روضه

مرکز نشر و دانلود متن روضه ، صوت روضه، کلیپ روضه، کتاب های مقتل ،شعر، مداحی و غیره

روضه

مرکز نشر و دانلود متن روضه ، صوت روضه، کلیپ روضه، کتاب های مقتل ،شعر، مداحی و غیره

روضه

بسم الله الرحمن الرحیم

بوی عطرش به مشامم چو نسیم است خدا میداند

اهل عالم بدانید حسین شاه کریم است خدا میداند

ای دلم گرد یتیمی به من و تو به چه کار ؟

هر که ارباب ندارد یتیم است خدا میداند

طبقه بندی موضوعی

       دانلود روضه

وقتی حسین آمد و دست مرا گرفت

حس میکنم که دور و برم را خدا گرفت

بانی روضه های تو در اصل فاطمه است

در هیأت بهشت عزای تو را گرفت

سینه زنان تو همگی عیسوی دمند

پس میشود زنوکران تو شفا گرفت

عالم بدون کرببلا ارزشی نداشت

عشق حسین آمد و دنیا بها گرفت

فردا اسیر حول قیامت نمیشود

هرکس امروز زیر پرچمتان جاگرفت

بوی بهشت میرسد ازهیأت حسین

ازبس ملک رسیدو سپس ارتقا گرفت

اذن زیارت حرمت دست زینب است

باید فقط زخواهر تو کربلا گرفت

هنگامه قیامت دنیا مُحرم است

موج الحسین آمد و دل را فرا گرفت

هرذره بی حسین زمین گیر میشود

هردانه ای زخاک حسین گفت و پا گرفت

آزاده نیست هرکه غلام حسین نیست

وای از دل کسی که به نام حسین نیست

گفتند: موسی بچه ها وحیوانات آب میخواهند،بچه هامون دارند از تشنگی میمیرند،  سریع موسی با خدا حرف زد، خدایا قوم من دارند از تشنگی میمیرند، فرمود: آیه 60سوره بقره : وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِب بِّعَصَاکَ الْحَجَرَ فَانفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَیْناً قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ کُلُواْ وَاشْرَبُواْ مِن رِّزْقِ اللَّهِ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِی الأَرْضِ مُفْسِدِینَ ، فرمود: موسی عصاتو بزن، دوازده چشمه جوشید، همه آب خوردند، جبرئیل نازل شد،گفت:  موسی الان پس از تشنگی ، همه سیراب شدید اما پسر پیغمبر آخر الزمان تشنه خواهد بود، وقتی آدم را خواست جبرئیل توبه دهد، گفت بگو:یا حمید بحق محمد،یا عالی بحق علی،یا فاطر بحق فاطمه،یا محسن بحق حسن،بگو آدم یا قدیم الاحسان بحق حسین، به حق محمدوعلی و فاطمه وحسن و به حق حسین علیهم السلام، تا گفت دلش لزرید  اشکش اومد،ندا آمد توبه ات رو قبول کردیم،گفت جبرئیل به من بگو، تو این  پنج تن، آخری چه نامی دارد؟ دلم شکست، اشکم جاری شد. فرمود: آدم این نام آخری،حسین پسر پیغمبر خاتم است، آب را رویش میبندند،عطش اینقدر بر آنها سنگینی میکند، مرداشون زانوهاشان قوت نداره چشماشون تار میبینه ،بچه ها از بس که تشنگی اذیتشون میکنه، پوست بدنشان خشک  میشود،یعنی ضربه بخوره میترکه،روزه گرفتی دیدی،تازه افطار و سحرم میخوری،روز چهارم پنجم بعضی هارو میبینی،لب هاشون ترک خورده،اومدن در خانه امیرالمونین علیه السلام اهل کوفه، علی جان خیلی وقته باران نیامده، دعا کنید باران بیاد، فرمود بروید درخانه حسینم ،ابی عبدالله دو رکعت  نماز خواند تا دست هاشو بالا آورد دعا کرد،دیدند داره ابر میاد،اینقدر باران بارید،آب برکه ها و نهرها سیراب شدند، بعد اومدند  پیش امیرالمؤمنین علیه السلام،گفتند علی جان انشا الله یه روزی تلافی میکنیم،  امشب شمرلعین با نامه ابن زیاد ملعون اومد به کربلا،اول نوشته عمر سعد اگر نمی تونی فرماندهی لشکررا به شمر بده ،بعد آب را روی حسین وحرمش ببند،از امشب و فردا دیگه محافظ های شریعه زیاد شدند،دیگه آب نمیشه بری راحت برداری،دیگه کار کار عباسه،او باید بره،من نمی دونم روضه ی این بچه رو چه طوری بخونم،کی بچه شیر خوره داشته تا حالا؟دیدی بچه ی شیر خوره یه ذره آب بریزی تو دهنش بسشه،کودک چقدر میخورد از نهر آب،آب؟

از حرم طفل رباب تازه ای برخواسته

شال بسته با نقاب تازه ای برخاسته

وقتی سکینه خانم اومد دید زیر ناخن های علی اصغر پر خون شده،چرا؟از بس ناخن روی سینه ی مادر کشیده.بچه ای که تشنه است خوابش نمیبره،هی به خودش میپیچه،چشاشم راحت باز نمیشه،تلظی رو در عرب این جوری گفتند :وقتی ماهی رو از آب بیرون می اندازند،اول بالا پایین میپره،بعد به جایی میرسه لبهاش رو فقط به هم میزنه،اینم تلظی نیست، ابی عبدالله دید علی اصغر داره تلظی میکنه،ابی عبدالله نگاه کرد دید این زبونش مثل چوب خشک شده،دور دهان میگردونه،یه ذره آب ببینه...حسین...

گرچه افتادند روی خاکها خورشیدها

تازه مغرب آفتاب تازه ای برخاسته

باد دارد از مسیر چشمهایش می وزد

لاجرم بوی شراب تازه ای برخاسته

قربون نگاهت علی جان

بیشتر چون تشنگی ها او خودش آب بود

پشت پایش آب آب تازه ای برخاسته

با همه پیغمبران پیغمبریم فرق کرد

روی دستم یک کتاب تازه ای برخاسته

ابی عبدالله تا صدای شیون  رو شنید،فرمود :مگر نگفتم  آرام گریه کنید،آری دادش، اما تا صدای غربتت  بلند شد، دو جور نقل کردند،بعضی ها گفتند از گهواره افتاد،اما قوی تر اینه که گهواره تکون خورد،فرمود: بچه رو بدهید من ببرم سیراب کنم،ببینم اینها آب میدهند یا نه،زود زنها این دست اون دستش کردن،نه خودمون ساکتش میکنیم،آخه اونها که مرد بودند رفتند دیگه برنگشتند،میدونی تا علی اصغر کشته شد،ابی عبدالله فرمود زود خلخال ها رو باز کنید،لباس هاتون رو عوض کنید،دیگه کسی نمونده.

آن همه لبیک گفتن یک طرف این یک طرف

پرسش ما را جواب تازه ای برخواسته

ریخت برهم لشکری را تا که بردستم رسید

با حضورش بوتراب تازه ای برخاسته

زود یا خوابش کنید یا مراعاتش کنید

تازه این کودک زخواب تازه ای برخاسته

این بلا تکلیفیم از ناتوانی نیست نیست

تیر با یک پیچ وتاب تازه ای برخاسته

گردنی که خشک باشد آخرش این میشود

تیر هم که با شتاب تازه ای برخاسته

روی این دستم تنش برروی این دستم سرش

آه بفرستم کدامش را برای مادرش

حجم تیری که برای جنگهای سخت بود

آنچنان آسیب زد چیزی نمانده از حنجرش

شرم دارم که بگویم تیر دشمن داغ بود

در حرم پیچید عطر و بوی یاس پرپرش

لالایی لالایی اصغرم لالایی جگرم لالایی پسرم لالایی 

                            بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی