روضه

مرکز نشر و دانلود متن روضه ، صوت روضه، کلیپ روضه، کتاب های مقتل ،شعر، مداحی و غیره

روضه

مرکز نشر و دانلود متن روضه ، صوت روضه، کلیپ روضه، کتاب های مقتل ،شعر، مداحی و غیره

روضه

بسم الله الرحمن الرحیم

بوی عطرش به مشامم چو نسیم است خدا میداند

اهل عالم بدانید حسین شاه کریم است خدا میداند

ای دلم گرد یتیمی به من و تو به چه کار ؟

هر که ارباب ندارد یتیم است خدا میداند

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی

۱۶ مطلب با موضوع «مناسبت ها :: شب اول محرم» ثبت شده است

۰۶
آبان
۹۳

جناب «مسلم» فرزند «عقیل بن ابی طالب» از بزرگان بنی‌هاشم و پسر عموی حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام بود.
امام حسین علیه السلام از مدینه خارج شده و در مکه بود که نامه های مردم کوفه و دعوت از ایشان بسیار زیاد شد. آخرین نامه که به امام رسید و تعداد نامه‌ها که به هزاران درخواست بالغ شد، امام بین رکن و مقام دو رکعت نماز گزارد و از خداوند متعال طلب خیر کرد. سپس مسلم را خواست و پاسخ نامه ها را نوشت و در آن آورد : «سخن شما این است که: "امامی نداریم، به سوی ما بیا شاید خدا به سبب تو ما را هدایت و متحد کند". من ، مسلم بن عقیل برادر و پسر عموی خود را که مورد اطمینان من است به سوی شما فرستادم، پس اگر برای من نوشت که رأی خردمندان و اهل فضل و مشورت شما همان است که در نامه هایتان خواندم بزودی نزد شما خواهم آمد... »
مسلم در نیمه رمضان از مکه خارج شد و به مدینه آمد. در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله نماز خواند و با خانواده خود وداع کرد و با چند راهنما و همراه به سوی کوفه رفت. شرایط این سفر بسیار سخت بود و مسلم و همراهان راه را گم کردند و دو راهنما از تشنگی جان باختند. تا اینکه مسلم سرانجام در روز پنجم شوال به کوفه رسید.

  • سید محمد علوی زاده
۰۴
آبان
۹۳

قالَ: وَبَلَغَ الْخَبَرُ إِلى مُسْلِمِ بْنِ عَقیلٍ، فَخَرَجَ بِمَنْ بایَعَهُ إِلى حَرْبِ عُبَیْدِ اللّهِ، فَتَحَصَّنَ مِنْهُ بِقَصْرِ الاْمارَةِ، وَاقْتَتَلَ اءَصْحابُهُ وَ اءَصْحابُ مُسْلِمٍ.
وَجَعَلَ اءَصْحابُ عُبَیْدِ اللّهِ الَّذینَ مَعَهُ فِى الْقَصْرِ یَتَشَرَّفُونَ مِنْهُ وَیُحَذِّرُونَ اءَصْحابَ مُسْلِمٍ وَیَتَوَعَّدُونَهُمْ بِجُنُودِ الشّامِ، فَلَمْ یَزالُوا کَذلِکَ حَتّى جاءَ اللَّیْلُ.
فَجَعَلَ اءَصْحابُ مُسْلِمٍ یَتَفَرَّقُونَ عَنْهُ، وَیَقُولُ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ:
ما نَصْنَعْ بِتَعْجیلِ الْفِتْنَةِ، وَیَنْبَغى اءَنْ نَقْعُدَ فى مَنازِلِنا وَنَدَعَ هؤُلاءِ الْقَوْمِ حَتّى یُصْلِحَ اللّهُ ذ اتَ بَیْنِهِمْ.
فَلَمْ یَبْقِ مَعَهُ سِوى عَشْرَةِ اءَنْفُسٍ.
فَدَخَلَ مُسْلِمُ الْمَسْجِدَ لِیُصَلّى الْمَغْرِبَ، فَتَفَرَّقَ الْعَشَرَةُ عَنْهُ.
فَلَمّا رَاءى ذلِکَ خَرَجَ وَحیدا فى دُرُوبِ الْکُوفَةِ، حَتّى وَقَفَ عَلى بابِ إِمْراءَةٍ یُقالُ لَها طَوْعَةُ، فَطَلَبَ مِنْها ماءً فَسَقَتْهُ.
ثُمَّ اسْتَجارَها فَاءَجارَتْهُ.
فَعَلِمَ بِهِ وَلَدُها، فَوُشِیَ الْخَبَرُ إِلى عُبَیْدِ اللّهِ بْنِ زِیادٍ.

  • سید محمد علوی زاده
۰۴
آبان
۹۳

فَلَمّا اءُدْخِلَ عَلى عُبَیْدِ اللّهِ بْنِ زِیادٍ لَمْ یُسَلِّمْ عَلَیْهِ.
فَقالَ لَهُ الْحَرَسِیُّ: سَلِّمْ عَلَى الاْمیرِ.
فَقالَ لَهُ: اُسْکُتْ یا وَیْحَکَ وَاللّهِ ما هُوَ لى بِاءَمیرٍ.
فَقالَ ابْنُ زِیادٍ: لا عَلَیْکَ سَلَّمْتَ اءَمْ لَمْ تُسَلِّمْ، فَإِنَّکَ مَقْتُولٌ.
فَقالَ لَهُ مُسْلِمٌ: إِنْ قَتَلْتَنى فَلَقدْ قَتَلَ مَنْ هُوَ شَرُّ مِنْکَ مَنْ هُوَ خَیْرٌ مِنّى ، وَبَعْدُ فَإِنَّکَ لا تَدَعُ سُوءَ الْقِتْلَةِ وَ قُبْحَ الْمُثْلَةِ وَخُبْثَ السَّریرَةِ وَلَؤْمَ الْغَلَبَةِ، لا اءَحَدَ اءَوْلى بِها مِنْکَ.
فَقالَ لَهُ ابْنُ زِیادٍ: یا عاقُّ یا شاقُّ، خَرَجْتَ عَلى إِمامِکَ وَشَقَقْتَ عَصى الْمُسْلِمینَ، وَاءَلْقَحْتَ الْفِتْنَةَ بَیْنَهُمْ.
فَق الَ لَهُ مُسْلِم : کَذَبْتَ یَابْنَ زِیادٍ، إِنَّما شَقَّ عَصَى الْمُسْلِمینَ مُعاوِیَةُ - لَعَنَهُ اللّهُ- وَابْنُهُ یَزیدُ - لَعَنَهُ اللّهُ-، وَ اءَمَّا الْفِتْنَةُ فَإِنَّما اءَلْقَحَها اءَنْتَ وَ اءَبُوکَ زِیادُ بْنُ عُبَیْدٍ عَبْدِ بَنى عِلاجٍ مِنْ ثَقیفٍ، وَ اءَنَا اءَرْجُو اءَنْ یَرْزُقَنِى اللّهُ الشَّهادَةَ عَلى یَدَى شَرُّ الْبَرِیَّةِ.
فَقالَ ابْنُ زِیادٍ: مَنَّتْکَ نَفْسُکَ اءَمْرا، حالَ اللّهُ دُونَهُ وَ لَمْ یَرَکَ لَهُ اءَهْلا وَجَعَلَهُ لاِهْلِهِ.
فَقالَ مُسْلِمٌ: وَمَنْ اءَهْلُهُ یَابْنَ مَرْجانَةَ؟
فَقالَ: اءَهْلُهُ یَزیدُ بْنُ مُعاوِیَةَ!
فَقالَ مُسْلِمٌ: اءَلْحَمْدُ للّهِ، رَضینا بِاللّهِ حَکَما بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ.
فَقالَ ابْنُ زِیادٍ: اءَتَظُنُّ اءَنَّ لَکَ مِنَ الاَْمْرِ شَیْئا.
فَقالَ مُسْلِمٌ: وَاللّهِ ما هُوَ الظَّنُّ، وَلکِنَّهُ الْیَقینُ.
فَقالَ ابْنُ زِیادٍ: اءَخْبِرْنى یا مُسْلِمُ بِما اءَتَیْتَ هذَا الْبَلَدَ وَ اءَمْرُهُمْ مُلْتَئِمٌ فَشَتَّتَ اءَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ وَفَرَّقْتَ کَلِمَتَهُمْ؟
فَقالَ لَهُ مُسْلِمٌ: ما لِهذا اءَتَیْتُ، وَلکِنَّکُمْ اءَظْهَرْتُمُ الْمُنْکَرَ وَدَفَنْتُمُ الْمَعْرُوفَ وَتَاءَمَّرْتُمْ عَلَى النّاسِ بِغَیْرِ
رِضىً مِنْهُمْ وَحَمَلْتُمُوهُمْ عَلى غَیْرِ ما اءَمَرَکُمْ اللّهُ بِهِ، وَعَمِلْتُمْ فیهِمْ بِاءَعْمالِ کَسْرى وَقَیْصَرَ، فَاءَتَیْناهُمْ لِنَاءْمُرَ فیهِمْ بِالْمَعْرُوفِ وَنَنْهى عَنِ الْمُنْکَرِ وَنَدْعُوهُمْ إِلى حُکْمِ الْکِتابِ وَالسُّنَّةِ، وَکُنّا اءَهْلُ ذلِکَ کَما اءَمَرَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه علیه و آله
فَجَعَلَ ابْنُ زِیادٍ - لَعَنَهُ اللّهُ- یَشْتِمُهُ وَیَشْتِمُ عَلِیّا وَالْحَسَنَ وَالْحُسَیْنَ علیهم السّلام !

  • سید محمد علوی زاده
۰۴
آبان
۹۳

و جَعَلَ یُقاتِلُ حَتّى اُثخِنَ بِالجِراحِ وضَعُفَ عَنِ القِتالِ، وتَکاثَروا عَلَیهِ فَجَعَلوا یَرمونَهُ بِالنَّبلِ وَالحِجارَةِ، فَقالَ مُسلِمٌ: وَیلَکُم! ما لَکُم تَرمونَنی بِالحِجارَةِ کَما تُرمَى الکُفّارُ، وأنَا مِن أهلِ بَیتِ الأَنبِیاءِ الأَبرارِ؟! وَیلَکُم! أما تَرعَونَ حَقَّ رَسولِ اللّه ِصلى الله علیه و آله وذرِّیَّتِهِ؟
مسلم بن عقیل به نبرد، ادامه داد تا جراحت هاى سنگینى بر او وارد شد و از جنگیدن ناتوان شد. جمعیت بر او یورش بردند و با تیر و سنگ بر او مى‌زدند. مسلم گفت: واى بر شما! آیا به سویم سنگ، پرتاب مى کنید ـ آن گونه که به کفّار ، سنگ مى زنند ـ ، در حالى که من از خانواده پیامبرانِ ابرارم؟ آیا حقّ پیامبر را در باره خاندانش پاس نمى دارید؟


منبع: الفتوح ابن اعثم کوفی: ج ۵ ص ۵٣.

  • سید محمد علوی زاده
۰۴
آبان
۹۳

فرزندان عقیل بن ابى طالب، نقش مؤثّرى در نهضت حسینى داشتند. علاوه بر مُسلم بن عقیل، برادرانش جعفر و عبد اللّه و عبد الرحمان، و نیز فرزند یکى دیگر از برادرانش، محمّد بن ابى سعید همگى در این راه، به شهادت رسیدند. لذا امام زین العابدین علیه السلام، ابراز علاقه ویژه اى نسبت به فرزندان عقیل داشت. در روایات آمده است که به ایشان گفته شد: ما بالُکَ تَمِیلُ إلَى بَنِی عَمِّکَ هَؤلاءِ ...؟أجاب: إنّی أذکُرُ یَومَهُم مَعَ أبی عَبدِاللّه ِ الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ علیه السلام، فَأرِقُّ لَهُم.

به امام سجاد گفته شد: تو را چه مى شود که به این عموزاده هایت ( فرزندان عقیل )، بیشتر متمایلى؟

امام علیه السلام پاسخ داد: آن روزِ سختشان با ابا عبد اللّه حسین بن على علیه السلام را به یاد مى‌آورم و دلم برایشان مى سوزد.

  • سید محمد علوی زاده
۰۴
آبان
۹۳

وجَعَلَ یُقاتِلُ حَتّى اُثخِنَ بِالجِراحِ وضَعُفَ عَنِ القِتالِ، وتَکاثَروا عَلَیهِ فَجَعَلوا یَرمونَهُ بِالنَّبلِ وَالحِجارَةِ، فَقالَ مُسلِمٌ: وَیلَکُم! ما لَکُم تَرمونَنی بِالحِجارَةِ کَما تُرمَى الکُفّارُ، وأنَا مِن أهلِ بَیتِ الأَنبِیاءِ الأَبرارِ؟! وَیلَکُم! أما تَرعَونَ حَقَّ رَسولِ اللّه ِصلى الله علیه و آله وذُرِّیَّتِهِ؟(1)

مسلم بن عقیل به نبرد، ادامه داد تا جراحت هاى سنگینى بر او وارد شد و از جنگیدن ناتوان شد. جمعیت بر او یورش بردند و با تیر و سنگ بر او مى‌زدند. مسلم گفت: واى بر شما! آیا به سویم سنگ، پرتاب مى کنید ـ آن گونه که به کفّار ، سنگ مى زنند ـ ، در حالى که من از خانواده پیامبرانِ ابرارم؟ آیا حقّ پیامبر را در باره خاندانش پاس نمى دارید؟

  • سید محمد علوی زاده
۰۴
آبان
۹۳

خدا شب شده و من چه کنم            یه تن و این همه دشمن چه کنم

اهل کوفه که پیمان شکستند                خود نمک خورده، نمکدان شکستند

 صبح  درآمد  همگی  پیوستن             شب   در خانه به رویم بستند

 صبح من شمع و همه پروانه              شام بیگانه تر  از بیگانه   

وقتی بالای دارالاماره بدند، گفتند: مسلم حرفی داری؟ وصیتی داری؟ فقط یک جمله گفت: یک نامه برای حسین بنویسید و بگویید که به کوفه نیاید، کوفی وفا ندارد؛ فردا پایین دارلاماره همه منتظرند، هر کسی چیزی می گوید، یکی می گوید: الان مسلم سر سفره شان نشسته است، یکی می گوید: هر چی باشد مسلم مهمان است، یکی می گوید: مسلم را کشتند، یه وقت از بالای دارالاماره فریاد بزنند کنار بروید، کنار بروید، بدن بی سر مسلم بن عقیل از بالای دالاماره روی زمین افتاد...


منبع: اقتباس از روضه خوانی حجت الاسلام والمسلمین هاشمی نژاد حفظه الله.

  • سید محمد علوی زاده
۰۴
آبان
۹۳

دانلود فایل

جان ختم المرسلین در کوفه جا دارد، ندارد
بهتر از روح المین در کوفه جا دارد، ندارد
افسر جانباز حق در کوفه سر گردان و بی کس
نائب سلطان حق در کوفه جا دارد، ندارد
مسلم بی خانمان در کوچه می گردد امشب
یک جهان ایمان و دین در کوفه جا دارد، ندارد
آسمان کوفه امشب گریه کن بر حال مسلم
اختر قرآن ببین در کوفه جا دارد، ندارد
امتحان حق نگر از مسلمانان و مسلم
مسلم است ای مسلمی در کوفه جا دارد،ندارد

طوعه صدا زد، آقا جان من که نمرده ام ، زن هم باشم، اما بیا داخل خانه؛ اگر هیچ کسی سراغت نیامد من پناهت می دهم.

  • سید محمد علوی زاده
۰۴
آبان
۹۳

پیغمبر اکرم یه روز به عقیل نگاه کردوفرمودند
عقیل تو رو به دو جهت دوست دارم
یکی اینکه برادر علی ای
دومین جهتی که دوست دارم اینه
خدا به تو یه پسر می ده به نام مسلم
این اولین فدائی حسین منه(تنقیح المقال، مامقانى، ج‏3، ص‏214)
شب اول محرم سالهاست از قدیم الایام مردم می رن در خونه مسلم بن عقیل
گفت:ای مرد چرا به خونه ات نمی ری سر به دیوار گذاشتی
گفت ای زن آخه من خانه ندارم من غریبم
طوعه امشب تو مرا خانه بده
مرغ بشکسته پرم لانه بده

  • سید محمد علوی زاده
۰۳
آبان
۹۳

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض تسلیت ایام سوگواری ابا عید الله و یاران باوفایش  ان شاء الله اگر توفیق باشد هر روز روضه مربوط به شب آینده عرضه خواهد شد 

دانلود روضه شب اول محرم-حضرت مسلم ع- حاج محمود کریمی

 

دانلود روضه شب اول محرم- حضرت مسلم ع-حاج منصور ارضی

دانلود روضه شب اول محرم-حضرت مسلم ع- حاج حسن خلج

  • سید محمد علوی زاده
۰۲
آبان
۹۳
 
 

 

 1. حاج محمود کریمی

ردیف

موضوع

پخش دانلود

حجم
(KB)

زمان
1
بخش اول - مناجات امام زمان(عج)
  12,156 00:12:53
2
بخش دوم - روضه حضرت مسلم(ع)
  13,712 00:14:33
3
میمیرم از صدای تو سر میذارم به پای تو - زمینه
  8,737 00:09:14
4

بزم عزا برپا شده در کوچه ها غوغا شده- واحد

  5,776 00:06:05
5
ای نگاهت روشنای کربلا - واحد
  9,185 00:09:43
6
ای همه بود و هست من حسین یابن زهرا - چهار ضرب
  2,326 00:02:24
7
میمیرم از صدای تو سر میذارم به پای تو - دودمه
  7,022 00:07:24
8
ای یارا یارا جانا جانا - شور
  7,631 00:08:03
9
بخش اول - مناجات امام زمان (عج) و روضه
  22,153 00:23:33
10
خون خدا می چکد از گل روی حسین- چهار ضرب
  7,911 00:08:21
11
کرم حسین قلب من کربلا شه - زمینه
  9,539 00:10:06
12
گلگونه چشم خیس بارونت آقا - واحد
  16,152 00:17:09
13
میمرم از صدای تو سر میذارم به پای تو - دودمه
  6,866 00:07:14
14
ای یارا یارا جانا جانا - شور
  9,154 00:09:41
15
خون خدا می چکد از گل روی حسین - مناجات
  2,477 00:02:34
 

 

لینک مربوط به سایر مداحان در ادامه مطلب آمده است

  • علی حسنوند
۰۲
آبان
۹۳


توضیحات استاد

دریافت


جلسه1 

دریافت


جلسه2

دریافت

جلسه3

دریافت

  • سید محمد علوی زاده
۲۵
مهر
۹۳

مرحوم کافی ره

دریافت

  • سید محمد علوی زاده
۲۳
مهر
۹۳

ز بام کوفه می کنم تو را نظاره یا حسین!
تو هم مرا نظاره کن به یک اشاره یا حسین!


سرو به خون نشسته ام، زائر دست بسته ام
سلام می فرستمت از لب پاره یا حسین!


لحظه به لحظه دم به دم، مرگ دوباره دیده ام
بس که رسیده بر تنم، زخم دوباره یا حسین!


میان خندة عدو بهر تو گریه می کنم
بلکه به اشک دیده ام کنی نظاره یا حسین!


تیر به چلة کمان، کمان به دست حرمله
میا به کوفه رحم کن به شیرخواره یا حسین!


پرده کنار رفته و می نگرم به دخترت
نه معجرش بود به سر، نه گوشواره یا حسین!


هدیة حاجیان بود به مسلخ ولا یکی
مرا بود در این منا دو ماه پاره یا حسین!


به آسمان دیده ام، نظاره کن که دم به دم
در آفتاب ریختم بر تو ستاره یا حسین!


نگه به مکه دوختم چو شمع بر تو سوختم
درون سینه ام شده نفس شراره یا حسین!


کرم کن و به یک نظر به نظم "میثمت" نگر
که کرده سوز او اثر به سنگ خاره یا حسین!

  • علی حسنوند
۲۳
مهر
۹۳

آماده ام؛ برای دلم غم بیاورید

داغی به وسعت همه عالم بیاورید


با روضه های باز، مرا خون جگر کنید

یا چند صفحه از کتاب مُقرّم بیاورید


شکر خدا دوباره سیه پوش ماتمم

اشک مرا دوباره فراهم بیاورید


در سینه ام حسینیه ای دست و پا کنید

تا فرصت است بیرق و پرچم بیاورید


باز این چه شورش است که در خلق عالم است

کم کم خبر ز ماه محرم بیاورید


چادر نماز فاطمه تا خیمه گاه شد

زحمت اگر نبود، مرا هم بیاورید



رضا باقریان



  • علی حسنوند
۰۴
اسفند
۹۲

و بَقِیَ وَحدَهُ وقَد اُثخِنَ بِالجِراحِ فی رَأسِهِ و بَدَنِهِ فَجَعَلَ یُضارِبُهُم بِسَیفِهِ و هُم یَتَفَرَّقونَ عَنهُ یَمینا و شِمالاً.(1)
امام حسین علیه السلام از زخم هاى تن و سرش سنگین شده و تنها مانده بود، آنان را با شمشیر مى زد و آنها ، از چپ و راستِ او مى گریختند.

 فَوَقَفَ [الحُسَینُ علیه السلام ] وقَد ضَعُفَ عَنِ القِتالِ، أتاهُ حَجَرٌ عَلى جَبهَتِه هَشَمَها ثُمَّ أتاهُ سَهمٌ لَهُ ثَلاثُ شُعَبٍ مَسمومٌ فَوَقَعَ عَلى قَلبِهِ …(2)
ترجمه: امام حسین علیه السلام که بر اثر نبرد کم توان شده بود ایستاد. سنگى به پیشانى اش خورد و آن را شکست. سپس تیر سه شاخه مسمومى آمد و بر قلبش نشست.

  • سید محمد علوی زاده