روضه

مرکز نشر و دانلود متن روضه ، صوت روضه، کلیپ روضه، کتاب های مقتل ،شعر، مداحی و غیره

روضه

مرکز نشر و دانلود متن روضه ، صوت روضه، کلیپ روضه، کتاب های مقتل ،شعر، مداحی و غیره

روضه

بسم الله الرحمن الرحیم

بوی عطرش به مشامم چو نسیم است خدا میداند

اهل عالم بدانید حسین شاه کریم است خدا میداند

ای دلم گرد یتیمی به من و تو به چه کار ؟

هر که ارباب ندارد یتیم است خدا میداند

طبقه بندی موضوعی

گریز اول :

 امام صادق فرمود: جد غریبم حسین به صورت سه طایفه نگاه مى‏کند؛اول به صورت کسى که مجلس روضه برایش به پا مى‏کند،دوم به صورت زوار کربلایش مى‏نگرد،سوم به صورت گریه کنانش نگاه مى‏کند. الان که دارى گریه مى‏کنى ابى‏عبداللّه نگاه مى‏کند، به خودش قسم اگرنگاهت نکند نمى‏توانى گریه کنى.

ابى‏عبداللّه رو به درگاه الهى مى‏کند و مى‏گوید:خدا این گریه کن حسین پرونده‏اش سیاه ‏است،این آلوده را به حسین ببخش.

بعد رو مى‏کند به بابایش على و به مادرش فاطمه،عرض مى‏کند:ببینید دارد براى حسین گریه مى‏کند، مادر تو دعا کن خدا گناهانش را بیامرزد، بابا تو دعا کن خدا عفوش کند. کجا بریم بهتر از روضه ابى‏عبداللّه که حسین نگاهمان کند وزهرا دعایمان کند.

گریز دوم:

شیخ صدوق؛ مى‏فرماید: بنده‏ى گنهکارى در آتش معذب بود، هفتاد سال بود در برزخ مى‏سوخت، یک وقت خداوند به جبرئیل خطاب کرد: برو بنده‏ام را از آتش درآور او را آمرزیدم! عرض کرد خداوندا آن بنده چى گفت که او را آمرزیدى؟

خطاب آمد: از من مهلت خواست که بامن حرف بزند، مهلتش دادم، یک جمله ‏اى گفت که دریاهاى رحمت مرا به خروش آورد، از میان آتش‏ها صدا زد:اِلهى بِحَقِ الحُسَین. از آتش بیرون آوردند، عرض کرد خداوندا مرا به حق حسین بخشیدى؟ خطاب آمد: من از روز ازل با خودم عهد کرده‏ام هر کس منو به حسین قسم بده نا امیدش نمى‏کنم.

 ام سلمه مى‏گوید:وارد شدم دیدم پیامبر پیراهن حسین را درآورده، سر حسین را روى بازویش گذاشته است، از ناف تا زیرگلوى حسین را مرتب بوسه مى‏زند و گریه مى‏کند، ام سلمه نمى‏دانست که چراپیغمبر چنین مى‏کند ،اما امروز (عاشورا) فهمید که چرا مى‏بوسیده‏است.

پرسید چه کار مى‏کنید یار رسول الله؟ فرمود:اُقبلُ مَوضع السیوفُ وَاَبکى؛جاى شمشیرها را مى‏بوسم و گریه مى‏کنم.

گریز سوم

محدث قمى مى‏نویسد:خون زیادى از بدن حسین رفته بود،وقتى نفس مى‏کشید از تمام جراحات خون بیرون مى‏آمد،عزیز زهرا روى دوتا کنده‏ى زانو بلند مى‏شد دوباره به زمین مى‏افتاد،چند بار آمد بلند شود نتوانست با صورت به زمین افتاد.

در آن لحظه‏ى ملکوتى که نفس مى‏کشید از تمام جراحات بدن خون بیرون مى‏آمد صورتش را روى زمین داغ کربلا گذاشت اِلَهى رَضَاً بِقَضائِکَ صَبْرَاً عَلَى بَلائِکَ لامَعْبودَ سِواکَ یَا غَیاثَ المُسْتَغیثین

شیخ شوشترى مى‏نویسد: خطاب آمد حسین من،ازتو راضى شدم، تو از من خدا چى مى‏خواهى که راضى بشوى؟ در آن لحظات خاص توى گودال قتلگاه من و تو را دعا کرد فرمود: خدایا اگر از حسین راضى شدى گناهکاران امت جدم را به حسین ببخش.اِلَهى شیعَتى وَ مُحِبى

منبع: کتاب روضه ها  و گریز ها نویسنده سید علی موسوی باروق

http://www.mousavibaroogh.blogfa.com

  • سید محمد علوی زاده

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی