روضه

مرکز نشر و دانلود متن روضه ، صوت روضه، کلیپ روضه، کتاب های مقتل ،شعر، مداحی و غیره

روضه

مرکز نشر و دانلود متن روضه ، صوت روضه، کلیپ روضه، کتاب های مقتل ،شعر، مداحی و غیره

روضه

بسم الله الرحمن الرحیم

بوی عطرش به مشامم چو نسیم است خدا میداند

اهل عالم بدانید حسین شاه کریم است خدا میداند

ای دلم گرد یتیمی به من و تو به چه کار ؟

هر که ارباب ندارد یتیم است خدا میداند

طبقه بندی موضوعی

یارب امام مجتبی مسموم کین شد...

سه شنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۳، ۰۷:۳۱ ق.ظ

یارب امام مجتبی مسموم کین شد     قلب شریفش پاره اندرراه دین شد

آمدبه بالینش حسین باچشم گریان      زینب ازاین ماتم شده زارپریشان

اندرجنان زهراسیه پوش غمین است     بهرحسن افسرده وزاروحزین است

روضه مکتوب امام حسن مجتبی (علیه السلام)

ابن عباس گوید: من در خدمت حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله بودم تا بدر منزل فاطمه رسید، و از پشت در سه مرتبه فریاد زد کسى جواب نداد، پس از این در کنار دیوارى نشستند، و من هم در پهلوى او نشستم، در این هنگام حسن بن علی علیهما السلام بیرون شد در حالى که صورتش را شسته بود، و تسبیحى بر گردنش آویخته داشت ابن عباس گفت:حضرت رسول دستهاى خود را باز کرد و حسن را بر سینه چسبانید و از گونه‏هایش بوسید و فرمود: این فرزند من آقا است، و خداوند بوسیله این بین دو گروهى از مسلمین را صلح خواهد داد.وهرکس می خواهد به سرورجوانان بهشت نگاه کند به حسن بن علی نگاه کند.

مقدمه

(گریز)

السلام علیک یا اَبا مُحَمَّد یا حَسَنَ بْنَ عَلِىٍّ اَیُّهَا المجْتَبى یَا بْنَ رَسُولِ اللهِ، یا حُجَّةَ اللهِ عَلى خَلْقِهِ یا سَیِّدَنا وَمَوْلانا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ اِلَى اللهِ وَقَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا یا وَجیهاً عِنْدَ اللهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللهِ،

یارب امام مجتبی مسموم کین شد     قلب شریفش پاره اندرراه دین شد

آمدبه بالینش حسین باچشم گریان      زینب ازاین ماتم شده زارپریشان

اندرجنان زهراسیه پوش غمین است     بهرحسن افسرده وزاروحزین است

 

هرمردى تو زندگیش هر دردى داشته باشه ، اول زنش خبردار مى شه ، من بمیرم براى امام حسن علیه السلام که توى خانه اش هم غریب بوده ، یک وقت صدا زد، کنیزها بگوئید زینبم بیاید، بى بى آمد، صدا زد: حسنم چه شده ؟

فرمود: خواهرم ، حالم منقلب است ، برو زود حسینم را خبر کن . بى بى آمد توى محله بنى هاشم ، دراین خانه رامى زند، حسینم داداش بیا، عباس بیا، عون بیا، جعفر بیا، همه بیاید، ببینید حسنم ... ؟

آمدند دور بسترامام حسن علیه السلام ، یک دفعه آقا صدا زد: خواهرم ، زینبم برو برام یک طشت بیار، رفت یک طشت آورد، آقا سرش را توى طشت کرد، تا سر بلند کرد دیدند پاره هاى جگرش داخل طشت است2 .

اى اُف برتواى روزگار دو طشت به زینب نشان دادى ، میان یک طشت پاره هاى جگر امام حسن علیه السلام ، حسینى ها بگم آتیش بگیرى ، میان یک طشت هم سربریده حسین.امااین طشت ها یک فرقی باهم داشتند این جا تکه های جگربرادربیرون می امد آنجا سربریده برادر بود روای می گه تاسربرادررادرمیان طشت دید باصدایی حزین که دل همه روجریحه دارکرد فریادزد :

یاحسیناه،یاحبیب رسو ل الله ،یابن مکه ومنی،یابن فاطمه الزهرا سیدالنساء ،یابن بنت المصطفی

 روای میگه همه گریه کردند اما یزید ملعون برای این که حضرت زینب سلام الله علیها روساکت کنه باچوب خیزران ...

همه صدابزنید حسین...

 

 

 

 

 

پرورش مرثیه

(اوج)

الالعنه الله علی القوم الظالمین

پایان

(فرود)

1. زندگانى چهارده معصوم علیهم السلام    متن    304     (مناقب حضرت مجتبى علیه السلام) ..... ص : 303    نویسنده:عزیزالله عطاردی  2. جلاالعیون ج 1، بلبل بوستان حضرت مهدى ج 2.ص 141. 3.مقتل لهوف سیدبن طاوس  ص233

 

منبع

 

 

 





 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی