روضه

مرکز نشر و دانلود متن روضه ، صوت روضه، کلیپ روضه، کتاب های مقتل ،شعر، مداحی و غیره

روضه

مرکز نشر و دانلود متن روضه ، صوت روضه، کلیپ روضه، کتاب های مقتل ،شعر، مداحی و غیره

روضه

بسم الله الرحمن الرحیم

بوی عطرش به مشامم چو نسیم است خدا میداند

اهل عالم بدانید حسین شاه کریم است خدا میداند

ای دلم گرد یتیمی به من و تو به چه کار ؟

هر که ارباب ندارد یتیم است خدا میداند

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی

۱۳۵ مطلب با موضوع «روضه :: صوت» ثبت شده است

۰۶
آبان
۹۴
إنَّ رَأسَ الحُسَینِ علیه السلام لَمّا حُمِلَ إلَى الشّامِ جَنَّ عَلَیهِمُ اللَّیلُ، فَنَزَلوا عِندَ رَجُلٍ مِنَ الیَهودِ، فَلَمّا شَرِبوا وسَکِروا، قالوا لَهُ: عِندَنا رَأسُ الحُسَین
فَقالَ لَهُم: أرونی إیّاهُ، فَأَرَوهُ إیّاهُ بِصُندوقٍ یَسطَعُ مِنهُ النّورُ إلَى السَّماءِ ، فَعَجِبَ الیَهودِیُّ ، وَاستَودَعَهُ مِنهُم ، فَأَودَعوهُ عِندَهُ .
فَقالَ الیَهودِیُّ لِلرَّأسِ وقَد رَآهُ بِذلِکَ الحالِ : اِشفَع لی عِندَ جَدِّکَ . فَأَنطَقَ اللّه ُ الرَّأسَ ، وقالَ : إنَّما شَفاعَتی لِلمُحَمَّدِیّینَ ولَستَ بِمُحَمَّدِیٍّ ، فَجَمَعَ الیَهودِیُّ أقرِباءَهُ ، ثُمَّ أخَذَ الرَّأسَ ووَضَعَهُ فی طَستٍ ، وصَبَّ عَلَیهِ ماءَ الوَردِ ، وطَرَحَ فیهِ الکافورَ وَالمِسکَ وَالعَنبَرَ .
ثُمَّ قالَ لِأَولادِهِ وأقرِبائِهِ : هذا رَأسُ ابنِ بِنتِ مُحَمَّدٍ ، ثُمَّ قالَ : وا لَهفاه ! لَم أجِد جَدَّکَ مُحَمَّدا فَاُسلِمَ عَلى یَدَیهِ ، ثُمَّ وا لَهفاه لَم أجِدکَ حَیّا فَاُسلِمَ عَلى یَدَیکَ واُقاتِلَ دونَکَ ، فَلَو أسلَمتُ الآنَ أتَشفَعُ لی یَومَ القِیامَةِ ؟
فَأَنطَقَ اللّه ُ الرَّأسَ ، فَقالَ بِلِسانٍ فَصیحٍ : إن أسلَمتَ فَأَنَا لَکَ شَفیعٌ . قالَها ثَلاثَ مَرّاتٍ وسَکَتَ ؛ فَأَسلَمَ الرَّجُلُ وأقرِباؤُهُ

ترجمه: هنگامى که سر امام حسین علیه السلام را به شام مى بردند ، شب بر آنان در آمد . آنان ، بر مردى یهودى فرود آمدند و چون شراب نوشیدند و مست شدند ، گفتند : سر حسین ، نزد ماست . او به آنان گفت : آن را به من ، نشان بدهید .
آنان ، سر را در صندوقى به او نشان دادند که از آن تا آسمان ، نور بر مى خاست . یهودى به شگفت آمد و از آنان خواست که آن را به او امانت دهند . آنان نیز آن را امانت دادند . یهودى ، هنگامى که سر را به آن حال دید ، به آن گفت : شفاعت مرا نزد جدّت بکن . خدا ، سر را به زبان در آورد و گفت : شفاعت من ، فقط براى معتقدان به دین محمّد صلى الله علیه و آله است و تو محمّدى نیستى.
یهودى ، نزدیکانش را گِرد آورد و سپس سر را گرفت و در تشتى نهاد و گلاب بر آن ریخت و کافور و مُشک و عنبر بر آن نهاد . آن گاه به فرزندان و نزدیکانش گفت : این ، سر فرزند دختر محمّد صلى الله علیه و آله است . سپس گفت : آه که جدّت محمّد را نیافتم تا به دست او اسلام بیاورم! و آه که تو را زنده نیافتم تا به دست تو مسلمان شوم و برایت بجنگم! اگر اکنون مسلمان شوم ، روز قیامت ، شفاعتم را مى کنى؟ خدا ، سر را به سخن در آورد و آن ، با زبانى شیوا گفت : «اگر اسلام بیاورى ، من شفیع تو خواهم بود» . این را سه بار گفت و خاموش شد . مرد یهودى و نزدیکانش ، مسلمان شدند .
ردیف عنوان فایل حجم پخش آنلاین دانلود
۱
مسلمان شدن یهودی به واسطه سر مقدس امام حسین (ع) (مقتل)
13.08 MB
دانلود

منبع مقتل:

مقتل الحسین علیه السلام للخوارزمی : ج ٢ ص ١٠٢ ، بحار الأنوار : ج ٤٥ ص ١٧٢ ح ٢٠ .

منبع:

meysammotiee.ir

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
تیر
۹۴

http://s4.picofile.com/file/7867290000/mirdamad03.jpg

من در مدینه یاد گرفتم که هیچ وقت / زخمی که شد عمیق مداوا نمی شود

گر چند ضربه هم زده بودند، باز هم / پیشانی تو بیش از این وا نمی شود

تا دید طبیب میگه دیگه بابات زنده نمی مونه صدای گریه زینب فرق کرد؛ بابا یه حرف هایی برادر هام میگن

بابا گفتند، گفته ای مرا کوچه می برن / می خواهم از بیان خودت بشنوم

گفتند، گفته ای که تماشام می کنند / می خواهم از زبان خودت بشنوم

بابا  خودت بگو سر بازار میروم / بابا خودت بگو که گرفتار می شوم

بابا خودت بگو به سرم سنگ می زنن

آره زینب یه روزی میاد بالا پشت بوم همه سنگ می زنن یه روزی میاد پرده محمل تو کنار میزنی دلت برا حسینت یه ذره شده بعد از چند روز جدایی می بینی سرش بالای نیزهاست

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
تیر
۹۴

حاج منصور ارضی

 

هر شب خونه ی یکی از بچه هاش می رفت، امشب اومد خونه ی دخترش، میگه بابام از غروب،  بی قرار بود؛ هی می رفت تو صحن حیاط، آسمون رو نگاه میکرد، نمازش رو خوند، سفره براش پهن کردن، بابام پیر شده، دیگه گفتم نان جو نذارم، یه مقدار شیر براش گذاشتم، بابامه باید پذیرایی کنم، مقداری نمک هم گذاشتم، دیدم بابام سر سفره، داره گریه میکنه، دعا خوند بعد یه نگاهی به صورت من کرد، زینب جان تا حالا کی دیدی، بابات سر سفره ای بنشینه، دو تا غذا باشه یا به زبان دیگه دو خورشت، گفتم:چشم بابا فقط گریه نکن، اینقدر رفتی تو حیاط رفتی اومدی، گفتی: انا لله و انا الیه راجعون،  بابا منو داغونم کردی، دست بردم نمک رو بردارم، یه وقت دستم رو آروم گرفت، گفت:جان بابا اون شیر رو بردار، امشب یه حرف داریم با آقامون، آقا جان شیری که دختر آورد نخوردی، ولی شیری که چند شب دیگه، بچه های یتیم می آرن، می خوری، باشه،  دل شکستن هنر نمی باشد، دیدم چند لقمه با نمک غذا رو خورد، سفره رو جمع کن، چشم بابا، مگه میخوابه، کسی که میخواد بره زهرا رو ببینه، مگه میخوابه، کسی که میخواد ملاقات خدا بره، مگه میخوابه، بذارید یه ذره از زبون زینب بگم:

از چه مهمان محاسن پیر من بابای من

هرکجا که حرف هجران است با من می زنی

یا مگو چیزی و یا گیسو پریشان می کنم

بعد عمری آمدی و حرف رفتن می زنی

بعد عمری من فقط یکبار بر تو رو زدم

کم بگو ، دست از سرم بردار زینب جان برو

تو با دخترت این جوری حرف نمی زدی، چی شده بابا؟ هی میگی دست از سرم بردار

می روی، باشد برو در خانه ی من هم نمان

خب به جای رفتن مسجد به نخلستان برو

بابا مسجد نرو، برو نخلستان، مگه نمی خوای مناجات کنی.

حیف جای مادرم خالی است ورنه ای پدر

شک ندارم راه مسجد رفتنت را می گرفت

یه بار این طوری کرده دیگه، مگه ندید داشت می بردنش، گفت:فضه کاری نداشته باش، تو بچه رو جمع کن من رفتم.

چادرش را بر کمر می بست و بین کوچه ها

پا برهنه می دوید و دامنت را می گرفت

مادر کجایی بیایی یه بار دیگه، دست به کمر بندش ببری

حیف جای مادرم خالی است ورنه ای پدر

گیسویش را بر زمین می ریخت پیش پای تو

ناله از دل می کشید و باز مثل پشت در

استخوانش را سپر می کرد امشب جای تو

مادرم زهراست من هم دختر این مادرم

گر دهی اذنم فدایت دست و پهلو می کنم

حرمت گیسوی من مانند موی او بود

کوفه را من زیر و رو با نام گیسو می کنم

نذر کردی گوئیا رویت ببینم لاله گون

رحم کن کن بر دخترت امشب بیا مسجد نرو

هست در یادم هنوز آن صورت سرخ وکبود

ای قتیل مادر زینب بیا مسجد نرو

ای غریب کوچه ها ، ای حیدر بی فاطمه

مادرم زهرا برای تو همیشه کوه بود

در بین کوچه، بین چهل نفر آن روز هم

مادرم از پا نمی افتاد اگر قنفذ نبود

دانلود مداحی

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
تیر
۹۴

حاج حسن خلج

 

فرمود: حسن جان برو ببین هرکی جلو در خونه هست، مردمی که جمع شدن، همه بگو برن، کسی نمونه، امام حسن علیه السلام آمد گفت: همه برن، کسی نمونه، تشریف آوردن داخل منزل، دقیقه ای گذشت، آقا فرمودند دوباره، حسن جان برو ببین اگه کسی هست، مانده، بگو نمونند، بهشون بگو بابام گفته، کسی اینجا جمع نشه همتون برین خونه هاتون، امام حسن علیه السلام دوباره تشریف آوردند، اعلام کردند کسی نمونه، بابام فرموده همه برید، اون تعدادی که مونده بودن همه رفتند، دقیقه ای گذشت آقا فرمود حسن جان، برو ببین اگه کسی هست، دنبال یکی داره میگرده امیرالمؤمنین علیه السلام، هی حسن رو میفرسته، بلکه اونی که میخواد پیدا کنه، حسن جان برو ببین اگه کسی هست، بگو نمونید، اومد دم در دید همه رفتند، یکنفر سرش رو گذاشته به دیوار، در خونه ی امیرالمؤمنین زار زار گریه میکنه، آقا امام مجتبی علیه السلام فرمودن: مگه نگفتم برید، مگه نشنیدید امر بابام امیرالمؤمنین رو، فرمود همه برن، کسی نمونه، سرش رو بلند کرد ، گفت آقاجان، جانم فدای تو من نمی تونم جایی برم، همه هستیم تو این خونه است، برو به بابات بگو فلانی گفت: من نمی رم، اینجا هستم آقا، امام حسن علیه السلام برگشتند داخل منزل، عرض کردند، یاابتا، فلانی نشسته جلو در همه رفتند، هرچی بهش میگم حرف گوش نمیده، میگه من کجابرم، جایی نمیرم، جایی ندارم برم، همه کسم توی این خونه است، آقا تو اون حالت نقاهت و جراحت یه لبخندی به لبهاشون نشست فرمود: حسن جان پس برو دستش رو بگیر بیارش تو، امشب من و توام در خونه ی امیرالمؤمنین اینقدر نشستیم، دستمون رو گرفت، آورد تو، همه نشستن دور تا دور، طبیب معاینه اش رو داره انجام میده، از قول بی بی زینب بگم:

چشمان ما به سوی نگاه طبیب بود

خدایا جواب طبیب چی می خواد باشه، یه نگاه به بابام کردم

اما دل پدر نگران دل حبیب بود

بابام زیر لب هی میگفت: یازهرا، یازهرا، صحنه ی خونه ی امیرالمؤمنین رو بی بی حضرت زینب سلام الله علیها داره برات تصویر میکنه

قرآن به سر گرفته اباالفضل بی قرار

هی میگه یا الله بابامو از تو می خوام، نیمه های دل امشب بود، چشمای بی رمقش رو باز کرد، فرمود : حسن جان بگو همه از اتاقم بیرون برن، فقط بچه های فاطمه بمونن، همه از اتاق بیرون رفتن، چشمای بی رمق رو باز کرد، یه وقت ببینه عباسم دستاشو رو سینه اش گذاشته، عقب عقب داره از اتاق خارج میشه، زبان یارا نمی ده، دیگه نیرویی تو جان امیرالمؤمنین علیه السلام نیست، با دست اشاره کرد، تو کجا می ری، عزیز دلم، پسرم، بیا بنشین کنارم بابا، نشست مؤدب و دو زانو، عرضه داشت باباجان، فرمودید: بچه های فاطمه، من مادرم ام البنین ِ، کنیز زهراست، من خودم غلام بچه های فاطمه ام، فرمود: عباس جان با دل من این جور نکن، پسرم وصیت دارم باهات، دست حسین رو گرفت، تو دست عباس گذاشت، آی مردم، امام صادق علیه السلام فرموده: هر شب ماه رمضون شب زیارتی ابی عبدالله است، این شب ها هرچی می تونی برا حسین گریه کن، معمولاً کوچیکتر و دست بزرگتر میسپارند، اما اینجا برعکس شد، فرمود: عباس جان حسینم رو دست تو سپردم، نکنه حسینم رو تنها بگذاری، تیر خلاص رو  بزنم، این دست دیگه از دست حسین جدا نشد، تا کجا، کنار علقمه، لشکر دیدن حسین پیاده شد، یه چیزی رو از رو زمین برداشت، هی میبوسه، هی به چشماش میکشه، راوی میگه گفتم: حسین ورق قرآن پیدا کرده، جلو رفتم، دیدم دست قلم شده ی عباس، حسین..........

روضه شهادت امام علی (ع) - چشمان ما به سوی نگاه طبیب بود - حاج حسن خلج

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
تیر
۹۴

حاج حسن خلج

 

ای خدا خدا دلم گرفته، برا غصه های مولا

برا داغ روی قلبش، از غم فراق زهرا

دیگه تیر آخره حضرت زهرا سلام الله علیها، روایت میگه:آخرین کسی که شفاعت میکنه، خانم زهرا سلام الله علیهاست، دیگه میاد جارو میکنه کف محشر رو، دیگه اونی هم که امام حسین نبردتش دیگه، خیلی جامونده ها، من و توییم دیگه، ان شاءالله ما میمونیم،  تا زهرا سلام الله علیها بیاد ما رو ببره

یکی دو تا که نبوده، غم و غضه های حیدر

غم محسن، غم زهرا، غصه ی مرگ پیمبر

غصه ی در شکسته، غصه ی خونه ی سوخته

مرد پست بی حیایی، که در و به سینه دوخته

ریختن تو خونه، یکی دوتا نه،  فاطمه، پشت در افتاده، خاک به دهنم، بعضی ها می گن، در کنده شد، افتاد رو زهرا سلام الله علیها، خونه ی علی که خونه ی من و تو نبوده، راهی نبوده، مجور بودن پاشون رو بذارن رو در، ریسمان انداختن گردن علی، کشون، کشون دارن میبرن، علی رسید بالای سر فاطمه، صحنه چی بوده؟ عبا رو از دوش برداشت، انداخت رو فاطمه.....عباس کجا بودی، کاش بودی، کاشکی میومدی، تو حسابت با حسین علیه السلام فرق میکنه، با حسن، کاشکی بودی شمشیر رو میکشیدی،

مرتضی رفت و تموم شد، غصه هاش ولی امشب

آخر دردهای حیدر،  اول غصه ی زینب

حالا این زینب و نخل غم که میزنه شکوفه

حالا این زینب و این سنگای بی حیای کوفه

کار زینب شروع شد، زینب جان آماده ای؟

زینب و داغ برادر، زینب فراغ دلبر

زینب و رخت اسیری، چی بگم الله اکبر

پیش چشماش که دو دریاست

گل یاس و تیغه ی داس

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، می فرمایند ، شهادت حق ماست. اما اونی که امام زمان رو می سوزونه اینه،

گل یاس و تیغه ی داس

آسمون کاشکی خرابشی

زنجیر و ناموس عباس

میشه همچین چیزی؟بالا نیزه تماشا کنه، غل و زنجیر بندازن، دست و بازوی زینب رو ببندن... 

روضه شهادت امام علی (ع) - ای خدا خدا دلم گرفته، برا غصه های مولا - حاج حسن خلج

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
تیر
۹۴

حاج سعید حدادیان

 

چی میشه گذشته ها رو نبینی

هیچی رو به روی بنده ات نیاری

چی میشه یه بار برای همیشه

دستمو تو دست مهدی بذاری

الهی العفو

مردم کوفه به هم خبر میدن

چشمای مولا دیگه وا نمیشه

مرحمی برای مولا بهتر از

دیدن فاطمه پیدا نمیشه

زینب بالا سرشه، هر وقت زخم وا میکنه با اشک های چشمش زخم میشوره، وقتی به سر بابا نگاه کرد یه منظره یادش اومد..

یاد اون شب که تو شهر مدینه

سرتو به روی دیوار کوبیدی

کسی از حال دلت خبر نداشت

به منم نگفتی بابا چی دیدی

فقط وقتی اسما پرسید، آقا جان جلوی بچه ها اینجوری گریه نکن دق می کنن، آقاجان به ما گفتی گریه نکنیم، خودت چرا ناله میزنی؟ اسما حالا معلوم شد چرا گفت از زیر پیراهن غسلش بدم، اسما گریه ام از اینه، زهرا دردهای دلش رو به من علی هم نگفت، همین الان دستم به بازوی ورم کرده زهرا خورد. اگر کسی مادرش یا همسرش بیمارستانه مریضه، زیاد سوال نکنید ازش. انگار امام صادق (ع) نمیخواست مو شکافی بشه، گفتند: آقا چی شد مادرت هجده سالگی از دنیا رفت؟ فرمود:"دستش درد می کرد". آقا جان کسی از دست درد از دنیا نمیره، بگو نمیخوام بگم چی شد، بی بی با دست کمر علی رو گرفته باشه سر بالاست دست پایینه، اگه بخوان به دست بزنن... مگه میشه فقط به دست بخوره، سر، صورت، پهلو، هجده ساله همین جوری از دنیا نمیره، یه خبرایی بوده تو کوچه، سادات مادرتون رو تنها گیر آوردند، غریب گیر آوردند، دست علی رو بسته دیدند، زدند. دستش درد می کرد، برید بپرسید کسی از دست درد نمی میره. علی هم نگفت، سوال کرد ته کار رو گفت، گفت دستم به بازو رسیده و الا وقتی باز کرد این روسری رو، دو سه ماه بود این روسری رو جلو علی وا نمی کرد، وقتی وا کرد شاید تازه معلوم شد چقدر از موها سوخته بود شاید جای سیلی رو دید.

دانلود روضه شهادت امام علی (ع) و گریز به روضه حضرت زهرا (س)http://s4.picofile.com/file/7865707953/download_2.gif

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
تیر
۹۴

حاج محمود کریمی

من نمی دونم چه سرّیه مبعث میگن عاشورا بخون، عید فطر میگن عاشورا بخون، سفارش شده، غدیر میگن عاشورا بخون، عید قربان میگن عاشورا بخون، شهادت بی بی میگن عاشورا بخون، شب بیست و یکم هم میگن عاشورا بخون، آخه امشب کوفه کربلاست، آروم آروم علی داره چشماشو میبنده، هی چشماشو باز میکنه، به هوش میآد از هوش میره،

تنگ غروب بچه ها، بیایید من و یاری بدید

حسنم حسینم

پاشید برای یتیما، سفره ی افطاری بدید

دختر من چادرت و با اشک چشمت تر نکن

کشتی من و  با گریه ها مادر مادر مادر نکن

زهر ستم کرده اثر چشام داره تار میبینه

زینب

چشای تاریک بابات باز در و دیوار میبینه

تازه فهمیدم فاطمه ام چی کشید، روزای آخر دیگه چشماش نمیدید

گریه نکن تا که بگم وصیت های آخرُ

گریه نکن بذار بابات حرف بزنه، گریه ات داره من و میکشه زینب

گریه نکن تا که بگم وصیت های آخرُ

بریز میون کفنم خاک مزار مادر ُ

یاری کنید که پا بشم تو نفسای آخرم

مادرتون منتظر باید برم باید برم

دیگه لفظ عوض شد

چیزی نمودنه تا بیام فاطمه جون کنار تو

تو اومدی و سر شده زمان انتظار تو

منتظرم بیا بشین

بیا و زخمم و ببین

بذار که یاریت بکنم

تا که نیفتی رو زمین

شبیهه اون روزایی که تو بودی بین بسترت

با پر معجر میگیره اشک چشام و دخترت

دوباره به هوش اومد

وصیت کربلا رو باید بگم تا بدونند

همه برن بیرون فقط حسین و عباس بمونند

این ساعات همه نگاه میکنند به لب های مبارکش، بچه های ام البنین، موالی ما، امامان ما، صاحب اختیارای ما، بچه های حضرت زهرا سلام الله علیها نشستند، همه دارند به لب آقا نگاه میکنند، نفس به شماره افتاده، آروم فرمود:چی داره داره میگه آقا/گوش و نزدیک آوردند، دیدند آروم داره میگه:"همه برن بیرون"همه بلند شدند، فرمود:"بچه های فاطمه ام بمونند"چهار تا عزیز دوردونه های بی بی نشستند، همه اومدند بروند بیرون، زیر لب آقا فرمود:"عباس"با اشاره فرمود بمون، چه خبر میخواد بشه

ای گل نازنین من شیر بچه ی ام بنین

میخوام باهات حرف بزنم پیش برادرت بشین

امشب خود علی روضه کربلا خوند

اگه ی میخوای که شاد بشه دختر شاه عالمین

عباس من تو کربلا جون تو  و جون حسین

پسرم

وقتی چشات تیر میخوره حرف من و بیاد بیار

به جای دستات پسرم با زانوهات تیر و درآر

یاد حرف باباش افتاد عباس تیر و مابین دو کنده ی زانو، سر بالا کشید، کلاه خود از سرش افتاد، یه وقت سر عباس......

دانلود روضه شهادت امام علی (ع)

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
تیر
۹۴

میثم مطیعی

 

بارالها تو رحیمی، بعلی بعلی

برامون زوده یتیمی، بعلی بعلی

ای خدا این دل خسته

به در خونت نشسته

حق اون فرق شکسته

 بعلی بعلی

جز تو یا رب، کی می دونه

دل بابامون چه خونه

داغ مادر بسمونه

بعلی بعلی

بوی زهرا می یاد امشب

 قرآن سر گرفته زینب

بک یا رب بک یا رب

بعلی بعلی

ای خداجون بر لب اومد

حال بابا می شه هی بد

بمحمد بمحمد

 بعلی بعلی

این امام عالمینِ

 فاتح بدر و حنینِ

بالحسین بالحسینِ

 بعلی بعلی

بعد تو وای از جسارت

 خیمه هامون می شه غارت

می ره زینب به اسارت

 بعلی بعلی

دانلود روضه شهادت امام علی (ع)

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
تیر
۹۴

حاج محمدرضا طاهری

این شبا که شب درده

شب غصه یه مرده

بگو با یتیم کوفه

که بابات بر نمی گرده

هنوز چشم براه باباست

مرگشو باور نداره

شبا تو خوابش میبینه

که روی دوشش سواره

هی میگه مادر کجاست اون بابای مهربونی که میومد منو رو دوش سوار می کرد....

بابا حیدر بابا حیدر

شب و تاریکی صحرا

کنار مزار مولا

یتیماش عزا گرفتند

یاد مادر یاد بابا

یکی قرآن، یکی خرما

یکی هم گلاب میاره

زینبم رو خاک قبرش

چند تا شاخه یاس میذاره

بابا منزلت مبارک

تو به آرزوت رسیدی

بگو چی شد موقعی که

صورت مادر رو دیدی

دل من تنگ برای

نگاهی که مهربونه

راستی بابا هنوز مادر

 قامتش از غم کمونه

بابا حیدر بابا حیدر

دارند میان از تشییع جنازه امام حسن و ابی عبدالله، دیدند از یه خرابه ای صدای آه و ناله میاد، فرمود: حسین جان بیا بریم ببینیم چه خبره، اومدند دیدند یه پیرمرد نابیناست، امام مجتبی اومد بالای سرش بابا چرا داری آه و ناله می کنی چرا داری اشک میریزی، عرضه داشت: چند شبه اون رفیق مهربونی که هر شب میومد بهم سر میزد سرم رو به بالین می گرفت درد دل باهام می کرد من درد دل می کردم. اینها شاید درد دلهایی باشه که آوردند زبون حاله گاهی وقتا می نشست باهام یه حرفهایی میزد میگفت: پیرمرد یکی بود یکی نبود یه روزی تو مدینه یه خونه رو آتیش زدند، دستای یه مرد رو غریبونه بستند، جلوی چشمش خانومش رو می زدند، وقتی وارد این خرابه می شد در و دیوار بهش سلام می کردند. امام مجتبی فرمود: پیرمرد ما الان داریم از تشییع جنازه ی اون آقا میایم، اون آقایی که میگی بابای من بود؛ اگه قراره کسی روضه بخونه من باید برات روضه بخونم، آخه جلوی چشمای من مادرم رو زمین افتاد، نذاشتم بابام بفهمه، جلوی من مادرم رو زدند، چرا این رو گفتی، اینجا چرا رفتی، میخوام بگم علی جان کارت این بود به خرابه ها می رفتی سر میزدی، خرابه نشینها رو نوازش می کردی من هم یه خرابه رو سراغ دارم، اینقدر خرابه نشین ها رو نوازش کردند، تا صداش بلند شد گفت: بابا، کجا کسی سراغ داره یه دختر بچه نیمه شب اون هم دختری که بابا از دست داده بهانه بابا بگیره، بگن سر بریده باباشو براش ببرید؛ هر کی رفته حرم این بی بی می دونه اینقدر عروسک رو ضریح ریختند یعنی آی مردم شام دختر بچه رو با عروسک آروم می کنند نه با سر بریده بابا ....

 دانلود روضه شهادت امام علی (ع)

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
تیر
۹۴

حاج سعید حدادیان 

باز با یه کم نون و نمک مثل همیشه سر کرد

به یاد قصه ی فدک دوباره دیده تر کرد

ستاره بارونه چشاش به یاد ماه نیلی

به یاد گوش و گوشواره به یاد ضرب سیلی

 دل تنگ زهرایم،تنهای تنهایم

یکی نبود تو اون کوچه کمک کنه به زهرا

به یاد قصه ی فدک آتیش گرفته مولا

قباله رو گرفته بود،دست امام حسن علیه السلام رو گرفته ،داره می ره خونه،امام حسن افتخار می کنه،مادرم با منطق کوبنده اش رسواشون کرد،آفرین مادر،حق خودت رو گرفتی،بارک الله مادر،غوغا کردی،حماسه آفریدی،یه دفعه از روبرو اون نانجیب داره می آد،فاطمه کجا بودی،مسجد،حقم رو گرفتم،یا الله،امام زمان(عج)ببخشید،سادات معذرت می خوام،می خواید جمع کنم هیچ چیز نگم،به فاطمة الهی العفو    

روضه شهادت امام علی (ع) و گریز به روضه حضرت زهرا (س) 

  • سید محمد علوی زاده
۱۳
تیر
۹۴

ای سپهر کرم و جود و سخا یا عباس/ای محیط ادب و مهر وفا یا عباس

ای همایتگر قرآن که تو را رهبر دین/داده فرماندهی کل قوا یا عباس

ای فرات از تو خجل،ای تو خجل از زینب/به روان همه بخشیده صفا یا عباس

گر نیامد به کنار بدنت ام بنین/دیده بگشا و ببین فاطمه را یا عباس


دریافت فایل
http://rasekhoon.net/media/download/655865/حاج-مهدی-منصوری-مناجات-و-روضه-حضرت-ابوالفضل(ع)(ای-سپهر-کرم-و-جود-و-سخا-یا-عباس

  • سید محمد علوی زاده
۰۹
تیر
۹۴

وقت پرپر زدنم برگ و برم میسوزد

موقع پر زدنم بال و پرم میسوزد

اونایی که اهل روضه باشن،با یه کلمه جلوتر میرن،اگه میخوای امشب بهت سوز بدن،تو روضه آتیشت بزنن،هی بگو میسوزم،ببین چه روضه هایی برات مجسم میشه

وقت پرپر زدنم برگ و برم میسوزد

موقع پر زدنم بال و پرم میسوزد

بس که کبریت کشیده است به جانم این زهر

آسمان دود، زمین در نظرم میسوزد

گفتم آبی روی آتش بود اشکم

بعضی وقت ها میگی گریه کنم،آبی رو آتیشه،سبک شم

گفتم آبی روی آتش بود اشکم اما

اشک هم پای دل شعله ورم میسوزد

همسرم ریخته در کاسه ی جان زهری که

هم سرم،هم بدنم ،هم جگرم میسوزد

حرف از سوختن آمد

یه جایی بُرده تو رو که بغض دلت میترکه

حرف از سوختن آمد به گمانم طفلی

گفت عمه کمکم کن که سرم میسوزد

دوید از خیمه بیرون دامنش داره میسوزه،معجرش داره میسوزه،الله اکبر،یه وقت دید یه نانجیب داره میاد به طرفش،روایت میگه نشست رو زمین،از عمه شنیده گوشواره ها رو میبرن،معجرهارو میبرن،گفت:آقا به من نزن،صدا زد عزیزم من با تو کاری ندارم،نترس،دید همه بدنش داره میلرزه،گفت:من باهات کاری ندارم،من خودم دختر دارم،میدونم دختر بچه زود میترسه،صدا زد اگه با من کار نداری،من یه خواهش ازت دارم،چی می خوای؟آب می خوای،تشنه هستی؟گفت: نه به من بگو راه نجف کدوم طرفه،نجف و می خوای چیکار،گفت:می خوام رو کنم به جدم امیرالمؤمنین،بگم،بیا ببین با ناموست دارن چیکار میکنن،حسین........

به جوانیم قسم بیشتر از آتش جان

قلب من از بی وفایی همسرم میسوزد

من از زهر نسوختم،من و هلهله ی این زن ها آتیش زد،هلهله کردن،کف زدن،یکی از این کنیزها دلش به رحم اومد،میگن این ظرف آب رو برداشت،آورد،همچین که رسید جلو در،ام فضل ملعونه، دستش رو گرفت،گفت:کجا میبری؟گفت:مگه نمی شنوی داره میگه سوختم،ظرف آب رو ازش گرفت رفت،تو حجره،میگن آب رو جلوی امام جواد،ریخت رو زمین،گفت:میخوام جیگرم خنک بشه،یه نفر دلش سوخت،برا امام جواد آب آورد،کربلا هم یه نفر دلش سوخت،اما یه خورده دیر آورد،همچین که رسید دید هلال ، نانجیب داره از گودال بالا میاد،کجا داری میری،دارم برا حسین،آب میبرم، نمی خواد ببری خودم حسین رو سیراب کردم،میگه دیدم سر بریده حسین رو بالا آورد،همه بگید حسین........

  • سید محمد علوی زاده
۰۹
دی
۹۳
 

ای قبله حرم،حرم سامرای تو

اگه همه مجالس، اعتقاد قلبیمونه،صاحب عزا امام زمانه،اگه با همه وجودتون حس میکنید،آقاتون دم در هر روضه و هر مجلسی می ایسته،دیگه امشب شب یتیمی امام زمانه،امشب خودش صاحب عزااست،قربونت برم،مردم اینجا برا بابات روضه گرفتند،نمی خوام به این زودی برم تو روضه،ولی می خوام یه کم دلتو نرم کنم،آروم آروم بریم اون حرمی که نمی دونم،امشب کسی هست تو حرمش گریه کنه یانه،اما معمولاً می گن می ری عزا،می ری ختم، می گن خودتونو نشون صاحب عزا بدید،مگه نمی گن صاحب عزا دم در ایستاده،خودتو نشون بده،دست و رو سینه بذاری عرض تسلیت بگی،یه خورده دل صاحبان عزا خنک بشه،داغشون یه خورده التیام پیدا کنه،می خوام یه جمله بگم آقا کجایی مردم بیان بهت تسلیت بگن،اینها اُمدند امشب صاحب عزا رو ببینند،قربون شال عزایه به گردنت،امشب تنهایی نرو سامرا،مارم با خودت ببر.

ای قبله حرم ،حرم سامرای تو              بیت ولای دل حرم با صفای تو

قرآن یگانه دفتر مدح و ثنای تو            روح ملک کبوتر صحن و سرای تو

آیینه جمال خداوند سرمدی              فرزند پاک چهار علی و  سه محمدی

رضوان بدان  جلال و شرف سائل درت    خورشید سجده برده به صحن مطهرت

روح رضااست در نفس روح پرورت         نامت حسن نه بلکه حسن پای تا سرت

میراث نور و هدایت زهادی ات                     علم  امام هشتم و جود جوادیت

یا اباالحجة   آقا یه نگاه بینداز، مارم گدای سامرا حساب کن ،خطاب کن.

انوار ده امام درخشد زروی تو            یادآور رسول خدا خلق و خوی تو

زیباترین دعای ملک گفتگوی تو          مسجود جن و انس بود خاک کوی تو

به به سر سفره کی اُمدی،شهادت کیه،می خوای براش گریه کنی .

بحری که در صدف دُر جان پرود تویی   در دامنش امام زمان پرورد تویی

کی می تون ادعا کنه دلش امروز حرم سامرا نرفته، قربون قبری برم که هنوز چند ساله ویرانه،

ویرانه مزار تو مسجود آسمان          قبر تو کعبه دل و  صحنت مطاف جان

زوّار هر شب تو بود صاحب­الزمان   کوری چشم دشمنت ای قبله جهان

بذار همه بدونن، اگه هزار بارم دل مارو آتش بزنن،قبر شما رو ویران کنن، اینها همونایی اند که بقیع و ویران کردند،اینها از همون نسلند،اما اگه هزار بارم قبرتو ویران کنند،(وقبره فی قلوب من والاه)دل ما رو نمی تونن ویران کنند،مزار شما تو دل مااست،حرم شما تو دل مااست،دل ما رو نمی تونن از ما بگیرند.

تنها نه سامره، همه عالم دیار توست


هر جا رویم در بغل ما مزار توست

ای نُه سپهر فرش رفیع عبادتت


ای لطف و جود و مرحمت و بذل، عادتت

اقرار کرده دشمن تو بر سیادتت


یاد آمدم به فصل جوانی شهادتت

می خوام این بیت و از زبون همه شما بخونم ، ببینم چه جوری حقشو ادا می کنی،

ای زخم دل هماره فزون از ستاره ­ات                از ما سلام بر جگر پاره پاره ­ات

امشب اگه می خوای دل آقات یه خورده آروم بشه،هر کی بلده ناله بزنه، هی زیر لب بگو بقیة الله آجرک الله آقا سرت سلامت،،آقا شنیدم تو سنین خردسالی سر باباتو بغل گرفتی،جانم به این اشک های قشنگ ، مگه نفرمود،احدی در مصائب ما گریه نمی کنه،مگه اینکه ما گریه کنیم،اون به گریه ما گریه کنه،معلومه امام زمانم امروز داره گریه می کنه،قربون اشک چشمت برم،آقای من،حالا که اینطوری گریه می کنی منم برات روضه می خونم،

یازده بار جهان در دل زندان کم نیست        کنج زندان بلا گریه باران کم نیست

سامرایی شده ام راه گدایی بلدم         لقمه نانی بده، از دست شما نان کم نیست،

امشب اُمدم پسرت یه روزی به من بده،یه سالمو با این روزی سر کنم، آخه ما دو ماه برا حسین گریه کردیم، بعضی ها ، هنوز پیراهن مشکیاشونو در نیاوردن،می خوان امروز از عزا بیرون بیان،اما عزای ما اون موقعی تموم میشه، که  تو دست به دیوار کعبه بذاری،آقا جانم،مولا جانم

سامرایی شده ام راه گدایی بلدم         لقمه نانی بده، از دست شما نان کم نیست،

خبر داری که امام عسکری نتونست،در طول عمرش یه بار سفره حج بره،حالا این بیت، اهل نکته

قسمت کعبه نشد تا که طوافت بکند  بر دل کعبه همین داغ فراوان کم نیست

سادات منو ببخشند،علما منو ببخشند،امام زمان اگه شهادت باباتون نبود نمی گفتم،

پیش چشمان تو دشنام به مولا دادند        تا بگویند،در این شهر مسلمان کم نیست

ای وای.. اونایی که آماده ناله زدنند،اونایی که هنوز صدا دارند،نفس دارند،

زخم دندان تو  و جام پر از خونابه       ماجرای ایست که در ایل تو چندان کم نیست

وقتی مثل فردا،از پسرش تقاضای اون ظرف شربت رو کرد، اینقدر این بدن ضعیف شده ،اینقدر این بدن نحیف شده،امام زمان با دستش این ظرف و نزدیک دهان بابا آورد،الله اکبر،روایت می گه همچین که ظرف اُمد جلوی دهان از شدت ضعف،هی به دندونای حضرت خورد،نمی دونم اون لحظه امام عسکری یاد چه لحظه ای افتاد،نالشو می زنی یا نه،امام زمان برا این روضه خون گریه می کنه،شاید یاد اون لحظه ای افتاد،که عمه جانش دید دارن با چوب خیزران می زنند،این ناله حسینت می بردت کربلا،دید دارن با چوب خیزران،ای حسین.....

بوسه جام به دندان تو یعنی این بار    خیزران نیست ولی روضه دندان کم نیست

از همان دم پسر کوچکتان باران شد    تا همین لحظه که خون گریه باران کم نیست

یا امام عسکری کفنت کردند،از رو زمین بلندت کردند،تشییع جنازه شدی،با احترام،اگه قبرتو ویران کردند،اگه به گنبد و بارگاهت جسارت کردند،دیگه به خودت جسارت نکردند،به بدنت جسارت نکردند،نذاشتند بدنت رو زمین بمونه،زود بدنت رو  خاک کردند،دفن کردند،امامن یه آقایی رو می شناسم،بدنش سه روز  رو زمین کربلا،آخ،پسرت اُمد بر بدنت نماز خوند بدنت رو دفن کرد،اما یه روزی کربلا امام سجاد،یه نگاه کرد،عمه جانش دید بدن داره می لرزه،داره جون از بدن مفارقت میکنه،صدا زد چی شده عزیز دلم،چرا بدنت داره می لرزه،صدا زد عمه،اینها ظاهراً مارو مسلمون نمی دونند،چرا؟آخه بدنای خودشونو دارن دفن می کنن،انگار بدن بابام رو زمینه.س

حسین...این ناله برسه کربلا،حسین...کاشکی فقط بدنو دفن نمی کردند،روضم تمام،کاش فقط بدنو می گذاشتن رو زمین بمونه،به بدن دست نمی زدند،می دونی چه کردند،خواهرش اُمد تو گودال قتلگاه،یه نگاه به اون بدن انداخت،این بدن کیه؟ چیکار کردند؟یا صاحب الزمان ببخشید آقا،شهادت پدر بزرگوارتونه،شما ناله بزنید،چکار کردند؟اسباشونو نعل تازه زدند،بدن حسین زهرارو زیر اسب ها،به نیت فرج امام زمان، سه مرتبه یا حسین یا حسین یا حسین

                                                        دانلود صوت

  • سید محمد علوی زاده
۰۹
دی
۹۳

آقا خدا صبرت بده،این جمعیت امشب جمع شدن بگن آقا،خدا بهت صبر بده،آخه ایام شهادت بابای غریبت امام حسن عسکری است،امشب از همین جا قافله ی دلهامون رو ببریم سامرا،هرکی دوست داره با امام زمان هم ناله شه،بسم الله،آقام،آقام،آقام،فردا شب شب یتیمی امام زمان(عج)است،امام زمان میگه بابا،بابا،بابا،بمیرم،بمیرم،بابا،بابا،چهار پنج سال بیشتر نداشت،کنار بستر بابا نشته بود،بابا از شرار زهر به خودش میپیچید،هی ناله میزد،امشب برای این امام غریب یه جور دیگه ناله بزن،آری سر بابارو به دامن گرفت،بابا تو دامن پسر جون داد،اما بدن امام عسکری رو محترمانه تشییع کردند،همه ی شیعیان جمع شدند،حضرت با اینکه چهار پنج سال بیشتر نداره،خودش بر بدن بابا نماز خوند،یعنی بر بدن امام،امام باید نماز بخونه حالا من یه گریز بزنم،یه جمله بگم،بگم آقاجان،داغ پدر دیدی،اما این مردم اومدن بدن باباتو تشییع کردن،قاری های قرآن اومدن همه پشت سر این بدن بلند بلند قرآن خوندن،دلا بسوزه برا اون سه ساله ای که هر وقت گفت:بابا،با سیلی تو صورتش زدند....

دانلود روضه

  • سید محمد علوی زاده
۰۹
دی
۹۳

حسن خلج

ز چشم پُر گوهر من خدا خبر دارد

خیلی امام حسن عسکری غریبه

ز چشم پُر گوهر من خدا خبر دارد

دیگه چی آقاجون؟ بگو ماهم خبر دار بشیم

زجان پُر شرر من خدا خبر دارد

فارسیش این میشه: سوختم،جیگرم آتیش گرفت.

که بود معتصم و ظلم او چگونه شکست

زکینه بال و پر من خدا خبر دارد

امام حسن قربونت برم،آقاجان. غریب بودی می دونم، تنها بودی می دونم، در حصار بودی می دونم، جیگرت می سوخت می دونم، اول اثری که زهر می ذاره، انسان رو تشنه میکنه، اینم می دونم. اما کنارت یه خانومی مثل مادر مهدی بوده، آقاجانم، امشب می خوام دل این دوستانت رو بسوزونم، با یادآوری غم یه حسن دیگه، اما من یه حسن سراغ دارم گوشه ی مدینه، محرمش،همسرش، زهرش داد، هی گفت: جعده جیگرم میسوزه، قطره ی آبی داد، نه والله، سوخت جیگر امام مجتبی علیه السلام

چون آتیش خشم جُعده افروخته شد

از زهر جفا جیگرش سوخته شد

دانلود روضه

  • سید محمد علوی زاده
۰۹
دی
۹۳

جان به لب دارم و از درد کشم پا به زمین

ای قرار دل من دلبر من ای پسرم

عقید خادم امام حسن عسکریه، میگه دیدم آقا یه نگاه به من کرد، آخه وقتی جیگر پاره پاره میشه، دیگه سخن گفتن سخت میشه، بعضی وقت ها با اشاره باید صحبت کنه، هر طوری بود امام عسکری به من فهموند: عقید مقداری از این آب جوشانده برا من بیار. جیگرم داره از تشنگی میسوزه، عقید میگه آب آوردم. داخل یه ظرفی ریختم، دادم دست امام عسکری، آنقدر ضعف به پیکر امام حسن هست، آی جوونها، این امام هم در جوانی به شهادت رساندند. اختلافی که از سن امام عسکری گفتند: بعضی ها 29 سال گفتند، بعضی ها 28 سال گفتند. اما میگه دیدم اینقدر ضعف بر پیکر امام عسکری هست، که این ظرف آب و دستش دادم، هی میلرزید، اومد آب بخوره، اینقدر این ظرف به دندانهای آقا خورد نتونست آب و نوش جان کنه، آب از دستش رو زمین افتاد، فرمود: عقید برو در این اتاق که در کنار من هست، یه آقازاده ای رو میبینی سر به سجده گذاشته، اون پسرم مهدی است، برو صدا کن مهدی بیاد اون به من آب بده،میگه اومدم در حجره ی بغل نگاه کردم، دیدم یه مهپاره ای سر به سجده گذاشته، انگشت سبابه اش را رو به آسمان گرفته، داره با خدا مناجات میکنه، ایستادم آقا نمازش رو سلام داد، عرضه داشتم آقاجان، پدرتون شمارو احضار کردن،با عجله آقا اومد، تا نگاه امام حسن، به جمال مهدیش افتاد، دیدم این بابا داره اشک میریزه، صدا زد یا سَیِّدَ اَهْل ِ بَیْتِهِ، مهدی جان إسْقِنِی الْمَاءَ بیا به من آب بده فَاِنّی ذاهِبٌ اِلی رَبّی، من دیگه آماده ی سفرم، دارم میرم بابا، دیدم امام زمان آمد کنار بابا نشست، ظرف آب رو حجة بن الحسن تا کنار لبان مبارک امام حسن آورد، آقا لحظه های آخر، آب رو نوش جان کرد،یه نگاه تو صورت مهدیش کرد،صدا زد بابا، همه ی غصه ی من،غربت و تنهایی توست، بابا بعد من آواره ی بیابونها میشی مهدی جانم، بعد من بیابون گرد میشی پسرم.

همه ی غصه ی من غربت تنهایی توست

این چنین گریه نکن در بر من ای پسرم

با قد خم شده خویش مرا می خواند

از جنان مادر غم پرور من ای پسرم

آری این امام با جیگر پاره پاره، با لب تشنه، اما لب تشنه از دنیا نرفت،آب رو به لبان مبارکش رسوندند، اما خود امام عسکری هم اون لحظه ی آخر، هی گریه برا جد غریبش، حسین می کرد، آی حسین........

دانلود روضه

  • سید محمد علوی زاده
۰۱
دی
۹۳
مریض آمده اما شفا نمی‌خواهد
مریض آمده اما شفا نمی‌خواهد
قسم به جان شما جز شما نمی‌خواهد
برای پیش تو بودن بهانه‌ای کافی‌ست
بهشت لطف کریمان بها نمی‌خواهد
دلیل ناله‌ی من یک نگاه محبوب است
وگرنه درد غلامان دوا نمی‌خواهد
فقیر آمدم و دلشکسته پرسیدم:
مگر که شاه خراسان گدا نمی‌خواهد؟
دلم به عشق تو تا آسمان هشتم رفت
نماز در حَرَمت «اهدنا» نمی‌خواهد
همین قدر که غباری بر آستان باشد
رواست حاجت عاشق، دعا نمی‌خواهد
تو آشنای خدایی، کدام رهگذری
در این جهان غریب آشنا نمی‌خواهد؟
ببین به گوشه‌ی صحنت پناه آوردم
مگر کبوتر آواره جا نمی‌خواهد؟
به حکم آنکه «علیک الرفیق ثم طریق»
دلم بدون رضا (ع) کربلا نمی‌خواهد
خدا مرا به طواف تو مبتلا کرده‌ست
طواف کعبه بخواهم، خدا نمی‌خواهد
نگفته است، حیا کرده شاعرت آقا
نگفته است، نه اینکه عبا نمی‌خواهد
شاعر: قاسم صرافان
5.92 MB
  • سید محمد علوی زاده
۳۰
آذر
۹۳
آرشیو صوتی مداحی هایی که با موضوع "مدینه و بقیع" توسط حاج میثم مطیعی اجرا شده است،‌ در ادامه قابل دریافت می باشد.
ردیف عنوان فایل حجم پخش آنلاین دانلود متن
۱
فرازهایی از زیارت ائمه بقیع (علیهم السلام) -1
2.94 MB
دانلود مشاهده متن
۲
فرازهایی از زیارت ائمه بقیع (علیهم السلام) - 2
2.36 MB
دانلود
۳
بقیع آه از مصیبت خوانی تو (زمزمه)
9.36 MB
دانلود مشاهده متن
۴
چون حرم نیست زائری هم نیست (روضه)
2.28 MB
دانلود مشاهده متن
۵
غبار صحن تو بر درد جان دواست بقیع (روضه)
10.56 MB
دانلود
۶
بارگاه بقیع ویران شد (روضه)
6.83 MB
دانلود
۷
سلام من به چهار امام بی حرم (زمینه)
5.06 MB
دانلود مشاهده متن
۸
آخر یه روز شیعه برات حرم می سازه | حاج امیر عباسی (زمینه)
3.86 MB
دانلود
۹
مرا می‌شناسی بقیعم، منم قبله گاه غریبان (از زبان قبرستان بقیع)
7.83 MB
دانلود مشاهده متن
۱۰
من بقیعم همون زمین پرستاره
8.09 MB
دانلود مشاهده متن
۱۱
مدینه ای باغ گل محمدی تو کوچه‌هات (واحد)
2.28 MB
دانلود
۱۲
پیش چشمم نه ضریح نه رواق (شور)
5.73 MB
دانلود مشاهده متن
  • سید محمد علوی زاده
۳۰
آذر
۹۳
ویژه نامه مداحی به مناسبت شهادت امام حسن مجتبی (ع) با نوای حاج میثم مطیعی، اجرا شده از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۳ در ادامه آماده دریافت می باشد.
ردیف عنوان فایل حجم پخش آنلاین دانلود متن
۱
صلوات بر امام حسن مجتبی (ع)
2.25 MB
دانلود
۲
فرازی از دعای توسل: یا حسن بن علی ایها المجتبی
2.52 MB
دانلود
۳
صلوات بر امام مجتبی (علیه السلام)
7.37 MB
دانلود
۴
امان نداشتی ای ماه در حرم حتی (روضه امام حسن (ع))
6.34 MB
دانلود
۵
به احترام تو از جا کسی بلند نشد (روضه امام حسن مجتبی (ع))
6.29 MB
دانلود
۶
زهر کاری شده و بال و پرت می سوزد (روضه امام حسن (ع))
7.84 MB
دانلود
۷
مظلوم عالم است حسن نیز چون حسین (روضه)
18.98 MB
دانلود مشاهده متن
۸
اهانت مرد شامی به امام حسن مجتبی (ع) (روضه)
30.37 MB
دانلود مشاهده متن
۹
ماه خداست روی تماشایی حسن (روضه)
17.78 MB
دانلود
۱۰
روضه امام حسن مجتبی (علیه السلام)
5.94 MB
دانلود
۱۱
هم سفره شدن امام مجتبی (ع) با فقرا و کودکان (روضه)
9.06 MB
دانلود
۱۲
روز تشییع تنش تیر و کمان برداشتند (روضه)
10.88 MB
دانلود مشاهده متن
۱۳
کریم کاری به جز جود و کرم نداره (زمزمه)
8.97 MB
دانلود مشاهده متن
۱۴
یا حسن غریب آقا، غریب آقا (زمزمه)
2.42 MB
دانلود مشاهده متن
۱۵
نصایح امام حسن مجتبی (ع) در لحظات آخر به جناده (مقتل)
9.8 MB
دانلود
۱۶
لحظات آخر عمر مبارک امام حسن(ع) و توصیه های آن حضرت به جناده (مقتل)
8.33 MB
دانلود مشاهده متن
۱۷
آخر یه روز شیعه برات حرم می سازه | حاج امیر عباسی (زمینه)
3.86 MB
دانلود
۱۸
سلام من به چهار امام بی حرم (زمینه)
5.06 MB
دانلود مشاهده متن
۱۹
کنون هنگامه صلح حسن نیست (زمینه)
5.5 MB
دانلود
۲۰
آه ای مدینه شهر غم، آه ای مدینه (واحد)
5.8 MB
دانلود
۲۱
مرا می‌شناسی بقیعم، منم قبله گاه غریبان (از زبان قبرستان بقیع)
7.83 MB
دانلود مشاهده متن
۲۲
من بقیعم همون زمین پرستاره
8.09 MB
دانلود مشاهده متن
۲۳
مدینه ای باغ گل محمدی تو کوچه‌هات (واحد)
2.28 MB
دانلود
۲۴
نمانده چاره، برایم دیگر (شور)
6.27 MB
دانلود
۲۵
پیش چشمم نه ضریح نه رواق (شور)
5.73 MB
دانلود مشاهده متن
۲۶
به یاد غربت بقیع: بود آیا که در میکده ها بگشایند (شعر پایانی)
3.59 MB
دانلود

  • سید محمد علوی زاده
۲۹
آذر
۹۳
ویژه نامه مداحی به مناسبت رحلت پیامبر اکرم (ص) با نوای حاج میثم مطیعی، اجرا شده از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۳ در ادامه آماده دریافت می باشد.
ردیف عنوان فایل حجم پخش آنلاین دانلود
۱
صلوات بر پیامبر اکرم (ص)
2.92 MB

دانلود
۲
صلوات بر نبی مکرم اسلام (ص)
3.62 MB

دانلود
۳
صلوات بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)
1.96 MB

دانلود
۴
لحظات آخرعمر شریف رسول خدا و جملات امیرالمومنین هنگام غسل پیامبر اکرم (ص) (روضه)
5.92 MB

دانلود
۵
دیگر بهار بیرق و پرچم تموم شد (روضه پیامبر اکرم (ص))
4.66 MB

دانلود
۶
یاران قسم به عصمت کبری فاطمه (روضه)
5.62 MB

دانلود
۷
مدینه دلتنگم، برای پیغمبر (زمینه)
6.89 MB

دانلود
۸
تبت یدا تبت ابی لهب وتب. «شعر شاعر مسیحی در پی اهانت به رسول اکرم (ص)»
6.94 MB

دانلود
۹
سنگین شده بر دل غم، هجر پیمبر (واحد)
6.81 MB

دانلود
۱۰
روی گل محمدی از اشک تر شده است « عرض ارادت به ساحت رسول اکرم (ص)» (واحد)
4.06 MB

دانلود
۱۱
یا ایها الرسول وقت وصیت است (واحد تند)
6.93 MB

دانلود
۱۲
مگر یتیم نبودی خدا پناهت داد (نجوا)
5.5 MB

دانلود
  • سید محمد علوی زاده
۲۹
آذر
۹۳

ویژه نامه مداحی به مناسبت شهادت حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) با نوای حاج میثم مطیعی، اجرا شده از سال 1390 تا 1393 در ادامه آماده دریافت می باشد.
ردیف عنوان فایل حجم پخش آنلاین دانلود
۱
صلوات خاص حضرت امام رضا (علیه السلام)
1.75 MB

دانلود
۲
صلوات بر حضرت علی بن موسی الرضا (ع)
3.01 MB

دانلود
۳
جریان شهادت علی بن موسی الرضا (ع) از زبان اباصلت (روضه)
13.5 MB

دانلود
۴
شهادت حضرت امام رضا (ع) (روضه)
5.02 MB

دانلود
۵
ما زلف داده ایم پریشان شود همین (روضه)
19.95 MB

دانلود
۶
مریض آمده اما شفا نمی‌خواهد (روضه)
5.92 MB

دانلود
۷
غریب الغربا معین الضعفا (زمینه)
5.69 MB

دانلود
۸
اغثنا یا سلطان علی بن موسی (زمینه)
4.89 MB

دانلود
۹
رضا جان کبوتر حرم تو هستم (زمینه)
12.24 MB

دانلود
۱۰
جز به هوای کوی تو به قلب و دلم نکنم هوسی (زمینه)
15.6 MB

دانلود
۱۱
با آب سقاخانه ات سرمستی من (واحد)
6.2 MB

دانلود
۱۲
آستان قدس تو دارالشفای عالم است (واحد)
14.46 MB

دانلود
۱۳
یا رضا اذن دخول ماست نام مادرت (واحد تند)
4.65 MB

دانلود
۱۴
من در به در پنجره فولادم و دیریست (واحد تند)
5.6 MB

دانلود
۱۵
یا مولا یا مولا،‌علی ابن موسی، السلطان یا رضا (شور)
4.51 MB

دانلود
۱۶
یا ابالحسن یا رضا (ع) (شور)
7.49 MB

دانلود
۱۷
شبایی که دلتنگم زائر خراسونم (شور)
4.71 MB

دانلود
۱۸
فقیر و خسته به درگاهت آمدم (نجوا با امام رضا (ع))
3.39 MB

دانلود
۱۹
روزی اگر بناست فدای کسی شوم (نجوا با امام رضا (ع))
3.36 MB

دانلود
۲۰
جز هوای کوی تو به قلب و دلم نکنم هوسی (نجوا با امام رضا (ع))
10.49 MB

دانلود
۲۱
نقاره می زنند به بامت فرشتگان (مدح امام رضا (ع))
10.66 MB

دانلود
۲۲
حرم لبریز زائرها مسافرها مجاورها (مدح)
3.23 MB

دانلود
۲۳
توبه قمار باز به واسطه امام رضا (علیه السلام)
2.57 MB

دانلود
۲۴
شفیق ماندگانی تو، رفیق راه هم هستی (دکلمه برای امام رضا (ع))
2.12 MB

دانلود
  • سید محمد علوی زاده
۲۹
آذر
۹۳

     حاج محمود کریمی

شرحه شرحه میخوانم،شرح دوریت یارا


پای دل به گل مانده،چشم من شده دریا


ای غریب دور از من،عشق آشنای دل


مینشینم امشب هم،پای های های دل

یا صاحب الزمان(عج)
آنقدر خودم بودم ،غافل از عطای تو

فرمود:ما لحظه ای از شما غافل نمیشویم.آقا جان من به یومن وجود تو زنده ام،من برای تو زنده ام،اقا جان،تو هم یه بار ضرر کن من رو بخر،آقا جان،بالاخره یه جایی به دردت میخورم،آقاجان،امشب کار من رو درست کن،اینقدر گرفتار خودم بودم،یادم رفت تو همه کارمی،آقاجان،متی ترنی و نرک،کی میشه ما تو رو ببینیم،تو هم مارو ببینی ای آقاجان،امشب روضه ی امام حسن بخونیم،بگو فاطمه جان امشب در خونه آقا زاده بزرگه ات اومدیم.

  • سید محمد علوی زاده
۲۸
آذر
۹۳

اسوه صبر و تحمل، حضرت زینب سلام الله علیها

من دل زینبُ به شما معرفی کنم. وقتی کاروان برگشت به سمت مدینه، یزید از بس نابود شده بود در اثر فشاری که به اهل بیت آورده بود، گفت دیگه این کاروانُ اذیت نکنید.

به ساربان گفت دیگه اذیت نکنید با احترام ببرید. می خواست دیگه اینجوری برا خودش آبرو درست بکنه. که ما به اهل بیت احترام گذاشتیم.

چقدر بچه های حسین مقاومت کردن تا کار به اینجا رسید. چقدر زجر کشیدن تا کار به اینجا رسید.

خب این کاروان رو آوردن، خسته، کوفته، بی حسین. زینب می خواد برسه، وارد شهر مدینه بشه. نزدیکی های شهر مدینه اطراق کردن، خیمه زدن.

  • سید محمد علوی زاده
۲۷
آذر
۹۳

دانلود روضه  

شب آخریه ببین می خوان سفره و جمع کنند،سفره ای که خودش دو ماه برا حسینش ،براحسنش،برا باباش،برا امام رضا پهن کرده،شب آخر ماه صفر،با دستای خودش شال عزا از گردن مهدی در میاره،همه می گن ما مزد عزاداری از فاطمه می خواهیم،ما میگیم عذر عزاداری از فاطمه می خواهیم،بی بی جان عذر می خواهیم نتونستیم حق روضه هاتونو ادا کنیم،تا فاطمیه زنده باشم قول می دم جبران کنم،مادر مادر مادر،وقتی خواست از مدینه حرکت کنه،زن وبچه اهل و عیال ،همه رو جمع کرد،فرمود من دارم میرم،همتون پشت سر من گریه کنید،وقتی گفتند،آقا جان خوب نیست آدم پشت سر مسافر گریه کنه،آقا سر انداخت پایین،فرمود:آره ،اما مسافری که امید برگشت داره،من که یقین دارم که دیگه از این سفر برنمی گردم،می خوام عرض کنم آقاجان،هرکی می خواد بره سفر،اگر امید برگشت نداشته باشه، اگر قرار بر اینه اهل و عیالو دعوت به گریه و ناله کنه،درستشم شاید همین باشه،یه سئوال دارم از شما،می خوام بگم چرا کربلا جریان برعکس شد،حسین داشت می رفت میدان،دید زینب داره گریه می کنه،گفت:زینب جان گریه نکن،گریه ها رو نگه دار،چرا گریه نکنم،گریه ها رو نگه دار، برا وقتی که تو رو به اسارت می برند،می بینم دستای تو رو بستند،کوچه به کوچه،شهر به شهر،گذر به گذر،با دست بسته تو رو می برند،گریه ها رو نگه دار برا اون روز.یا امام رضا آرزوهایی که ما داریم،همه از خواسته های شما نشئت میگیره،آرزویه تک تک ماست،واسه ارباب بی کفنمون جون بدیم،شما هم همین کارو کردید،اون لحظات آخر،دیدند،فرشای حجره رو جمع کردید،فرمود می خوام رو خاک جون بدم مثل جد غریبم حسین،نمی دونم اون لحظات آخر لب تشنه بودید،یا نه،عرضم تمام همین یک جمله،اما خدارو صد هزار مرتبه شکر،وقتی می خواستی جون بدید،دیگه زن و بچه کنارت نبود،دخترت نبود،لحظه جون دادن تو رو ندید،اما بمیرم برای اون آقایی که،وقتی که می خواست جون بده،زینب آمد بالای تل زینبیه،از اون بالای بلندی نگاه کنه،ببینه دور حسین حلقه زدند،های اخرین ناله های محرم و صفره، ها، نیزه دار با نیزه می زنه،شمشیر دار با شمشیر می زنه ،حسین...لذا وقتی برگشت مدینه،این روضه اگر متواتر نبود تو مقاتل،باورش برا ،آدم سخت بود،مگه می شه ،دو تا همسر،دو ماه همدیگر رو ندیدند،همدیگر رو نشناسند،عبدالله چشم تو چشم زینب،گفت:تو خانم منو ندیدی،گفت عبدالله حق داری منو نشناسی،خودم دیدم بین دو نهر آب ... حسین....                                      

  • سید محمد علوی زاده
۲۷
آذر
۹۳

          

می خوام روضه ی امام حسن علیه السلام بخونم،آقا،آقا،همه ی اموات،شهدا،فیض ببرند.خزاز قمی نوشته در کفایة الأثر ،از بزرگان شیعه است در قرن چهارم،از جُناده نقل کرده:

دَخَلْتُ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ اومدم ملاقات آقا فِی مَرَضِهِ الَّذِی تُوُفِّیَ فِیهِ "آقا یه روز لباس کارگری میپوشیم میاییم مدینه،یه روز میاییم حرمت رو میسازیم،اگه امام زمان(عج)لایق بدونه اول بریم قبر مادرت رو آباد کنیم" میگه وارد شدم بَیْنَ یَدَیْهِ طَشْتٌ دیدم مقابل آقا طشت هست یُقْذَفُ فِیهِ الدَّمُ لخته های خون داخل طشت میریزه"امشب امام حسن میخواد مارو نصیحت کنه،موعظه کنه،ما که گرفتار هوای نفسیم" وَ یَخْرُجُ کَبِدُهُ قِطْعَةً قِطْعَةً دیدم جیگر مبارکش قطعه قطعه خارج میشه مِنَ السَّمِّ الَّذِی أَسْقَاهُ مُعَاوِیَةُ لعنت الله علیه

  • سید محمد علوی زاده
۱۱
آذر
۹۳

استاد فاطمی نیا

دریافت

  • سید محمد علوی زاده
۲۰
آبان
۹۳

کیفیت : mp3  ۱۲۸

حجم : ۶Mb

down

  • سید محمد علوی زاده
۱۵
آبان
۹۳

down

  • علی حسنوند
۱۵
آبان
۹۳

1. حاج محمود کریمی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 از ماه سراغ تو گرفتم که کجایی (مناجات،جدید سال 92) 4,698 0:06:34
2 اموال تو غارت شده (روضه،جدید سال 92) 4,123 0:05:45
3 ارث جا مانده زهرا گریه (روضه،جدید سال 92) 11,618 0:16:24
4 شبیه عاشورا هنوز دلم خونه (زمینه،جدید سال 92) 9,136 0:12:52
5 دائم الغربت دنیا جگرت را سوزاند (واحد،جدید سال 92) 3,417 0:04:44
6 با سوز قلب پاره پاره (واحد،جدید سال 92) 2,158 0:02:57
7 دریا به دیده تر من گریه میکند (واحد،جدید سال 92) 2,697 0:03:43
8 ای یارا یارا جانا جانا (شور،جدید سال 92) 3,878 0:05:24
9 حسین حسین وای (شور،جدید سال 92) 2,407 0:03:18

2. حاج سید مهدی میرداماد

  • علی حسنوند
۱۴
آبان
۹۳

سال 93

 

1. حاج محمود کریمی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1

روزها را با توسل کردنم (روضه) (شام وفات سال 93)

4,088 00:11:24
2

من نگاهم نگاه بر راهم (روضه) (شام وفات سال 93)

5,834 00:16:22
3

رو قلبم داغ تن بی کفنت مونده (زمینه) (شام وفات سال 93)

4,106 00:11:27
4

آنانکه که گفته اند نگارم (واحد) (شام وفات سال 93)

1,967 00:05:22
5

مونده چشم به راه تو چشمام (واحد) (شام وفات سال 93)

1,108 00:02:55

2. حاج سید مجید بنی فاطمه

  • سید محمد علوی زاده
۱۴
آبان
۹۳

   دانلود روضه

چشم انتظارم مهدی بیاید قبر تو را پیدا نماید

شبی که زهرا سلام الله علیها رو به خانه امیرالمؤمنین علیه اسلام آوردند،زوجات رسول الله همه بدرقه کردند،یه وقت گفتند:خود رسول الله صلوات الله علیه دارند،تشریف می آورند،آمدند فرمودند: زن ها دیگه متفرق بشوند،آمد دست زهرا شو گرفت،گذاشت،میان دست مولا صدا زد یا علی،هذه ودیعةالله،و ودیعة رسوله،این امانت خدا و پیغمبر و بهت می سپارم،آه،آن امانت آن شب و امشب پس داد.

افسوس که شد خاموش از ظلم چراغ دین

شد کشته زضرب در، یکتا ثمر یاسین

آقایان دیده اید اگه زنی از دنیا برود،کنار قبر می گن محرماش بیان،کمک بکنند این بدن و بگیرندو میان قبر بگذارند،کی بود محرم زهرا ،سلمان و ابوذر که محرم نبودند،بچه هاشم کوچک بودند،خود مولا گرفت آن بدن را،

پرپر شدن گلم  به چشمم دیدن

با دست خودم کفن بر او پیچیدم

با دست خودم لحد بر او می چیدم

  • سید محمد علوی زاده
۱۳
آبان
۹۳

  

دانلود روضه

از تو صحرا با صدای زنگ اُشترا به پا خواست

همگی بیایید سوار شید کاروون راهی صحراست

میون لشکر اعدا دیگه زینب تک و تنها

سوار ناقه ها کرده همه بچه های زهرا

ببینید از روی ناقه همه ی چشم ها به زینب

حالا همه سوارند از اون بالا دارند نگاه میکنند،این عمه یه روزی سوار ناقه شده،نمیدونی چه جوری سوار شد،چه شوکتی،بنی هاشم ،جوانها بازو به بازوی هم دادن،نیمه ی شب یه دیوار درست کردند،یه وقت سایه ی عمه مون رو کسی نبینه،عباس اومد زانو گرفت،علی اکبر اومد محمل گرفت،خود حسین علیه السلام زیر بغلای بی بی رو گرفت،حالا اهلبیت دارند از بالای ناقه ها نگاه میکنند،عمه تنها مونده پایین،چه جوری میخواد سوارشه؟

  • سید محمد علوی زاده
۱۲
آبان
۹۳
   دانلود روضه

آی بمیرم،ای کاش یکی به جای دستای زینب چشمای زینب و می بست،این منظره ها رو نمی دید،آخ تا رسید کنار گودال قتلگاه،هر چی صدا زد،دادش جواب زینب و بده،حسین چشما رو باز نکرد،تا قسم داد حسین جان،جان مادرم، چشمای خون گرفته رو باز کرد،زینب برگرد برو به خیمه،می گه دیدم زینب داره می ره،اما عقب عقب می ره،هی به سر می زنه،هی فریاد می زنه،حسینم و دارن می کشند، أَمَا فِیکُمْ مُسْلِمٌ؟ یه مسلمون بین شما پیدا نمی شه؟ آی بمیرم،نانجیب روی زینب و زمین زد،گفت:مگه نمی بینی حسین و دارن می کشند،گفت :کار حسین و زودتر تموم کنید،یه وقت زینب ببینه،سری به نیزه،اگه این روضه یه شب در سال جا داشته باشه بخونی امشبه،وقتی شام غریبانیه،بی بی زینب زیر این خیمه نیم سوخته ها خوابش برد،عجب خوابیدنی،خواب به چشمش اومد یا نه،بی بی بیهوش رو زمین اوفتاد،این بچه ها سرشون رو دامن بی بی،همه از حال رفتند،یه وقت در عالم رؤیا حضرت زهرا سلام الله علیها رو در خواب دید،مادر اومدی،اما دیر اومدی،یه جمله رو می خوام عرض کنم،گفت زینب جان،من از صبح اینجا بودم،خودم همه ی منظره ها رو دیدم ،اونوقتی که می خواست سر از بدن حسین جدا کنه،سر رو دامن خودم،هر چی فریاد زدم،بُنَیَّ ،

  • سید محمد علوی زاده
۱۲
آبان
۹۳

     دانلود روضه

اومدن در خونه ی امیرالمؤمنین علیه السلام،من می خوام امشب بارون بگیرم،خیلی از استانهای ما از بی آبی رنج می برند،امشب می خواهیم یه بارونی بیاد،من روضه ی بارون می خونم،شما هم گریه ی بارون کنید،که بارون بیاد،دعا برای بارون، اومدند در خونه ی امیرالمؤمنین علیه السلام، اهل کوفه،عرض کردند آقا،دام های ما داره تلف میشه،زراعتها از بین رفت،آقا جان ، آخه یه دعایی،فرمود: بگید به اونی که باید دعا کنه بیاد. کی آقا جان؟،فرمود:حسینم رو خبر کنید،آمد،هنوز دست بلند نکرده،ابرهای تیره و تار به هم پیچیدند،باران سیل آسایی اومد،مشایخ کوفه خوشحال شدند،گفتند:حسین جان ان شاءالله جبران میکنیم.....آب رو میریخت جلو چشم حسین،میگفت:وحشی های بیابون آزادند از این آب بنوشند، اما حسین به تو آب نمی دیم،کدوم سختره؟

عمو جان عمو جان،حرم آب نداره....

اگر چه مشک سقا،یه قطره آب نداره

گریه نکن علی جان،شاید بارون بباره

  • سید محمد علوی زاده
۱۱
آبان
۹۳

                              دانلود روضه                         

 زیبا و با صفا شده ای احتیاط کن

از خیمه ها جدا شده ای احتیاط کن

اوجی گرفته ای و به طوبی رسیده ای

هم قدِّ مرتضی شده ای احتیاط کن

مهتاب روی شانه ی تو آب زیر پات

یک دست تا خدا شده ای احتیاط کن

یک "ان یکاد" نذر خودت کن برادرم

خیلی گرانبها شده ای احتیاط کن

یک لشکر آمده که بگیرد تو را ز من

از بس که دلربا شده ای! احتیاط کن

دستت که قطع شد همگی جنگ جو شدند

حالا جداجدا  شده ای احتیاط کن

دیگه شب آروم نشستن نیست

ای وای حرمله سر زانو نشسته است

مقصود تیرها شده ای احتیاط کن

ماه من تو کجا و خاک کجا

آسمان را سپرده ای به زمین

خوب شد زینبم نبود و ندید

با چه وضعی تو خورده ای به زمین

  • سید محمد علوی زاده
۱۱
آبان
۹۳

 

                         دانلود روضه

یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

ناگاه زمین شد پر از زلزله  و حرمله با تیر دو تا چشم به هم دوخت، عمو سوخت ."دوتا دستا قطع شده" که ناگاه عمود آمد و بشکافت سرش را ، دو تا چشم ترش را ،چو تیر آمد و بر مشک عمو خورد، همه آرزویش مرد ، طرف خیمه صدا زد، که ارباب دریاب برادر ،که دگر تاب ندارد، حرم آب ندارد، علی خواب ندارد.

اباالفضل،....جانم...همه ناله بزنن،....دوست دارم شما بگین...چقدر منتظر امشب بودی...

وقتی بیش از 90 زخم امیر المؤمنین تو جنگ اُحد برداشت،خم به ابرو نیآورد،یه روز چشم درد گرفت امیرالمؤمنین ،پیغمبر اومد دید امیرالمؤمنین از چشم درد در تب و تابه،دو نفر یکی امیرالمؤمنین کاشف الکرب عن وجه الرسول الله است،یکی عباس کاشف الکرب عن وجه الحسین ِ،تا پیغمبر دید علی چشم درد داره،این چشم ها داره اذیت میشه،پیغمبر اکرم دست رو چشم امیرالمؤمنین کشید،این درد چشم آروم شد،یا رسول الله چشم درد کاشف الکرب خودت رو نمی تونستی ببینی،حسین چی کشید،نه یه چشم درد،اومد دید تیر تو چشم عباس خورده،یا صاحب الزمان،عباس این تیر و چه طور از چشم در بیاره،آقا خم شد،این تیرو گذاشت بین دو تا زانو،تیرو از چشم بیرون بکشه،نانجیب با عمود آهن به فرق عباس زد،حسین...

  • سید محمد علوی زاده
۱۰
آبان
۹۳

           دانلود روضه

ما هم نمی فهمیم،کسی باید جَوون از دست داده باشه،تا بفهمه،یعنی چی حضرت زینب سلام الله علیها میگه،وقتی دیدم صدای علی از وسط میدان اومد داداشم هی میشینه،هی بلند میشه،رنگ صورت حسین برگشته،گفتم داداش چیه؟گفت:علیم رو کشتند،وقتی رسید کنار بدن علی اکبر،خودش رو از بالای مرکب انداخت رو زمین،کجا دنبال بدن بگرده؟این ور میشد میگفت:علی،این ور،علی،علی،جلو اومد بالا سرش نشست،سر رو گذاشت رو زانوش،دلش آروم نشد،این صورت رو گذاشت رو صورت علی ،ولدی علی،با دستان خودش،دست بُرد داخل دهن،این لخته های خون رو از تو دهن میکشید بیرون،میگفت:نمی خوای جواب من رو بدی؟دارم میمیرم،امشب اگه کربلا بودیم یه کلمه از علی اکبر نمی تونستیم بگیم،ملا عباس مازندرانی تو اون رؤیای صادقه،وقتی بردنش کربلا،خدمت حضرت مشرف شد،حضرت فرمود:خوب روضه خوندی اما،شب های جمعه دیگه تو حرم ما اومدی،حرف از علی اکبر نزن،مادرم فاطمه تو حرمه،تو روضه میخونی نمی دونی مادرم چه میکنه،عرضم این یه جمله است،اما زین العابدین میگه دیدم تو خیمه ولوله شده،رفت و آمد زیاد شده،اما از هر کی میپرسیدم چی شده؟هیچکی هیچی نمیگفت،به مریض میگن خبر بد ندید،هر کی یه جور طرفه میرفت،اما یه لحظه پرده خیمه رو بالا زدن،نگاه کردم دیدم چند تا جوون،یه عبا برداشتن،یه چیزی تو این عبا ریختن،دارن میارن دارالحرب،بازم نفهمیدم چی شده،اما پشت سرش دیم،زینب زیر بغل حسین رو گرفته،عباس داره به سر میزنه.

  • سید محمد علوی زاده
۱۰
آبان
۹۳

        دانلود روضه

نفس نفس زد،تیرهارو پس زد

دست روی دست زد،علی مو کشتن

این شد مصیبت،صورت رو صورت

میگه با حسرت،خدا علی مو کشتن

تو بیا و یه بار دیگه،قدم بزن مقابل من

باید بابا بشی خدا بهت پسر بده،پسرت خوش قد و قواره بشه،جلو چشمت راه بره،از راه رفتنش لذت ببری،شاید بفهمی امام حسین علیه السلام چی میگه

تو بیا و یه بار دیگه،قدم بزن مقابل من

دیگه چه آرزویی داری؟

واسه من یه اذونی بگو،علی دل بابات و نشکن

بعضی ها خوب دارن عرض ادب میکنن،نشستن کنار بدن علی اکبر،می خوای کمک بابا کنی یانه؟

پسرم پسرم پسرم،بابای پیرت رو نگاه کن

چه بلایی اومد به سرم،رحمی به حال خیمه ها کن

میمیرم از غمت،میمیرم از غمت،میمیرم از غمت

خیال کردی امروز به این سادگی ها  رهات میکنم،نه والله باید خیلی گریه کنی،باید بلند بلند گریه کنی،یکی میگفت:اگه تو خیابون یه جایی رد شدی دیدی پلاکارد مشکی زدن،یه نفر از دنیا رفته،از جلوش رد شدی دیدی خیلی صدای ضجه و ناله هست،بدون اونی که از دنیا رفته جَوون بوده،یه جوری امروز باید جیغ بزنی برا علی اکبر،یه مرهمی رو دل حسین بذاری

  • سید محمد علوی زاده
۱۰
آبان
۹۳

شب آخریه ببین می خوان سفره و جمع کنند،سفره ای که خودش دو ماه برا حسینش ،براحسنش،برا باباش،برا امام رضا پهن کرده،شب آخر ماه صفر،با دستای خودش شال عزا از گردن مهدی در میاره،همه می گن ما مزد عزاداری از فاطمه می خواهیم،ما میگیم عذر عزاداری از فاطمه می خواهیم،بی بی جان عذر می خواهیم نتونستیم حق روضه هاتونو ادا کنیم،تا فاطمیه زنده باشم قول می دم جبران کنم،مادر مادر مادر،وقتی خواست از مدینه حرکت کنه،زن وبچه اهل و عیال ،همه رو جمع کرد،فرمود من دارم میرم،همتون پشت سر من گریه کنید،وقتی گفتند،آقا جان خوب نیست آدم پشت سر مسافر گریه کنه،آقا سر انداخت پایین،فرمود:آره ،اما مسافری که امید برگشت داره،من که یقین دارم که دیگه از این سفر برنمی گردم،می خوام عرض کنم آقاجان،هرکی می خواد بره سفر،اگر امید برگشت نداشته باشه، اگر قرار بر اینه اهل و عیالو دعوت به گریه و ناله کنه،درستشم شاید همین باشه،
  • سید محمد علوی زاده
۰۹
آبان
۹۳

دانلود فایل

به زین العابدین علیه السلام گفتند: به شما کجا بیشتر از همه جا سخت گذشت؟ سه بار فرمودند: الشام، الشام، الشام؛ آقا کربلا پدرتان را کشتند چطور می فرمایید شام؟

فرمودند: در شام مصیبتی بود که جای دیگر نبود، در شام ما را بردند به بازار برده فروشان به عنوان غلام و کنیز بفروشند؛

فرمود: در شام ما را بردند در مجلس لهو و لعب، در شام ما را بردند به محله یهودی ها و گفتند: اینها بچه های علی هستند، همان علی که اجدادشان را می کشت، آقا فرمود: یهودی ها سنگ و چوب برداشتند...

فرمودند: در شام از بالای ساختمان آتش بر سرمان ریختند...

وقتی عمه سادات را وارد شام کردند، از چهار طرف زینب را می زدند... فرمودند: در شام ما را آوردند کنار خرابه جا دادند، خرابه کنار خیابان شلوغ بود، مردم رد می شدند و با انگشت ما را اشاره می دادند.

  • سید محمد علوی زاده
۰۸
آبان
۹۳

(امام حسین علیه السلام بعد از جواب شخص عرب )خوب جواب داد دیگه اولیش چی بود بهترین چیزها در عالم ایمان به خدا و رسول و شما خانواده جواب داد دومی زینت ها هم گفت(زینت عالم به حلم و زینت ثروتمند به بذل و بخشش و زینت فقیر به صبر) سومی نجات از مهالک به چیه گفت :توکل حضرت خوشش آمدو قرضش و دادو دویست اشرفی بدهکاری داشت علاوه بر آن حضرت سید الشهداء به این عرب انگشتر داد؛ حاج آقا جعفر خندق آبادی نقل می کردند: تمامی ائمه علیهم السلام یک انگشتر در راه خدا داده اند، ولی امام حسین دو انگشتر داده است؛ یکی انگشتری بود که به این شخص عرب دادند و یکی هم انگشتری بود که در عصر عاشوراء دادند. در عصر عاشوراء با چه وضعی انگشتر را از دست امام حسین علیه السلام در آوردند. انگشتر به دست حضرت چسبیده بود و جدا نمی شد و با چه حالتی از دست مبارک ایشان خارج کردند!

  • سید محمد علوی زاده
۰۸
آبان
۹۳

عصر عاشورا خیمه های امام حسین را آتش زدند؛ زن و بچه های امام حسین میان بیابان فریاد می زدند: وا محمدا

یکی از لشکریان عمر سعد می گوید: دیدم دامن یک دختر بچه ای آتش گرفت، این بچه بدنش هم دارد می سوزد، نمی داند چه کند، فکر می کند اگر فرار کند آتش دامنش

خاموش می شود. می گوید من دلم به حال این بچه سوخت سوار بر اسب شدم با عجله رفتم دنبال او تا آتش دامنش را خاموش کنم، این طفلک به خیال اینکه من میخواهم او را بزنم، بیشتر فرار می کند. می گوید: هر جوری بود خودم را بالای سر این آقا زاده رساندم، تا دید نمی تواند از دستم فرار کند، سرش را بلند کرد، گفت: آی مرد
بخدا من بابا ندارم؛ گفتم: من کاری با تو ندارم می خواهم آتش دامنت را خاموش کنم، پریدم پایین با دستانم آتش دامنش را خاموش کردم، تا اینکه این بچه کمی از من
محبت دید، گفت: آی مرد بگو ببینم راه نجف از کدام طرف است؛ گفتم: راه نجف را برای چه می خواهی؟ گفت: می خواهم بروم نجف، شکایت این مردم را به جدم علی بکنم، بگویم یا جدم سر بردار ببین حسینت را کشتند، خیمه هایمان را آتش زدند...

  • سید محمد علوی زاده
۰۸
آبان
۹۳

       دانلود روضه

وقتی حسین آمد و دست مرا گرفت

حس میکنم که دور و برم را خدا گرفت

بانی روضه های تو در اصل فاطمه است

در هیأت بهشت عزای تو را گرفت

سینه زنان تو همگی عیسوی دمند

پس میشود زنوکران تو شفا گرفت

عالم بدون کرببلا ارزشی نداشت

عشق حسین آمد و دنیا بها گرفت

فردا اسیر حول قیامت نمیشود

هرکس امروز زیر پرچمتان جاگرفت

بوی بهشت میرسد ازهیأت حسین

ازبس ملک رسیدو سپس ارتقا گرفت

اذن زیارت حرمت دست زینب است

باید فقط زخواهر تو کربلا گرفت

هنگامه قیامت دنیا مُحرم است

موج الحسین آمد و دل را فرا گرفت

هرذره بی حسین زمین گیر میشود

هردانه ای زخاک حسین گفت و پا گرفت

آزاده نیست هرکه غلام حسین نیست

وای از دل کسی که به نام حسین نیست

  • سید محمد علوی زاده
۰۸
آبان
۹۳
    دانلود روضه

ای که از روز ازل مارا جدا کردی حسین

فقط من و شما نیستیم میگیم حسین،هر وقت میگی حسین اگه اسم بچه خودت هم باشه،حضرت زهرا سلام الله علیها از عرش صدا میزنه:اگه بچه خودت رو صدا میزنی،خدا برات حفظش کنه، اما  اگه حسین مرا میگویی ،بدونید با لب تشنه سر از بدنش جدا کردند.

ای که از روز ازل مارا جدا کردی حسین

یک نگه کردی و مارا مبتلا کردی حسین

حاجت دنیایی و عقبایی مارا که هیچ

حاجت پیغمبران را هم روا کردی حسین

خون تو خون خدا خون نبی خون همه

تو تمام دهر را صاحب عزا کردی حسین

  • سید محمد علوی زاده
۰۸
آبان
۹۳

      دانلود روضه

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ وعَلى عباس الْحُسَیْنِ

یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ اِکْشِفْ کَرْبى بِحَقِ اَخْیکَ الْحُسَیْنِ علیه السلام

 

وقتی گدایی را پناهی نیست دیگر

جزکوچه چشم تو راهی نیست دیگر

جزتو به حاجتها الهی نیست دیگر

این جذبه ها خواهی نخواهی نیست دیگر

تو شمعی و گرمای تو پروانه پرور          

مشکت به دوشت بود و اشکم را گرفتی

ماهی و از خورشید هم غم را گرفتی

بی شک یداللهی که پرچم را گرفتی

دادی دو دستت را دو عالم را گرفتی

تا که بریزی زیر پای شاه بی سر        

جنگاوریت را زبابا میشناسی

ام البنین را عبد زهرا میشناسی

وقتی برادر را تو آقا میشناسی

  • سید محمد علوی زاده
۰۸
آبان
۹۳

   دانلود روضه

هنوز از تو گرم است هنگامه ها

بسی آتش افتاده در جامه ها

به وقت سخن از تو ای عقل کل

جنون می چکد از سر خانه ها

تو در پاسخ نامه کوفیان

نوشتی به خون سطرها نامه ها

زتو باغشان زرد، خودخواه ها

زتو کامشان تلخ، خودکامها

تو نگذاشتی خیمه شب بازها

تدارک ببینند برنامه ها

بخوان آیه بر نیزه ی باغ سرخ

که از عطر تو پر شود شامه ها

بود نام تو عین جوشن کبیر

امیری حسین و نعم الامیر

تو گفتی که خوبان امیری کنند

دلاور شوند و دلیری کنند

مبادا جوانان به میدان رزم

ذلیلانه اظهار پیری کنند

مبادا در این فتنه عمارها

 به وقت سخن گوشه گیری کنند

تو گفتی صبوری کند خواهرت

چومجبورشان در اسیری کنند

تو گفتی که هیهات مردان ما

بمانند و ذلت پذیری کنند

تو موسی شدی تا ابالفضلها

برایت چو هارون بسیجی شدند

بعید است این شبه مردان شُوم

ترحم به طفل صغیری کنند

خدا خواست تا همه شیعیان

  • سید محمد علوی زاده
۰۸
آبان
۹۳

                      دانلود روضه

شد آخر کار، خدا نگهدار

وعده ی دیدار ،کنار مادر

آقام  آقام آقام حسین

لبریز آهم،پشت و پناهم

ای بی سپاهم،هستی ِ خواهر

 دست تو، از رو دل، برندار

نذار دلم رو غم بگیره

بعد این ،همه سال

آخه کی می خواد

 مارو از هم بگیره

حسین جان بیا تو یه کار برای من بکن من هم یه کار برای تو ،تا یادگاری بمونه

تو بیا و ،با دست خودت

محکمترش کن معجرم رو

تو می خوای برای من چیکار کنی زینب؟

  • سید محمد علوی زاده
۰۸
آبان
۹۳

 دانلود روضه

چشمامو بستم،آروم شکستم

هرچی نشتم،بابا نیومد

منم بهارش،دار و ندارش

سر قرارش،چرا نیومد؟

بابایی

چی میشه،یه دفعه،بذاری

موهات و توی دست بگیرم

از لبات،بابا جون،اومدم

که بوسه هامو پس بگیرم

یه جوری،ببوسش، گونم و

که جای بوسه هات بمونه

برا چی عزیز دلم؟آخه هی بچه هاشون رو بغل کردن،اومدن جلوی خرابه،یه جوری میبوسیدن بچه هاشون رو

  • سید محمد علوی زاده
۰۸
آبان
۹۳
        دانلود روضه

داداش

 دلم با غربت آشنا شد

شکستم و قدم دوتا شد

ابروی پیوسته ات جدا شد

قربون ابروهای پیوسته ات برم

داداشی

افتادی از رو مرکب،داغ تو  تا کمر رفت

امام سجاد علیه السلام می فرمایند:اینقده تیر زدند عموم مثل خارپشت شده بود.خوب این تیرها تو بدن بوده موقعی که خورده زمین

افتادی از رو مرکب،داغ تو  تا کمر رفت

میغلتی روی خاک و،تیرها همه تا پر رفت

وای داداشم

از جلو خیمه دیدم،قطع الیدین شدی تو

رو دست نیزه دارها،بالا پایین شدی تو

من و شما بعد هزار و اندی سال اومدیم،یه چیزی داریم میشنویم ،این حال شماست،بچه ها همه جلو خیمه ها صف کشیده بودند،عمو کی میاد آب بیاره،یه وقت دیدن یه بدن رو نیزه ها،امان از دل سکینه،حسین.........

پاشو

 نصیب من غم شده عباس

یه دنیا ماتم شده عباس

چقدر تنت کم شده عباس

نه از من و نه از تو،چیزی نمونده جونم

چه جوری برم به خیمه،نه میشه نه میتونم

می خوای بدونی عباس،چی کمرم رو خم کرد

یه جور زدن نمیشه،دیگه تنت رو جمع کرد

داداش

اهل حرم از پا نشستن

شکستی و همه شکستن

گره معجرها رو بستن

داداش

تا از رو دوش تو علم افتاد

ترس توی قلب دخترم افتاد

حرمله جانب حرم افتاد

بلند شو،ببین داره چه چپ چپ نگاه میکنه

پاشو که چشم براهه

مشک تو سکینه

پاشو ببر برادر

دخترم و مدینه

پاشو که این جا چشم

بی حیا بی شماره

بلند نمیشی؟

برم بگم رقیه،گوشواره اش رو درآره

                     

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان

  • سید محمد علوی زاده
۰۸
آبان
۹۳
  • سید محمد علوی زاده