روضه

مرکز نشر و دانلود متن روضه ، صوت روضه، کلیپ روضه، کتاب های مقتل ،شعر، مداحی و غیره

روضه

مرکز نشر و دانلود متن روضه ، صوت روضه، کلیپ روضه، کتاب های مقتل ،شعر، مداحی و غیره

روضه

بسم الله الرحمن الرحیم

بوی عطرش به مشامم چو نسیم است خدا میداند

اهل عالم بدانید حسین شاه کریم است خدا میداند

ای دلم گرد یتیمی به من و تو به چه کار ؟

هر که ارباب ندارد یتیم است خدا میداند

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

کجا دیده ای؛ یک مادر هیجده ساله ای  از بچه هایش سیر بشود و بگوید الهی عجل وفاتی سریعا؛ خدا مرگم را برسان.احقاق الحق ج 19 ص160

بین دیوار و درِ خانه به زهراچه گذشت        ‏کز خدا مرگ به صد ناله تمنا مى‏کرد

کجا دیده ای؛ کسی روز وفات کند اما جنازه اش را نگه دارند وشب او را تشیع کنند و به خاک بسپارند؟ معمولا رسم است که اگر کسی شب فوت کند جنازه اش نگه میدارند و روز تشیع اش می کنند.

کجا دیده ای؛ مردم بریزند و بانویی را کتک بزنند؟ (پیامبر سفارش کرد در جنگها زنان مشرکه را حتی اگه به شمافحش دادند نزنید.امیر المومنین فرمود:اگر در جنگی کسی زن مشرکه ای را با تازیانه می زد،مردم به فرزندان آن شخص می گفتند: این مرداز نسل کسی است که زنان را با تازیانه زده است. ) زهرا که مشرکه نبود بلکه نور چشم پیغمبر بود قرةالعینی و ثمره فؤادی.

«شهرستانى» در کتاب «الملل و النحل» به نقل از «ابراهیم بن سیار بصرى»معروف به نظام مى نویسد:«ان عمر ضرب بطن فاطمة ذلک الیوم، حتى ألقت المحسن من بطنها». عمر در آن روز به پهلوى فاطمه(علیها السلام) ضربت زد، که در اثر آن فرزند درون رحمش(محسن) سقط شد. الملل و النحل، محمد بن عبدالکریم شهرستانى، ج1، ص71.

کجا دیده ای ؛  وقتی بخواهند بانویی را بزنند، سیلی به صورتش بزنند؟پیامبر فرمودند:اگر خواستید کسی را بزنید نباید سیلی به صورتش بزنید،و فرمود: کسی حق ندارد روی صورت حیوانی داغ بگذارد و به صورتش سیلی بزند. پیامبر دید شخصی روی صورت حیوانی داغ گذاشته است ، خیلی ناراحت شد ، فرمود زیبایی موجود به صورتش است چرا روی صورتش داغ نهاده ای؟ حالا فهمیدی چرا زهرا تا آخر عمرش  سر و صورتش با روسری می پوشاند؟

چه می شد گر مرا مادر از آن کوچه نمی بردی       من آنجا را نمی دیدم توهم سیلی نمی خوردی

کجا دیده ای ؛  به خانمی جلوی بچه هاش اهانت کنند و او را با تازیانه وغلاف شمشیر بزنند؟گیرم که فاطمه دختر پیغمبر نبود..    

نیش مسمار اگرلب به سخن وا مى‏کرد     آنچه آمد به سر فاطمه، افشا مى‏کرد

آستانِ در اگر حق تکلم مى‏داشت‏           دشمنان را همه زان واقعه رسوا مى‏کرد

مجرى توطئه‏ى اهل سقیفه که زخشم‏       درِ آتش زده را با لگدش وا مى‏کرد

درِ آتش زده و سینه‏ى زهرا،هیهات        ‏زینب از پشت در،این صحنه تماشامى‏کرد

بین دیوار و درِ خانه به زهراچه گذشت        ‏کز خدا مرگ به صد ناله تمنا مى‏کرد

به چه جرمى‏گل امید على شد پرپر؟   خصم بد کیش چه با شاخه‏ى طوبا مى‏کرد؟

 کجا دیده ای؛  که همسری راجلو چشم شوهرش بزنند ؟ این است وقتی از علی پرسیده شد سخت ترین لحظات عمرت کی بود؟ چشمان علی پر از اشک شد فرمود: برای مردی مثل علی چه ساعتی تلخ تر ازاین است که جلو چشمانش زهرایش را بزنند.

کجا دیده ای؛  کنار محتضر گریه کنند و مردم  او رااز گریه نهی نکنند؟ علی کنار فاطمه گریه می کرد و زهرا روبه علی کرد و گفت ابکنی یا اباالحسن وابک للیتاما ؛ علی جان برای من گریه کن  و برای  بچه های گریه کن. علی و زهرا هر دو گریستند. و آنجا زهرا بر حسینش روضه خواند  و لا تَنسَ قتیل العِدی ا بطف العراق ...... ریاحین الشریعه ج2 ص 74    

http://mousavibaroogh.blogfa.com/

  • سید محمد علوی زاده

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی