شیوه زیارت حضرت رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) و دیگر امامان و امامزادگان (علیهم السلام) و ثواب و فضل آن مى‏باشد.

برای دانلود این کتاب در دو فرمت html و pdf به ادامه مطلب مراجعه کنید!

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
آبان
۹۳

و روى عن ابى محمد الحسن العسکرى(ع) انه قال: علامات المؤمن خمس:
صلاة الخمسین، و زیارة الاربعین، و الختم فى الیمین، و تعفیر الجبین، و الجهر ببسم اللّه الرحمن الرحیم.

امام حسن عسکری(ع) فرمودند:   نشانه های مومن پنج چیز است:
1. نماز پنجاه رکعت یا پنجاه و یک رکعت (چنانچه احادیث صحیحه کثیره بر آن دلالت دارد)
2. زیارت اربعین
3. انگشتر را به دست راست کردن.
4. پیشانى را به خاک مالیدن.
5. بسم اللّه الرحمن الرحیم را بلند گفتن.


منبع: تهذیب، ج 6، باب 16، ص 52، ط نجف، 1380 ق.

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
آبان
۹۳

گریز اول :

 امام صادق فرمود: جد غریبم حسین به صورت سه طایفه نگاه مى‏کند؛اول به صورت کسى که مجلس روضه برایش به پا مى‏کند،دوم به صورت زوار کربلایش مى‏نگرد،سوم به صورت گریه کنانش نگاه مى‏کند. الان که دارى گریه مى‏کنى ابى‏عبداللّه نگاه مى‏کند، به خودش قسم اگرنگاهت نکند نمى‏توانى گریه کنى.

ابى‏عبداللّه رو به درگاه الهى مى‏کند و مى‏گوید:خدا این گریه کن حسین پرونده‏اش سیاه ‏است،این آلوده را به حسین ببخش.

بعد رو مى‏کند به بابایش على و به مادرش فاطمه،عرض مى‏کند:ببینید دارد براى حسین گریه مى‏کند، مادر تو دعا کن خدا گناهانش را بیامرزد، بابا تو دعا کن خدا عفوش کند. کجا بریم بهتر از روضه ابى‏عبداللّه که حسین نگاهمان کند وزهرا دعایمان کند.

گریز دوم:

  • سید محمد علوی زاده
۱۳
آبان
۹۳
دانلود
سؤال و جواب نوکر

نقل می کنند: محضر آقا سیدحمزه موسوی بودیم تعریف کردند: که یکی از بزرگان از شب اول قبر خیلی می ترسیدند یه شب در عالم خواب رسید به محضر ابی عبدالله و گفت: آقای یه عمره برات روضه می خوانم، برات روضه گرفتم، ولی از شب اول قبر می ترسم، امام حسین (علیه السّلام) فرمود: از کجای آن می ترسی؟ گفت از آن موقعی که دو تا ملک می آیند و سؤال و جواب می کنند و زبانم بند می آید، فرمودند: کدام ملک جرأت دارد که از نوکر من سؤال کند، سؤال و جواب آنها با ماست ....

منبع:کتاب گلواژه های روضه



نود حج و عمره

 پیامبر به عادت همیشه خود اظهار محبت به سیدالشهدا می نمود و با ایشان بازی می کردند، عایشه به پیامبر گفت: چقدر تو این کودک را دوست داری؟

حضرت فرمودند: وای بر تو .

چگونه دوستش نداشته باشم و از او خوشم نیاید و حال آنکه او میوه ی دل من و روشنی چشم من است.

بعد فرمودند: امت من بعد از من او را می کشند، هر کس بعد از وفاتش به زیارت او برود، خداوند در نامه ی عملش یک حج از حج و عمره های مرا می نویسد.

عایشه تعجب کرد و عرض کرد: یا رسول الله حجی از حج های شما ؟!

  • سید محمد علوی زاده
۰۷
آبان
۹۳

دانلود فایل

پیامبر اکرم صلی الله نشسته بودند، بی بی زهرا سلام الله علیها وارد شدند، بابا چرا گریه می کنید؟ فرمود: جبرییل یک چیز آورده من را منقلب کرده؛ جبرییل فرمود: خدا فرموده، به پیغمبر بگو، حسین تو را ،

با لب تشنه شهید می کنند.

بی بی زهرا شروع کرد به گریه کردن، سه سؤال فرمودند: بابا وقتی حسین را می کشند، شما هستید؟ نه من نیستم، آیا علی زنده هست؟ فرمود: نه بابا جان علی هم نیست، بابا وقتی حسینم را می کشند من زنده ام؟

فرمود: تو هم نیستی زهرا جان، گفت: پس چه کسی برای حسین من گریه می کند؟ فرمود: فاطمه جان زنان و مردان امت من دور هم جمع می شوند و برای مظلومی حسین تو گریه می کنند.

  • سید محمد علوی زاده
۰۷
آبان
۹۳

امام صادق (علیه السلام) فرمود :

وقتی حضرت سید الشهدا (علیه السلام) را به شهادت رساندند ملائکه صدای گریه و ضجه به درگاه الهی بلند کردند و گفتند : خدایا این حسین صفیّ توست و فرزند دختر پیامبر توست

خداوند سایه امام قائم امام زمان (عجل الله تعالی فرجه شریف) را بپا داشت (یعنی به آنها نشان داد) و فرمود :

بِهذا اِنتَقِم لِهذا بوسیله این (آقا) انتقام این (امام حسین (علیه السلام)) را می گیرد.
 

منابع :

 

قمقام زخار ص415 .

کتاب لهوف ص75.

کافی ج1 ص465.

معجم احادیث امام المهدی عجل الله تعالی فرجه شریف ج3 ص382.

مقام الامام حسین علیه السلام ص463
.

  • سید محمد علوی زاده
۰۷
آبان
۹۳

امام علی علیه السلام در فضیلت جهاد صحبت می کردند و در ضمن از لشکریان خود گلایه می نمودند: ( ... یکی از فرماندهان لشکر غارتگر معاویه، به شهرمرزی ( انبار) حمله کرده است و نماینده و فرماندار من را کشته و سربازان و مرزبانان شما را از آن سرزمین بیرون رانده است. به من خبر رسیده که یکی از آنان به خانه ی زن مسلمان و زن غیر مسلمانی که در پناه اسلام جان و مالش محفوظ بوده، وارد شده و خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره های آن ها را از تنشان بیرون آورده است... در حالی که هیچ وسیله ای برای دفاع جز گریه و التماس کردن نداشته اند. آنها با غنیمت فراوان بر گشته اند، بدون اینکه حتی یک نفر از آنها زخمی گردد یا قطره ای خون از آنها ریخته شود. اگر به خاطر این حادثه مسلمانی از روی تأسف بمیرد، ملامت نخواهد شد و از نظر من سزاوار و بجا است.

  • سید محمد علوی زاده
۰۷
آبان
۹۳

امام سجاد (ع) فرمود:

«ان عمتی زینب کانت تؤدی صلواتها، من قیام الفرائض و النوافل عند مسیرنا من الکوفة الی الشام وفی بعض منازل کانت تصلی من جلوس لشدة الجوع والضعف»

عمه ام زینب در مسیر کوفه تا شام همه نمازهای واجب و مستحب را اقامه می نمود و در بعضی منازل به خاطر شدت گرسنگی و ضعف، نشسته ادای تکلیف می کرد.


منبع: ریاحین الشریعه ، ج 3، ص62.

 

  • سید محمد علوی زاده
۰۴
آبان
۹۳

فَلَمّا اءُدْخِلَ عَلى عُبَیْدِ اللّهِ بْنِ زِیادٍ لَمْ یُسَلِّمْ عَلَیْهِ.
فَقالَ لَهُ الْحَرَسِیُّ: سَلِّمْ عَلَى الاْمیرِ.
فَقالَ لَهُ: اُسْکُتْ یا وَیْحَکَ وَاللّهِ ما هُوَ لى بِاءَمیرٍ.
فَقالَ ابْنُ زِیادٍ: لا عَلَیْکَ سَلَّمْتَ اءَمْ لَمْ تُسَلِّمْ، فَإِنَّکَ مَقْتُولٌ.
فَقالَ لَهُ مُسْلِمٌ: إِنْ قَتَلْتَنى فَلَقدْ قَتَلَ مَنْ هُوَ شَرُّ مِنْکَ مَنْ هُوَ خَیْرٌ مِنّى ، وَبَعْدُ فَإِنَّکَ لا تَدَعُ سُوءَ الْقِتْلَةِ وَ قُبْحَ الْمُثْلَةِ وَخُبْثَ السَّریرَةِ وَلَؤْمَ الْغَلَبَةِ، لا اءَحَدَ اءَوْلى بِها مِنْکَ.
فَقالَ لَهُ ابْنُ زِیادٍ: یا عاقُّ یا شاقُّ، خَرَجْتَ عَلى إِمامِکَ وَشَقَقْتَ عَصى الْمُسْلِمینَ، وَاءَلْقَحْتَ الْفِتْنَةَ بَیْنَهُمْ.
فَق الَ لَهُ مُسْلِم : کَذَبْتَ یَابْنَ زِیادٍ، إِنَّما شَقَّ عَصَى الْمُسْلِمینَ مُعاوِیَةُ - لَعَنَهُ اللّهُ- وَابْنُهُ یَزیدُ - لَعَنَهُ اللّهُ-، وَ اءَمَّا الْفِتْنَةُ فَإِنَّما اءَلْقَحَها اءَنْتَ وَ اءَبُوکَ زِیادُ بْنُ عُبَیْدٍ عَبْدِ بَنى عِلاجٍ مِنْ ثَقیفٍ، وَ اءَنَا اءَرْجُو اءَنْ یَرْزُقَنِى اللّهُ الشَّهادَةَ عَلى یَدَى شَرُّ الْبَرِیَّةِ.
فَقالَ ابْنُ زِیادٍ: مَنَّتْکَ نَفْسُکَ اءَمْرا، حالَ اللّهُ دُونَهُ وَ لَمْ یَرَکَ لَهُ اءَهْلا وَجَعَلَهُ لاِهْلِهِ.
فَقالَ مُسْلِمٌ: وَمَنْ اءَهْلُهُ یَابْنَ مَرْجانَةَ؟
فَقالَ: اءَهْلُهُ یَزیدُ بْنُ مُعاوِیَةَ!
فَقالَ مُسْلِمٌ: اءَلْحَمْدُ للّهِ، رَضینا بِاللّهِ حَکَما بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ.
فَقالَ ابْنُ زِیادٍ: اءَتَظُنُّ اءَنَّ لَکَ مِنَ الاَْمْرِ شَیْئا.
فَقالَ مُسْلِمٌ: وَاللّهِ ما هُوَ الظَّنُّ، وَلکِنَّهُ الْیَقینُ.
فَقالَ ابْنُ زِیادٍ: اءَخْبِرْنى یا مُسْلِمُ بِما اءَتَیْتَ هذَا الْبَلَدَ وَ اءَمْرُهُمْ مُلْتَئِمٌ فَشَتَّتَ اءَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ وَفَرَّقْتَ کَلِمَتَهُمْ؟
فَقالَ لَهُ مُسْلِمٌ: ما لِهذا اءَتَیْتُ، وَلکِنَّکُمْ اءَظْهَرْتُمُ الْمُنْکَرَ وَدَفَنْتُمُ الْمَعْرُوفَ وَتَاءَمَّرْتُمْ عَلَى النّاسِ بِغَیْرِ
رِضىً مِنْهُمْ وَحَمَلْتُمُوهُمْ عَلى غَیْرِ ما اءَمَرَکُمْ اللّهُ بِهِ، وَعَمِلْتُمْ فیهِمْ بِاءَعْمالِ کَسْرى وَقَیْصَرَ، فَاءَتَیْناهُمْ لِنَاءْمُرَ فیهِمْ بِالْمَعْرُوفِ وَنَنْهى عَنِ الْمُنْکَرِ وَنَدْعُوهُمْ إِلى حُکْمِ الْکِتابِ وَالسُّنَّةِ، وَکُنّا اءَهْلُ ذلِکَ کَما اءَمَرَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه علیه و آله
فَجَعَلَ ابْنُ زِیادٍ - لَعَنَهُ اللّهُ- یَشْتِمُهُ وَیَشْتِمُ عَلِیّا وَالْحَسَنَ وَالْحُسَیْنَ علیهم السّلام !

  • سید محمد علوی زاده
۰۴
آبان
۹۳

فرزندان عقیل بن ابى طالب، نقش مؤثّرى در نهضت حسینى داشتند. علاوه بر مُسلم بن عقیل، برادرانش جعفر و عبد اللّه و عبد الرحمان، و نیز فرزند یکى دیگر از برادرانش، محمّد بن ابى سعید همگى در این راه، به شهادت رسیدند. لذا امام زین العابدین علیه السلام، ابراز علاقه ویژه اى نسبت به فرزندان عقیل داشت. در روایات آمده است که به ایشان گفته شد: ما بالُکَ تَمِیلُ إلَى بَنِی عَمِّکَ هَؤلاءِ ...؟أجاب: إنّی أذکُرُ یَومَهُم مَعَ أبی عَبدِاللّه ِ الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ علیه السلام، فَأرِقُّ لَهُم.

به امام سجاد گفته شد: تو را چه مى شود که به این عموزاده هایت ( فرزندان عقیل )، بیشتر متمایلى؟

امام علیه السلام پاسخ داد: آن روزِ سختشان با ابا عبد اللّه حسین بن على علیه السلام را به یاد مى‌آورم و دلم برایشان مى سوزد.

  • سید محمد علوی زاده
۲۸
اسفند
۹۲

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

امام هادی(ع) فرمودند:

من کان علی بینة من ربه هانت علیه مصائب الدنیا و لو قرض و نشر    

هر که بر طریق خداپرستی محکم و استوار باشد ، مصائب دنیا بر وی سبک آید ، گر چه تکه تکه و پخش شود .

تحف العقول ، ص 511

 

حالت های مختلف انسانها در اینکه مشکلات چقدر آنها را آزار دهد تاثیر دارد. یعنی یک مشکل و مصیبت معین بر روی دو نفر با حالت های مختلف تاثیرات متفاوت دارد و تحمل آن برای برخی آسان تر خواهد بود. اما بر بینه بودن که نتیجه اش آسان شدن تحمل مصائب است به چه معناست؟

با توجه به سایر احادیث میتوان گفت بربینه بودن به معنای یقین داشتن است.

اما سوال این است که یقین به چه چیزی است.مصادیق مختلفی میتوان برای این یقین برشمرد.

1) اینکه یقین داشته باشیم خداوند در صبر بر این سختی ها و مصائب به ما اجر می دهد

2) اینکه یقین داشته باشیم دنیا محل گذر و امتحان است نه دار قرار وآرامش و هر حادثه ای امتحانی برای ماست.

3) اینکه یقین داشته باشیم بلاها باعث پاک شدن گناهان و کفاره آنهاست ویا باعث بالارفتن رتبه معنوی می شود.

4) اینکه یقین داشته باشیم به نعمت های بهشت و عذاب های سخت جهنم.

5)اینکه یقین داشته باشیم نظام جهان نظامی حکیمانه است وهیچ حادثه ای از محدوه وید قدرت خدا خارج نیست و.......

 

از خدا میخواهم که ما را از صاحبان یقین قرار دهد.

  • علی حسنوند
۰۹
اسفند
۹۲

- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: کَتَبَ أَبِی فِی وَصِیَّتِهِ أَنْ أُکَفِّنَهُ فِی ثَلَاثَةِ أَثْوَابٍ أَحَدُهَا رِدَاءٌ لَهُ حِبَرَةٌ کَانَ یُصَلِّی فِیهِ یَوْمَ الْجُمُعَةِ وَ ثَوْبٌ آخَرُ وَ قَمِیصٌ فَقُلْتُ لِأَبِی لِمَ تَکْتُبُ هَذَا فَقَالَ أَخَافُ أَنْ یَغْلِبَکَ النَّاسُ وَ إِنْ قَالُوا کَفِّنْهُ فِی أَرْبَعَةٍ أَوْ خَمْسَةٍ فَلَا تَفْعَلْ‏ وَ عَمِّمْنِی بِعِمَامَةٍ وَ لَیْسَ تُعَدُّ الْعِمَامَةُ مِنَ الْکَفَنِ إِنَّمَا یُعَدُّ مَا یُلَفُّ بِهِ الْجَسَدُ.(1)
- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ لِی أَبِی یَا جَعْفَرُ أَوْقِفْ لِی مِنْ مَالِی کَذَا وَ کَذَا لِنَوَادِبَ تَنْدُبُنِی عَشْرَ سِنِینَ بِمِنًى أَیَّامَ مِنًى‏.(2)

حضرت صادق(ع) فرمود: پدرم در وصیت خود نوشت او را در سه جامه کفن کنم. ردائى که زرد رنگ بود و در روزهاى جمعه با آن نماز می خواند و یک جامه دیگر و پیراهنى. عرض کردم: پدر این یکى را ننوشته ‏اى. فرمود می ترسم مردم عیب جوئى کنند و بگویند در چهار یا پنج جامه پدرش را کفن نموده؛ ولى بر سرم عمامه ‏اى ببند زیرا عمامه جزء کفن محسوب نمی شود. کفن آن چیزى است که جسد را بپوشاند.
 حضرت صادق فرمود: پدرم به من سفارش کرد که از مالم فلان مبلغ را وقف کن تا نوحه‏ سرایان در ایام حج در منى برایم نوحه‏ سرائى کنند.


پی نوشت:
1. الکافی (ط - الإسلامیة)،ج‏3، 144.
2. الکافی (ط - الإسلامیة)،ج‏5،117.

  • سید محمد علوی زاده
۰۹
اسفند
۹۲

و روى الحسن بن أحمد بن سلمة، عن محمّد بن المثنّى، عن عثمان ابن عیسى، عمّن حدّثه، عن جابر، عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: شکوت إلیه الحاجة، فقال: یا جابر، ما عندنا درهم.
قال: فلم ألبث أن دخل الکمیت بن زید الشاعر، فقال له: جعلنی اللّه فداک أ تأذن لی أن انشدک قصیدة قلتها فیکم؟
فقال له: هاتها. فأنشده قصیدة أوّلها:
من لقلب متیّم مستهام‏ «6»
فلمّا فرغ منها قال: یا غلام، ادخل ذلک البیت و أخرج إلى الکمیت بدرة ، و ادفعها إلیه. فأخرجها و وضعها بین یدیه‏.
فقال له: جعلت فداک، إن رأیت أن تأذن لی فی اخرى. فقال له: هاتها. فأنشده اخرى، فأمر له ببدرة اخرى، فاخرجت له من البیت.
ثمّ قال له: الثالثة. فأذن له، فأمر له ببدرة ثالثة، فاخرجت له.
فقال له الکمیت: یا سیّدی، و اللّه ما انشدک طلبا لعرض من الدنیا، و ما أردت بذلک إلّا صلّة لرسول اللّه (صلّى اللّه علیه و آله)، و ما أوجبه اللّه علیّ من حقکم.
فدعا له أبو جعفر، ثمّ قال: یا غلام، ردّ هذه البدر فی مکانها. فأخذها الغلام فردّها.
قال جابر: فقلت فی نفسی: شکوت إلیه الحاجة فقال: ما عندی شی‏ء، و أمر للکمیت بثلاثین ألف درهم!
و خرج الکمیت فقال: یا جابر، قم فادخل ذلک البیت.

  • سید محمد علوی زاده
۰۹
اسفند
۹۲

الخرائج و الجرائح رَوَى جَابِرٌ الْجُعْفِیُّ قَالَ خَرَجْتُ مَعَ أَبِی جَعْفَرٍ ع إِلَى الْحَجِّ وَ أَنَا زَمِیلُهُ- إِذْ أَقْبَلَ وَرَشَانٌ فَوَقَعَ عَلَى عِضَادَتَیْ مَحْمِلِهِ فَتَرَنَّمَ- فَذَهَبْتُ لِآخُذَهُ فَصَاحَ بِی مَهْ یَا جَابِرُ- فَإِنَّهُ اسْتَجَارَ بِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ- فَقُلْتُ وَ مَا الَّذِی شَکَا إِلَیْکَ- فَقَالَ شَکَا إِلَیَّ أَنَّهُ یُفْرِخُ فِی هَذَا الْجَبَلِ مُنْذُ ثَلَاثِ سِنِینَ- وَ أَنَّ حَیَّةً تَأْتِیهِ فَتَأْکُلُ فِرَاخَهُ- فَسَأَلَنِی أَنْ أَدْعُوَ اللَّهَ عَلَیْهَا لِیَقْتُلَهَا- فَفَعَلْتُ وَ قَدْ قَتَلَهَا اللَّهُ- ثُمَّ سِرْنَا حَتَّى إِذَا کَانَ وَجْهُ السَّحَرِ قَالَ لِی انْزِلْ یَا جَابِرُ- فَنَزَلْتُ فَأَخَذْتُ بِخِطَامِ الْجَمَلِ وَ نَزَلَ فَتَنَحَّى عَنِ الطَّرِیقِ- ثُمَّ عَمَدَ إِلَى رَوْضَةٍ مِنَ الْأَرْضِ ذَاتِ رَمْلٍ- فَأَقْبَلَ فَکَشَفَ الرَّمْلَ یَمْنَةً وَ یَسْرَةً وَ هُوَ یَقُولُ- اللَّهُمَّ اسْقِنَا وَ طَهِّرْنَا إِذْ بَدَا حَجَرٌ أَبْیَضُ بَیْنَ الرَّمْلِ- فَاقْتَلَعَهُ فَنَبَعَ لَهُ عَیْنُ مَاءٍ أَبْیَضَ صَافٍ فَتَوَضَّأَ وَ شَرِبْنَا مِنْهُ- ثُمَّ ارْتَحَلْنَا فَأَصْبَحْنَا دُونَ قَرْیَةٍ وَ نَخْلٍ- فَعَمَدَ أَبُو جَعْفَرٍ إِلَى نَخْلَةٍ یَابِسَةٍ فِیهَا فَدَنَا مِنْهَا- وَ قَالَ أَیَّتُهَا النَّخْلَةُ أَطْعِمِینَا مِمَّا خَلَقَ اللَّهُ فِیکِ- فَلَقَدْ رَأَیْتُ النَّخْلَةَ تَنْحَنِی- حَتَّى جَعَلْنَا نَتَنَاوَلُ مِنْ ثَمَرِهَا وَ نَأْکُلُ- وَ إِذَا أَعْرَابِیٌّ یَقُولُ مَا رَأَیْتُ سَاحِراً کَالْیَوْمِ- فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ یَا أَعْرَابِیُّ لَا تَکْذِبَنَّ عَلَیْنَا أَهْلَ الْبَیْتِ- فَإِنَّهُ لَیْسَ مِنَّا سَاحِرٌ وَ لَا کَاهِنٌ- وَ لَکِنْ عُلِّمْنَا أَسْمَاءً مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ تَعَالَى- فَنَسْأَلُ بِهَا فَنُعْطَى وَ نَدْعُو فَنُجَابُ.

جابر بن یزید جُعفى حکایت کند:
در یکى از سال ها، به همراه حضرت باقرالعلوم علیه السلام رهسپار مکّه معظّمه شدم .
در بین راه ، دو پرنده به سمت ما آمدند و بالاى کجاوه امام محمّد باقر علیه السلام نشستند و مشغول سر و صدا شدند، من خواستم آن ها را بگیرم تا همراه خود داشته باشم ، ناگهان حضرت با صداى بلند، فرمود: اى جابر! آرام باش و پرندگان را به حال خود واگذار، آن ها به ما اهل بیت عصمت و طهارت پناه آورده اند.
عرضه داشتم : مولاى من ! مشکل و ناراحتى آن ها چیست ، که این چنین به شما پناهنده شده اند؟!
حضرت فرمود: آن ها مدّت سه سال است که در این حوالى لانه دارند و هرگاه تخم مى گذارند تا جوجه شود، مارى در اطراف آن ها هست که مى آید و جوجه هاى آن ها را مى خورد.

  • سید محمد علوی زاده